The New Yorker
: "
تمایلی جدید ؛ تغییر استراتژی "
بخش اول
Seymour M. Hersh
سردبیرمجله
The New
Yorker از
واشنگتن
با بدتر شده وضعیت عراق در
چند ماه پیش ، استراتژی آمریکا در خاورمیانه هم از نظر
دیپلماتیک و هم از نظر عملیات پنهانی تغییرات محسوسی یافته و
آمریکا در این راستا با ایران وارد درگیری آشکاری گردید . این
موضوع نیز باعث گردید تا کشمکش مابین گروههای سنی و شیعه در
عراق بارزتر از گذشته شود .آمریکا برای اینکه زیر پای ایران که
اکثریت جمعیت آنرا شیعیان تشکیل میدهد را خالی نماید ،
استراتژی خود را کاملا تغییر داده است . حکومت جرج بوش رئیس
جمهور آمریکا برای تضعیف گروه شیعه حزب الله در لبنان که خود
از طرف ایران حمایت میگردد ، با عربستان سعودی که سنی مذهب
میباشد همکاریهای مخفیانه ای انجام داده است .
از طرف دیگر بر علیه دیگر
متفق ایران یعنی سوریه نیز اقدامات پنهانی در حال انجام است .
یکی از عوارض جانبی این فعالیتهای پنهانی ، حمایت از گروههای
شبه نظامی افراط گرای دینی است که دشمن آمریکا و غرب بوده و با
علاقه و نزدیکی اش به شبکه تروریستی القاعده شناخته میشود .
یکی از عناصر مورد اختلاف این استراتژی آمریکا شعله ور شدن آتش
مقاومت سنی مذهب ها در مقابل سربازان آمریکائی بوده است . بدتر
از همه تقویت رژیم ایران و احمدی نژاد است که در هر فرصتی شاخ
خود را به دنیای غرب و آمریکا نشان داده و همچنین آیت الله
خامنه ای است که در کانالهای تلویزیونی ظاهر گشته و شکست غربی
ها را صحه میگذارد .

بعد از انقلاب ایران بسال
1979 ، متفق قدیمی اش یعنی آمریکا از اینکشور دور شده و به
کشورهای مسلمان سنی همانند اردن ، مصر و عربستان سعودی نزدیک
گشت ولی بعد از عملیات تروریستی یازدهم سپتامبر این روابط نیز
زیر و رو دیده میشود. زیرا شبکه تروریستی را سنی مذهبان تشکیل
داده و توسط محافل مختلف دینی در عربستان سعودی حمایت میشدند .
محافظه کاران جدید قبل از اشغال عراق بسال 2003 چنین تصور
میکردند که شیعیان میتوانند بر علیه سنی ها توازن را به نفع
آمریکا حفظ نمایند . ولی حال میبینم که ایران و حکومت شیعه
نوری المالکی در عراق روابط بسیار نزدیکی برقرار کرده است .
با این وجود کوندلیزا رایس
وزیر امور خارجه آمریکا در هرفرصتی کشورهای سنی مذهب را
کشورهای با اعتدال و منعطف خوانده و کشورهای شیعه مذهبی همانند
ایران ، سوریه و لبنان را کشورهای طرفدار بی ثباتی میداند .
در این میان لازم بتذکر است که اکثریت سنی های سوریه را نیز
علویها هدایت و کنترل مینمایند . اعتبار عملیات مخفیانه از طرف
عربستان سعودی تأمین گردیده و این موضوع از کنگره آمریکا پنهان
نگاهداشته شده است . یکی از اعضای بلندپایه کمیته تنظیم بودجه
کنگره آمریکا وقتی این خبر را شنید ضمن شکایت از اینکه در
اینمورد هیچ اطلاعی به آنها داده نشده ، چنین گفته است که :
بما در این مورد چیزی گفته نمیشود . وقی از آنها سئوال میکنید
که آیا چیزی وجود دارد یا نه ؟ آنها با بی تفاوتی پاسخ رد
ارائه میدهند .
