آذربایجان جنوبی ما

English

 

 

لابی اسرائیل و تاثیر آن بر سیاست خارجی آمریکا

  بخش اول

 

حامی بزرگ

سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا دیگر تمامی وقایع و تحولات سرتاسر جهان را تحت تاثیر خود قرار میدهد .این وضعیت در خاورمیانه بعنوان منطقه ای همیشه متشنج و استراتژیک بیش از سایر مناطق جهان مرعیت دارد . حکومت جرج بوش رئیس جمهور آمریکا بعنوان آخرین تاثیر جهانی کشور متبوعش تصمیم گرفت تا برای خاورمیانه باصطلاح دموکراسی را به ارمغان آورد اما بنوعی آغاز مقاومت در عراق ،افزایش بهای نفت در بازارهای جهانی و عملیات تروریستی در شهرهای مادرید،لندن و امان را رقم زد. تمامی کشورهای جهان میخواهند تا قدرتی که آمریکا را برای اعمال سیاستی خاص در خاورمیانه سوق داده اند را بهتر و از نزدیک درک کنند .

منافع ملی ایالات متحده آمریکا باید یکی از اهداف در الویت اینکشورباشد .ایالات متحده آمریکا علی الخصوص بعد از جنگهای شش روزه  که در سال 1967 آغاز گردید ، سیاست خاورمیانه خود را بر محوریت روابط خود با اسرائیل بنا نمود .  همراهی سیاست حمایت بی برو برگرد آمریکا از اسرائیل و تلاش اینکشور برای باصطلاح توسعه دموکراسی در خاورمیانه خشم  جهان عرب و اسلام را برعلیه اینکشور برانگیخته نموده و اعتماد به آمریکا را در معرض تهدید و خطر قرار داده است . این وضعیت در تاریخ سیاسی آمریکا کاملا بی سابقه میباشد .

در اینجا باید پرسید که چرا آمریکا بخاطر حفظ منافع کشوری دیگر اینقدر امنیت خود را به مخاطره میاندازد ؟ بعضی ها میتوانند اینطور فکر کنند که پیوندهای موجود مابین ایندو کشور بر اساسی متکی بر منافع  استرتژیک ،مادی و ضروریات معنوی تکیه دارد. ولی با وجود این هیچ دلیلی نمیتواند دلایل حمایت مهم و بزرگ مادی و معنوی آمریکا از اسرئیل را بازگو نماید.قدرت پیش برنده و لکوموتیو وار سیاست منطقه ای آمریکا در منطقه تقریبا بطور کلی بر اساس سیاست داخلی آمریکا و فعالیت لابی اسرائیل بستگی دارد . تاکنون هیچ لابی در امریکا بر موضوع همسوئی منافع ملی آمریکا با آن اظهار عقیده ننموده  است .

در صفحات آینده چگونگی رسیدن لابی اسرائیل به این نقطه جالب و بی سابقه را با جزئیاتش برایتان توضیح داده  وشرح خواهیم داد که این لابی به چه نحوی اقدامات و حمله های آمریکا در منطقه خاورمیانه را شکل میبخشد . وقتی موقعیت مهم استراتژیک  خاورمیانه و تاثیرپتانسیل آن بر روی سیاست دیگر مناطق را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهیم ،خواهیم دید که برای بازیگران نمایشات آمریکا در داخل و خارج آن درک تاثیرات این لابی قدرتمند بر روی سیاستهای آمریکا به چه اندازه ای اهمیت دارد . بعضی از خوانندگان این سری مقاله میتوانند مطالب آنرا خسته کننده ارزیابی نمایند ولی حقایق بازگو شده در این مقالات از طرف کارشناسان امر بدون قید و شرط قابل قبول مینماید .موضوعات مورد بحث در این مقالات با استناد بر اطلاعاتی که توسط بعضی از روزنامه نگاران و اعضای هیئت علمی اهل اسرائیل ارائه شده  در افکار عمومی مطرح گردیده است . بهمین خاطر نیز این مطالب کاملا مستند را باید بجدیت بسیار مطالعه نمود . البته در تهیه این سری مقاله ما از دلایل ارائه شده از طرف اسرائیل و سازمانهای حقوق بشر در ین رابطه نیز سود برده ایم . علاوه بر این موارد ما برای تهیه این اسناد و مقالات به شهادت بعضی از سیاستمداران همکار با اعضای لابی اسرائیل و بعضی از فعالین این لابی مراجعه نموده ایم. مسلما بسیاری از خوانندگان این مقالات ، مطالب آنرا میتوانند انکار نمایند ولی دلایلی که پایه و اساس مستند دارند غیر قابل انکار و تردد هستند .

