فریاد یک ایرانی
اقتصاد ایران بدترین روزهای خود را طی میکند .
هر روز کارخانه ها یکی بعد از دیگری تعطیل شده و هزاران کارگر
بیکار میمانند . بعنوان مثال شمار کارگرهائی که در پروژه پارس
جنوبی بوشهر مشغول بکار بودند از نود هزار نفر به هفت هزار و
پانصد نفر کاهش یافته است . من هم یکی از همین کارگرهای بیکارم
...از طرف دیگر کارگاه های کشتی سازی بوشهر هم دست از کار
کشیده و شمار بیکاران این شهر به چهارصد هزار نفر رسیده است .
تنها رقمی که میشود در این رابطه آنرا مطرح کرد نرخ بیکاری
بالای سی درصد در این شهر است . افزایش قابل توجه تورم و کاهش
چشمگیر قدرت خرید مردم هم دیگر شاخص های وضعیت اسفناک مردم
منطقه است .
پرداخت به اصطلاح یارانه ها که دولت میخواست با
این روش نان را به سفره هایمان بیآورد هم نتوانسته دردی را دوا
کند . پرداخت فیش های آب وبرق و گاز با مقدار ناچیز یارانه ها
هم معضل دیگری شده...منتظریم که دولت آقای احمدی نژاد دست از
مسائل جنبی کشیده و برای دردمان چاره ای بیاندیشد...
در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی هم باید گفت که
کشمکش مابین فرماندهان سپاه بر سر مال و منال و بدست آوردن پست
و مقام آنچنان بالا گرفته که میتوان ادعا کرد درآمد هنگفت نفت
برای مردم بینوا نه بصورن آب و نان بلکه بشکل کودتا ، شکنجه و
جنگ داخلی برخواهد گشت . سپاه و فرماندهانش با سوءاستفاده از
امکانات و استعدادهای دولت منافع اقتصادی و درآمدهای بسیاری را
برای خود رقم زده و میزنند . بعنوان مثال یک فرمانده دون آیه
میتواند براحتی وارد یکی از ادارات دولت شده و هر اقدامی که
دوست دارد انجام دهد . بعضی از این فرماندهای کار را به درجه
ای پست کرده اند که بقالی باز کرده و سربازان تحت امر خود را
آنجا مشغول سرویس به مشتریان میکنند .
هستند فرماندهانی که با اسلحه وارد اداره گمرک
شده و بدون پرداخت وجهی میتوانند کالا وارد کرده و نامش را
خدمت به امنیت کشور قلمداد نمایند . خلاصه کلام اینکه در هر
کار و مسلکی که هستید بالاخره روزی با یکی از این فرماندهان
طمع کار سپاه روبرو میشوید ...حتی زمینه فحشا و قاچاق مواد
مخدر را به کس دیگری واگذار نکرده اند ! باور کنید این چیزهائی
که برایتان نوشتم تنها گوشه کوچکی از حقایق است ...کار آنقدر
بالا گرفته که نظامیان به نوامیس مردم هم دست درازی کرده و
احترامی برای آنها قائل نیستند بطوریکه گروههای ده الی دوازده
نفره از این نظامیان وارد جشن ها و عروسی ها شده و مردم را
اذیت میکنند. روایت است که خود سپاه این افراد را راهی جشن ها
و عروسی ها میکند تا بدین ترتیب رعب و وحشت را مستولی بر جامعه
کند .امروز سپاه علت اصلی ناامنی و ترس در جامعه ایران است .
از طرف دیگر کشمکش های موجود در داخل دولت نیز آینده سیاسی
ایران را تار ومبهم جلوه میدهد . رهبر و بیت رهبری بسیار تضعیف
شده و نباید خط و نشان های آنها را در هیچ زمینه ای جدی گرفت
چرا که اینها ضجه ها و ناله های آخر بیت رهبری و اطرافیانشان
است . بوق تبلیغاتی که بوق سحر تا بام شب رهبر و بیت رهبری را
بانگ میزند در واقع تضعیف آنرا ثابت میکند .