از طراحان این استراتژی
جدید میتوان به دیک چینی معاون رئیس جمهور ، الیوت آبرامس
معاون مشاور امنیت ملی ، زالمای خلیل زاد سفیرکبیر اسبق که
برای سفارت آمریکا در سازمان ملل متحد نامزد شده و پرنس بندر
ابن سلطان مشاور امنیت ملی عربستان سعودی نام برد . کوندلیزا
رایس وزیر امور خارجه آمریکا نیز در این استراتژی جدید نقش
فعالی بر عهده گرفته ولی بخش پنهانی این استراتژی تماما از طرف
دیک چینی رهبری و هدایت میگردد . وقتی از دیک چینی و دیگر
دستندرکاران کاخ سفید در اینمورد سئوال میکنیم از پاسخ دادن به
موضوعات تخصصی طفره میروند .
آنها تنها به تأکید بر این
مسئله اکتفا میکنند که قصد انجام حمله نظامی بر علیه ایران را
ندارند . تغییر استراتژی جدید مورد بحث عربستان سعودی و
اسرائیل را بسوی دوستی استراتژیکی سوق داده زیرا هر دوی این
کشورها ، ایران را بعنوان تهدیدی بر علیه استقرار خود مشاهده
مینمایند .بطوریکه بعد از تثبیت این استراتژی جدید ، هر دو
کشور عربستان سعودی و اسرائیل مذاکراتی با همدیگر انجام دادند
. عربستان سعودی با اعتقاد بر این نکته که تثبیت استقرار مابین
فلسطین و اسرائیل نقش ایران در این منطقه را کاهش خواهد بخشید
، به مذاکرات مابین اعراب و اسرائیل با اهمیت بیشتری نگریست .
یکی از مشاوران حکومت جرج بوش که روابط تنگاتنگی با اسرائیل
دارد معتقد است که در چهارچوب این استراتژی جدید آمریکا ، دول
سنی با ترس از اوجگیری مقاومت شیعیان طرفدار حمایت ما از
شیعیان نبوده و خواستار کنترل منافع شیعیان در عراق میباشند .
در خود حکومت آمریکا بحث و
مشاجره ای در مورد اینکه آیا ایران خطرناکتر است یا سنی های
افراطی جریان دارد . اعضای بلندپایه شورای روابط خارجی نیز در
این بحث جای گرفته اند .بخشی از دولتمردان حکومت آمریکا بر این
باورند که افراط گراهای سنی از ایران کم خطرتر میباشند . طرح
این طرز فکر خود عربستان سعودی را بسیار خوشنود کرده است .
مارتین ایندیک سفیر کبیر
پیشین آمریکا در اسرائیل در دوران حکومت بیل کلینتون که صاحب
نفوذی بسیاری بود میگوید : خاورمیانه در آینده ای نه چندان دور
شاهد جنگ سردی شدید مابین شیعیان و سنی ها خواهد بود .
ایندیک که هم اکنون وظیفه
خطیر هماهنگ کننده مرکز سیاست خاورمیانه ای انستیتوی بروکینگ
را بر عهده دارد از نتایج استراتژی جدید آمریکا در این منطقه
اظهار بی اطلاعی کرده و معتقد است که آمریکا در عراق و تمامی
منطقه خاورمیانه وارد قماری بزرگ شده است . کارها میتواند
تماما زیر و رو گردد زیرا هم چیز در این منطقه برهم خورده است
. استراتژی جدید آمریکا و متفقینش در جهت تجرید و تحریم بین
المللی ایران خود کسب موفقیت در مبارزه در عراق را تحت تأثیر
میگذارد .
Patrick Clawson
یکی از هماهنگ کنندگان مرکز سیاستهای خاورمیانه ای انستیتوی
واشنگتن نیز بر این باور میباشد که نزدیکی مابین تفاهم و ایجاد
همکاری مابین سنی های افراطی و معتدل میتواند حکومت نوری
المالکی نخست وزیر عراق را به هراس انداخته و احتمال کسب
موفقیت سنی ها در جنگ داخلی را روز بروز قوت بخشد .