 

واشنگتن که بعد از جنگ اکتبر بسال 1973 ، کمکهای خود بسایر کشورها را متوقف نموده بود، این حمایت خود در مورد اسرائیل را روز بروز افزایش داده است . اسرائیل از سال 1976 بدینطرف بزرگترین حمایت اقتصادی و نظامی از آمریکا را دریافت نموده و در حکم کشوری است که بعد از جنگ جهانی دوم بیشترین کمکها در جنبه های مختلف را دریافت نموده است . در سال 2003 مجموع کمک مستقیم مالی آمریکا به اسرائیل از مرز 140 میلیارد دلار پا فراتر نهاده است . اسرائیل امروزه یک پنجم از کمک خارجی سالانه آمریکا بسایر ممالک که بالغ بر 3 میلیارد دلار میباشد را مستقیما و بدون چون و چرا دریافت مینماید . وقتی این رقم  کمک 3 میلیارد دلاری به اسرائیل را با جمعیت این کشور قیاس دهیم ،آنگاه  درآمد سرانه هر اسرائیلی را برابر 500 دلار خواهیم دید . این سخاوت آمریکا در مورد اسرائیل وقتی برایمان مهم بنظر میرسد که بدانیم با این حمایت مالی درآمد سرانه در اسرائیل با درآمد سرانه در کشورهائی مانند اسپانیا و کره جنوبی که خود صنعتی بشمار میروند تقریبا در یک سطح قرار دارد .

اسرائیل در سایه حمایت همه جانبه آمریکا امتیازات بسیاری را بدست آورده است .  دیگر کشورهای گیرنده این کمک مالی را در چهار قسط و هر سه ماه یکبار دریافت مینمایند در حالیکه اسرائیل این کمک  اقتصادی فوق العاده را در آغاز هر سال مالی و با بهره های آن دریافت مینماید . در حالیکه بسیاری از دریافت کنندگان کمک نظامی آمریکا باید این قدرت نظامی را بنام و عنوان آمریکا بکار ببندند، اسرائیل براحتی 25 درصد از این 3 میلیارد دلار را صرف صنایع نظامی و دفاعی  خود مینماید . بعبارتی دیگر اسرائیل تنها کشوری است که لزومی به بازپس دادن حساب به آمریکا نمیباشد . تنها مورد استثنا در این رابطه نیز بکار بردن این کمک مالی در عمران کرانه باختری رود اردن است که با مصالح آمریکا در تضاد میباشد .

علاوه بر این واشنگتن مرتبا اسرائیل را از نظر دیپلماتیک مورد حمایت قرار میدهد .آمریکا از سال 1982 بدینطرف جمعا 32 تصمیم  در مورد اسرائیل را وتو نموده است . این تعداد از مجموع آراء وتوئی که دیگر اعضا بکار گرفته اند بیشتر میباشد . آمریکا همچنین لای چرخ اعراب در راه  مطرح ساختن تاسیسات سلاحهای اتمی اسرائیل نزد سازمان انرژی اتمی  چوب میگذارد .

آمریکا همانگونه که در مواقع جنگ به کمک اسرائیل میآید بهنگام صلح و قراردادهای صلح آمیز نیز همواره در کنار اینکشور بوده و از آن جانبداری مینماید . نیکسون در روند جنگ اکتبر حمایت از اسرائیل را ادامه داده و آنرا از مداخلات اتحاد جماهیر شوروی  حفظ  کرد . واشنگتن خود در مذاکراتی که به جنگ پایان دادند نیز دخالت نموده و در قرارداد اسلو بسال 1993 که طی آن چانه زنیهای بسیاری شکل گرفتند نقش کلیدی ایفا نمود . در هر دوی این وقایع مابین مقامات آمریکائی و اسرائیلی تنشهائی بوجود آمد ولی آمریکا باز موقعیت خود با اسرائیل را در توازن همیشگی خود نگاه داشته و بطور مداوم مواضع طرف اسرائیلی را مورد حمایت قرار داد . یکی از شرکت کنندگان آمریکائی  در کمپ دیوید بعدها اینچنین میگوید : عموما وظیفه اصلی ما دفاع از اسرائیل بود .

همانطوریکه اشاره نمودیم آمریکا حتی در مواقعی که فعالیتها و اقدامات اسرائیل با منافع اینکشور در تضاد بود( بعنوان مثال اشغال کرانه باختری رود اردن و نوار غزه ) باز برای اینکشور آزادی عمل را از نظر دور نداشت .بعنوان مثال شاید بخشی از پروژه اشغال عراق از طرف حکومت جرج بوش رئیس جمهور آمریکا باز با منافع و موقعیت استراتژیک اسرائیل در ارتباط مستقیم میباشد . اگر اتفاق و اتحادهای زمان جنگ را بکناری بگذاریم خواهیم دید که حمایت مادی و دیپلماتیک آمریکا از کشوری دیگر کمی غیر عادی و غیر قابل درک مینماید .خلاصه اینکه حمایت بی قید و شرط آمریکا از اسرائیل کاملا بی نظیر میباشد . این سخاوت و حمایت فوق العاده  اگر اسرائیل شریک استراتژیک  بی بدیلی برای آمریکا بوده و یا مسئولیتی معنوی با خود بهمراه میداشت ، قابل درک بود ولی هیچکام از ایندو دلیل نیز نمیتواند قانع کننده باشد .

