آذربایجان وبازی ایران
عبارت " ایران شمالی" که
اینروزها
بکرات از طرف رژیم جمهوری اسلامی مطرح میگردد بنظر خبردهنده
سیاست جدیدی است که رژیم در مقابل آذربایجان در پیش خواهد گرفت
. رژیم جمهوری اسلامی ایران که تاکنون موفق نشده روابط خود با
آذربایجان را در مسیر مشخصی به پیش ببرد و مرتبا فعالیتهائی بر
علیه این کشور انجام میدهد ، بشکلی رسمی و بصورت مکرر خاکهای
آذربایجان را بعنوان خاکهای فارس معرفی مینماید .
رژیم
پان فارسیست اسلامی و همچنین روزنامه های معلوم ایران
آذربایجان را بخشی از خاکهای ایران خوانده و اعلام میدارند که
این خاکها سالهای مدیدی در اشغال روسها بوده و هم اکنون از طرف
آمریکا و اسرائیل اداره میگردد . آنها همچنین ادعا مینمایند که
آذربایجان فعالیتهائی بر علیه دین مبین اسلام به پیش میبرد .
هفته نامه میثاق بخشی را
تحت عنوان اخباری از ایران شمالی منتشر مینماید که در واقع
منظور آن آذربایجان میباشد . دستندرکاران و روحانیون در این
بخش هفته نامه مورد بحث ضمن اشاره به اینکه در آذربایجان فساد
اداری و مالی حرف اول را میزند مینویسند که کارمندان جمهوری
آذربایجان وظایف خود را با رشوه انجام میدهند. دستندرکاران اینچنین
روزنامه ها و نیروهای حامی آنها باید بدانند که تاریخ
آذربایجان تنها مختص به بخشی که امروزه در آنسوی رودخانه ارس
زندگی مینمایند نبوده بلکه این تاریخ به ما یعنی جغرافیا و
مردم آذربایجان جنوبی نیز تعلق دارد . بعبارتی دیگر تاریخ
آذربایجان شمالی و جنوبی واحد است . نسل آینده نیز باید بهنگام
سخن از آذربایجان نباید فقط به بخش شمالی آن یعنی جمهوری
آذربایجان فکر کند . آنان این سرزمین دده قورقود را با شمال ،
جنوب ، شرق و غرب آن باید دوست داشته و قبول نمایند .
در واقع پشت پرده این
عبارتسازی رژیم جمهوری اسلامی ایران کشمکشی سیاسی ، اقتصادی و
نظامی مابین ایران و این جمهوری قرار دارد . رژیم دیکته ایران
که به حقوق بشر هیچ احترامی قائل نمیباشد حقوق 35 میلیون ترک
آذربایجان جنوبی را پایمال نموده و مسلما این موضوع موجب
برانگیختن واکنش برادرانمان در جمهوری آذربایجان میگردد .
رژیم جمهوری اسلامی در
اشتباه بزرگی است . زیرا تجرید و تنهائی ایران در منطقه ایجاد
روابط و همکاری استراتژیک مابین آمریکا و آذربایجان را تسهیل و
تقویت نموده و بدینترتیب چنبر آمریکا در اطراف ایران کامل
خواهد شد . نگرانی اصلی ایران تلاش و فعالیت آمریکا برای ایجاد
روابط نزدیکتر با آذربایجان است .با فروپاشی اتحاد جماهیر
شوروی پیشین در اوایل دهه 1990 دول جدید بسیاری در شمال ایران
شکل گرفتند . ایران این فرصت طلائی برای شکستن حلقه تنهائی خود
و نجات از این تجرید بین المللی را از دست داده و با شک و
تردید به اینکشورها نگریست . نگرانی دیگر ایران تحولات جدید
در قفقاز میباشد که این وضعیت خود با سیاستهای آمریکا در این
منطقه ارتباط تنگاتنگ دارد . در اینجا باید خاطر نشان ساخت که
روابط آمریکا با ارمنستان از روابط اینکشور با آذربایجان قویتر
است . با این وجود محور اصلی نگرانی ایران در این راستا
موجودیت بالغ بر سی و پنج میلیون آذربایجانی در ایران و نزدیکی
جغرافیائی خاکهای اسکان آنها با جمهوری آذربایجان میباشد . در
حالیکه ایران باید از نقشه هائی که آمریکا برایش طرحریزی نموده
دوری جسته و به همسایگانش بیش از پیش نزدیک گردد . یکی از گامهای
مهم در این زمینه دادن حقوق قید شده در قانون اساسی کشور به
ترکهای آذربایجان جنوبی است . ایران موجودیت جمهوری تازه
استقلال یافته آذربایجان را نباید بعنوان خطری برای تمامیت
ارضی خود مشاهده نماید . علاوه بر اینکه ایران با اتخاذ موضعی
غیر صمیمی در کشمکش و جنگ مابین ارمنستان و آذربایجان به
ارامنه کمک و یاری نموده و از این دولت حمایت مینماید .ترکهای
آذربایجان جنوبی تا هنگامیکه فرهنگ و حقوقشان بطور کامل حفظ نگردیده
و زبان ترکی در مدارسمان تدریس نگردد به مبارزه خود ادامه
خواهند داد . بیانات بعضی از فعالان حرکت آذربایجان و همچنین
ارائه خواسته های مردم آذربایجان و فریاد آزادی عکس العمل
خشن رژیم تهران را برمی انگیزد .این وضعیت علی الخصوص در
اوایل دهه 1990 موجب شد تا روابط مابین جمهوری آذربایجان و
ایران رو بسردی بگذارد . نقش و تاثیر ایران در اشغال بیست درصد
از خاکهای جمهوری آذربایجان بدست ارمنستان و همچنین دور شدن
ابولفضل ایلچی بیگ از اقتدار در اینکشور با انجام کودتا نیز
جزو مواردی میباشد که به اثبات رسیده است .