امروز آمریکا مجبور است تا
با رهبران شیعه عراقی مشترکا حرکت نماید . ولی ارتش مهدی
میتواند در یک چشم بهم زدن به دشمن منافع آمریکا در منطقه
تبدیل گردد . نباید فراموش کرد که بسیاری از شبه نظامیان شیعه
با آمریکا کاملا موافق بوده و همکاری دارند . استفان هادلی
مشاور امنیت ملی آمریکا سال گذشته با نگارش و انتشار گزارشی
خطاب به حکومت آمریکا از آن خواست تا سنی های معتدل و کردها را
زیر سقفی واحد گرد هم آورده و نوری المالکی را از متفقین
افراط گرای شیعه جدا سازد . ولی اقدامات انجام یافته تا کنون
تماما در راستای عکس آن روی داده است .زیرا با شکست ارتش عراق
در برابر مقاومت کنندگان ، قدرت و نفوذ شیعیان نیز رفته رفته
بیشتر میشود .
Flynt Leverett
نیز معتقد است که استراتژی حکومت جرج بوش در عراق تصادفی و فی
البداهه نیست .او بر این باور است که دولتمردان کاخ سفید در
واشنگتن ، دولت جمهوری اسلامی ایران را خیلی خطرناکتر از
مقاومت کنندگان سنی مذهب عراقی میدانند. از اینرو آمریکا در
تلاش است تا دولت ایران را به دام بیاندازد . آمریکا با انجام
اقداماتی تحریک آمیز فشار بر علیه ایران را افزایش داده و
منتظر عکس العمل ایران مینشیند تا دربی باز برای حمله به
اینکشور به او نشان دهند .
بوش در بیانات روز دهم
ژانویه سال 2007 این موضع خود را کم هم که باشد توضیح داده و
از حمایت ایران و سوریه از مقاومت کنندگان عراقی که استقرار در
اینکشور را با مشکل مواجه ساخته اند ، گله نمود . بوش چنین گفت
که ایران از حملات تروریستی متوجه سربازان آمریکائی در عراق
توسط مقاومت کنندگان حمایت مالی مینماید . ما از انجام
اینچنین اقداماتی بر علیه واحدهایمان ممانعت نموده و جریان
حمایت مالی سوریه و ایران به عراق را متوقف خواهیم کرد . ما
شبکه هائی که به مقاومت کنندگان عراقی سلاح و آموزش نظامی
تأمین مینمایند را کشف کرده و نابود خواهیم ساخت . در این
راستا نیز مواد منفجره ای که منشا آنها ایران بود در یازدهم
فوریه به رسانه های گروهی جهان نشان داده شد .
پیامی که حکومت آمریکا در
اینجا بدان اشاره مینماید در واقع عدم موفقیت در نقشه برای
عراق را شامل نبوده بلکه از خواست برای مداخله در ایران نشأت
میگیرد . ارتش آمریکا صدها ایرانی را در عراق تحت نظارت و
بازجوئی قرار داده و در ماه اوت به ارتش آمریکا در عراق دستور
داده شد تا ایرانیان بیشتری را دستگیر و بازجوئی کنند . تنها
در یک نقطه بیش از پانصد ایرانی دستگیر گردیده و همگی تحت
بازجوئی قرار گرفتند . هدف کاخ سفید از ابتدای امر این بوده
که بنوعی ارتباط ایرانیان و مقاومت کنندگان عراقی ثابت شده و
مسئولیت قتل سربازان آمریکائی بر گردن ایرانیان بیافتد .
پنتاگون خود تأئید مینماید که در چند ماه اخیر صدها ایرانی
توسط واحدهای آمریکائی دستگیر و بازجوئی گشته اند . در میان
دستگیرشدگان مورد بحث توسط واحدهای آمریکائی کارکنان کمکهای
انسانی به عراق نیز وجود داشته اند .
روبرت گیتس وزیر جدید دفاع
ایالات متحده آمریکا ، طی سخنانی ضمن اشاره به اینکه در طرح
آمریکا چیزی بنام آمادگی برای حمله به ایران در دوم فوریه وجود
ندارد ،اعلام داشت که با همه این جو کشمکش و درگیری رفته رفته
افزایش مییآبد . براساس اطلاعاتی که منابع اطلاعاتی و امنیتی
آمریکا ارائه داشته اند ،علاوه بر عملیات پنهانی در لبنان ،
اقدامات مجهول بسیاری نیز مخفیانه بر علیه ایران در جریان
میباشند . سربازان آمریکائی و تیم های ویژه اینکشور فعالیتهای
جمع آوری اطلاعات در ایران را افزایش داده و برای راندن
جاسوسان ایرانی در عراق حتی بارها نیز وارد خاک ایران شده اند
.