 

مسئولیتی استراتژیک

بر اساس مطالبی که در سایت اینترنتی کمیته روابط عمومی آمریکا واسرائیل منتشر گشته ؛ اسرائیل و آمریکا در مقابل خطرات  روز افزون استراتژیکی که  ایندو کشور را تهدید مینمایند شراکتی که تاکنون نظیرش مشاهده نشده اشت تشکیل داده اند ... این همکاری و همیاری مابین دو کشور مذکور برای آمریکا و اسرائیل منافع بسیاری در پی آورده است .

مقالات منتشره  در این سایت اینترنتی  از طرف اسرائیل بسیار مورد توجه قرار گرفته و حتی سیاستمداران اسرائیلی نیز مرتبا نوشته های آنرا بر زبان میآورند . اسرائیل میتواند در طول دوران جنگ  سرد شریک استراتژیک مهم و خوبی برای آمریکا بوده باشد ولی نباید فراموش نمود که اسرائیل بعد از جنگهای شش روزه بسال 1967 بوکالت از طرف آمریکا از توسعه شوروی  در منطقه جلوگیری کرده و خسارات بسیاری به رژیمهای  طرفدار شوروی همانند مصر و سوریه وارد ساخت .اسرائیل بعضا از متفقین دیگر آمریکا همانند شاه حسین اردن حمایت نموده  و توان نظامی اش باعث گردید تا شوروی پیشین برای حمایت از متفقین خود تلاش و هزینه بیشتری صرف نماید .اسرائیل همچنین اطلاعات ذیقیمتی از نیروهای شوروی پیشین در اختیار آمریکا قرار میداد . با وجود همه این احوال باز نباید ارزش استراتژیکی اسرائیل را به این اندازه مبالغه نمود .

زیرا حمایت از اسرائیل امری ارزان نبوده و روابط آمریکا با جهان عرب از اینرو شکلی بسیار پیچیده بخود گرفته است .بعنوان مثال در خلال جنگ اکتبر تصمیم آمریکا در راستای کمک فوری 2 میلیارد دلاری به اسرائیل تحریم نفتی اوپک را در پی آورد که خود خسارات سنگینی به اقتصاد جهان غرب وارد ساخت .  علاوه بر این ارتش اسرائیل نیز نتوانست منافع آمریکا در منطقه را حفظ نماید . بعد از انقلاب ایران بسال 1979 و بخطر افتادن امنیتی آمریکا در منطقه اسرائیل نتوانست نقش مهم و قابل اطمینانی در خاورمیانه ایفا نماید .

تحولات سالهای اخیر بوضوح نشان میدهند که بعد از دوران جنگ سرد و نقش فعال اسرائیل در خلال آن ، با آغاز جنگ اول خلیج اسرائیل بصورت باری استرتژیکی بر دوش آمریکا سنگینی مینماید . آمریکا در خلال جنگ اول خلیج نتوانست از پایگاههای هوائی اسرائیل استفاده نماید و مجبور گشت تا امکانات دیگری را بر علیه عراق بکار ببندد . تاریخ در سال 2003 دوباره تکرار شد ؛ اسرائیل علیرغم اینکه در مورد حمله آمریکا به عراق بسیار طالب بود ، پیشنهاد کمک و یاری بدون شعله ور ساختن جهان عرب را نتوانست قبول نماید . بدینترتیب اسرائیل دوباره خارج از دور مانده بود .

 

حمایت آمریکا از اسرائیل در آغاز دهه 1990 و علی الخصوص بعد از حملات تروریستی یازدهم سپتامبر با ظهور تروریستهائی با ریشه عرب و مسلمان و حمایت ظاهری آنها از طرف دول مجهول الهویه یکبار دیگر بروابط مابین اسرائیل و آمریکا وجهه قابل قبولی میداد . این تحولات به آمریکا این اجازه را میداد تا اسرائیل را در مبارزه با فلسطین حمایت نموده و در مورد کشتار و دستگیری تمامی تروریستهای فلسطینی  امتیازاتی به اینکشور بدهد . از طرف دیگر آمریکا فرصت یافته بود تا کشمکش با جمهوری اسلامی ایران ، سوریه بشار اسد و عراق صدام حسین را بیابد . اسرائیل در مبارزه با ترور و تروریسم کشور مهمی بنظر میآمد . زیرا دشمنان اسرائیل در عین حال دشمنان آمریکا نیز بشمار میرفتند .این موضوع جدیدی بشمار میرفت ولی در اصل اسرائیل در مبارزه بر علیه تروریسم بار سنگینی بیش نبود .آمریکا در راستای مبارزه با کشورهای مجهول الهویه و حامی تروریسم بدون اسرائیل باید انرژی بیشتری صرف مینمود .

 

 
 

خانه
فرهنگ و هنر
اجتماعی
آرشیو
ما و شما
 

 

 

 

info@oursouthazerbaijan.com

 ما و شما بایگانی اجتماعی فرهنگ وهنر خانه


Our South Azerbaijan © 2006   • Privacy Policy