گرچه با بر سر کارآمدن حیدر
علی ایف در جمهوری آذربایجان روابط مابین ایران و اینکشور کمی
هم که باشد رو به بهبودی نهاد ولی باز بحران اعتماد فی مابین
همچنان ادامه دارد . علی الخصوص که مطبوعات و رسانه های گروهی
ایران در هر فرصتی بر علیه آذربایجان دست به تبلیغات منفی
میزنند . از طرف دیگر ایران بواسطه حزب اسلام آذربایجان در
تلاش سرنگونی رژیم اینکشور بوده و در این مقوله مثل همیشه از
عنصر دین استفاده میکند .
یکی
دیگر از دلایل دید منفی ایران نسبت به آذربایجان موقعیت حقوق
دریای خزر است . موقعیت دریای خزر در دوره اخیر بعنوان یکی از
مسائل مهم سیاست خارجی ایران درآمده است .جمهوری آذربایجان که
در مورد موقعیت حقوقی دریای خزر دیدگاهی متضاد ایران دارد در
این مقوله بارها با اینکشور کشمکش یافته و در آستانه درگیری
قرار گرفته است . یکی از این درگیریهای داغ در بیست و سوم ژوئیه
سال 2001 بوقوع پیوسته بود . کشتی کاوشگر انگلیسی ژئوفیزیک 3
در اینروز برای کندوکاو نفتی به منطقه نفت خیز آراز- الو- شرق
در 150 کیلومتری جنوب باکو آمده و با تهدید هواپیما و کشتیهای
ایرانی بدلیل اینکه وارد آبهای ایران شده است وادار بترک منطقه
گردید . این کشتی متعلق به شرکت بیریتیش پترولیوم انگلستان
برای دوری از بروز بحران و درگیری بلافاصله راه باکو را در پیش
گرفت. با بررسی این تحولات میتوان دریافت که دو کشور ایران و
آذربایجان در مورد وضعیت حقوقی دریای خزر به این زودیها به
توافقی دست نخواهند یافت .
یکی
دیگر از موارد ناراحتی و نگرانی ایران از جمهوری آذربایجان ،
شایعاتی دال بر این نکته است که آمریکا و غرب بهنگام انجام
عملیاتی بر علیه ایران از خاکهای آذربایجان بهره خواهند برد
.سفیر ایران در آذربایجان اعلام نموده بود که : ما به این
موضوع که آمریکا در عملیات محتمل خود بر علیه ایران از
آذربایجان بهره خواهد برد را باور نمیکنیم . آمریکا هیچگاه اینچنین
اشتباهی نکرده و حتی اگر نیز به اینچنین اقدامی دست بزند ما
بدان اجازه نخواهیم داد . سفیر کبیر ایران در آذربایجان با این
سخنان در واقع ناراحتی و نگرانی خود در این زمینه را مطرح کرده
است . در سال 2004 علی شمخانی وزیر دفاع وقت ایران نیز در
دیداری از باکو طی سخنانی چنین گفته بود : امنیت آذربایجان
امنیت ماست و قدرت دفاعی ما نیز قدرت دفاعی آذربایجان است .
شمخانی با این سخنان در واقع به دشمنانشان پیام میدهد .
بعد از این دیدار رسمی در
سطح عالی در روزهای 24 الی 26 ژانویه نیز الهام علی ایف رئیس
جمهور آذربایجان دیداری از ایران بعمل آورده و سفری نیز به
تبریز نموده بود . برای اولین بار رئیس جمهر آذربایجان مستقل
از تبریز مرکز آذربایجان جنوبی دیدار مینمود . بعبارتی دیگر
رژیم ایران علیرغم خواست خود به این دیدار اجازه داده بود .
گرچه در این دیدارها موضوعات بظاهر معصومی همانند انجام پروازهائی
مابین آذربایجان و تبریز ،تسهیلات تردد مرزی و تقویت روابط
تجاری مابین آذربایجان منطقه مطرح گردیده بود ولی روند ذیربط
بر اساس خواسته های رژیم ایران صورت پذیرفته است .
همه نیک بدانند که دسیسه ها
و بازیهای رژیم ایران بهیچوجه نخواهد توانست اتحاد در
آذربایجان و روابط آنرا بر هم بزند . در پایان باید پرسید
رژیم جمهوری اسلامی که اینقدر در مورد دین اسلام حساس عمل
مینماید ،چرا با ارمنستانی که برعلیه مسلمانان ترک آذربایجانی
بدینگونه جنگیده وترکهای معصوم را قتل عام کرده است روابط حسنه
برقرار نموده و از آن حمایت میکند ؟