رایس وزیر امور خارجه
آمریکا در ماه ژانویه در سنای آمریکا حضور یافته و در پاسخ به
سئوال ژوزف بیدن سناتور حزب دموکرات بدین مضمون که " آیا
آمریکا در جریان انجام تحقیقات به عملیاتی بر علیه ایران دست
میزند یا خیر ؟ " ضمن اشاره به اینکه جرج بوش عملیات مسلحانه
برای حفظ نیروهای آمریکائی را محدود به مرزهای عراق میداند
چنین گفت : امیدوارم همه بدین موضوع که جرج بوش برای حفظ
نیروهایمان در منطقه هر چه در توان انجام خواهد داد ، پی ببرند
.
طفره رفتن رایس از پاسخ
صریح بدین سئوال باعث گردید تا
Chuck Hagel
سناتور جمهوریخواه از نبراسکا کا که انتقادات فراوانی از حکومت
بوش انجام میدهد چنین سئوالی بپرسد : وزیر عزیز آیا کامبوج را
در سال 1970 بیاد دارید ؟ تمامی حضار در این مجلس به نیکی
میدانند که سیاست در پیش گرفته جرج بوش بسیار خطرناک میباشد .
نقش ایران در عراق بهمراه
برنامه های هسته ای اینکشور غرب و علی الخصوص آمریکا را کاملا
نگران ساخته است . دیک چینی معاون رئیس جمهور آمریکا در
سخنانی که بتاریخ چهاردهم ژانویه از
Fox News
منتشر گشت چنین گفت که ایران دارای قدرت هسته ای هم از نظر
کنترل نفت خاورمیانه و ضربه به اقتصاد جهان و هم از نظر فشار
بر همسایگان و حمایت گروههای تروریستی مختلف در جهان بسیار
خطرناک میباشد .
وقتی با دولتمردان کشورهای
عربی حاشیه خلیج فارس ، عربستان سعودی ، اسرائیل و حتی اردن
سخن میگوئید آنها از بزرگتر شدن و افزایش قدرت هسته ای و خطرات
متعاقب آن بسیار نگران مینمایند . حکومت آمریکا حال نیز متوجه
ارزیابی موج اطلاعاتی جدیدی است که در مورد برنامه هسته ای
ایران بدستشان رسیده است .
جاسوسان اسرائیلی که در
داخل ایران فعالیت دارند ، ادعا میکنند که ایران دارای آنچنان
موشکهائی میباشد که بتواند کلاهکهای هسته ای متعددی را تا قلب
اروپا پیش ببرد . البته ناگفته نماند که ادعاهای قبلی همین
جاسوسان اسرائیلی در مورد وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق
کاملا دروغ از آب در آمده بود .
هیلاری کلینتون طی سخنانی
در چهاردهم فوریه چنین گفت : جنگ عراق بما چیزهای بسیاری آموخت
. ما آموخته هایمان از این درسها را باید در مورد ایران بکار
ببندیم . تمامی اطلاعات ارائه شده در مورد ایران بسیار آشنا
میباشند . ما نباید سیاستمان را بر اساس اطلاعات غلط طرحریزی
کرده و پیش ببریم .
با همه این احوال پنتاگون
بدستور شخص رئیس جمهور از سال گذشته بدینطرف برای انجام حمله
نظامی به ایران طرحهای بسیاری تهیه نموده است . تقریبا یکماه
قبل یکی از مشاوران نیروی هوائی آمریکا در مورد نحوه حمله
نظامی به ایران طرح خود را بازگو نموده بود . در حال حاضر
چنین بنظر میرسد که ناوگانهای
Eisenhower
و Stennis
به این زودیها قصد ترک خلیج را ندارند .