سنت دولت در ایران : "
نپوتیسم "
راهبران و اداره کنندگان هر
کشوری همواره مورد توجه افکار عمومی هستند . مردم همواره دوست
دارند تا مسئولین را بهتر و از نزدیکتر شناخته و روابط
خویشاوندی آنها را نیز ارزیابی نمایند . علی الخصوص در نظامهای
محافظه کار کسب اطلاعات در مورد خویشاوندان ، همسران و فرزندان
مسئولین و دولتمردان کار زیاد آسانی نیست . زیرا اینگونه
موضوعات کاملا شخصی و خصوصی مطرح میشوند . در جوامع دیگر
همانند مغرب زمین ، محافل سیاسی با بیان روابط خویشاوندی تلاش
میکنند تا به اقدامات خود رنگ و روئی متفاوت بخشند . تاریخ غرب
در روند خود چندین بار شاهد ازدواجهای سیاسی بوده ولی در
کشورهای شرقی ازدواج سیاسی بشکل غیرقابل اجتنابی در روند
حرکتهای سیاسی ادامه یافته و بعضا نیز بعنوان سلاحی بزرگ مورد
استفاده قرار گرفته است . در کشور ایران که تاریخ آنرا
دیکتاتورهای مختلف رقم زده و بارها تحت استیلای بیگانگان
درآمده است ، تلاطمات سیاسی و اجتماعی موجب گردیده تا اداره
کنندگان جامعه همواره برای اداره کشور خویشاوندان را ترجیح
دهند . بعنوان مثال در تاریخ معاصرمان خواهر ناصرالدین شاه و
همسر امیرکبیر صدراعظم برجسته ایران بعد از درگذشت ایشان به
عقد میرزا آقا خان نوری جاسوس انگلیسی درآمد . استانداران و
اربابان مناطق مختلف برای افزایش و توسعه نفوذ و تأثیر خود در
منطقه خود و استفاده از باد موافق دولت حاکم در بادبانهای
قدرتشان دختران خانواده را به عقد دولتمردان درآورده و بعد از
آن بشکلی قانونمند و راحت بر مردمان زیردست ظلم و ستم روا
میداشتند . بعد از قاجار نیز نظام پهلوی سنت جایگیری
خویشاوندان در سیستم دولتی و مدیریت اقوام بر کشور ادامه پیدا
کرد . اقدامات خویشاوندان اشرف پهلوی خواهر شاه و فرح پهلوی
همسر شاه در کشور واکنش مردم را برمی انگیخت . بعضی از ناظران
سیاسی بر این عقیده اند خویشاوندان شاه که زمام امور را در دست
داشتند ، زمینه و بستر اصلی سقوط او بسال 1979 را فراهم کردند
. سرانجام انقلابیونی که از کنترل رژیم بوسیله خانواده
انحصارطلب به تنگ آمده بودند موفق به واژگون کردن رژیمی کهنه
در ایران شدند ...دیگر خانواده ای بخصوص و یا روابط خویشاوندی
کشور را اداره نمینمود . در روند انقلاب و بعد از تشکیل جمهوری
اسلامی " همراهی ایدئولوژیکی " ، " همکاری و همیاری انقلابی "
و " مشارکت در اقدامات انقلابی" موجب گردید تا فرزندان انقلاب
به یکدیگر نزدیکتر شوند . نتیجه این نزدیکی مسلما بوجود آمدن
پیوندهای خویشاوندی جدید گردید . جنگ ایران و عراق نیز دوستی
ها و پیوندهای خویشاوندی بسیاری بوجود آورده است بطوریکه وقتی
امروز بعد از گذشت بیست و نه سال به قله های رفیع قدرت مینگریم
باز با حکمرانی خویشاوندان مواجه میگردیم که هیچ تفاوتی با
دوره های قاجار و پهلوی نداشته است .
در جریانهای سیاسی ، نظام
های دولتی و حکومتهائی که با پیوندهای خویشاوندی شکل یافته
باشند زمینه مکانیسم هائی همانند رشوه خواری ، دزدی ....و
خلاصه بیعدالتی اجتماعی فراهم میگردد . از طرف دیگر این موضوع
موجب میشود که در میان خانواده های منسوب به نظام حاکم اصطکاک
هائی بوجود آمده و مبارزه آنها برای رسیدن به اقتدار را تحت
تأثیر بگذارد . به جایگزینی قوم و خویش بازی بعوض استعداد و
قابلیت در شرکت و یا سازمانی نیپوتیسم گفته میشود . بر اساس
این مفهوم ؛ فرزندان بدون توجه به استعداد و تجربیاتشان بر سر
کار گمارده شده و بدون ارزیابی توانائی آنها امکان کار تا ابد
برایشان فراهم میگردد . این تبعیض بقدری است که داخل سازمان و
یا شرکت مذکور برایشان قانون نیز وضع میگردد . وقتی این وضعیت
پیشرفته باشد آنگاه سازمان و یا شرکت شما بی شباهت به حیاط
بازی خانه تان نخواهد بود .
نیپوتیسم تنها به سازمان ها
و یا تشکیلات خاصی مربوط نبوده و میتوان در ممالک مختلفی این
روابط خویشاوندی را در نظامهای دولتی مشاهده کرد . اعتیاد
جامعه ایران به وجود راهبر و ارباب را میتوان از وجود رهبرها و
اربابان مؤسسات تشکیل دهنده دولت نیز درک کرد . رقابت مابین
این رهبران کوچک که اختیار مؤسسات دولتی را در اختیار دارند ،
تبدیل تفاوت های اعتقادی به درگیری شخصی و مشاجرات بیحاصل فی
مابین کارهای را بشکلی نامطلوب تحت تأثیر قرار میدهد .
از
طرف دیگر در رژیم های دیکتاتوری همانند جمهوری اسلامی اعتماد
دولتمردان به یکدیگر آنهم در سطحی عالی نمیتواند مطرح باشد .
در چنین نظامی همه با شک و تردید به یکدیگر نگریسته و از اینرو
مسلما شمار افراد قابل اعتماد برای آنها بسیار اندک خواهد بود
. گرچه در کشور ما شمار افراد قابل اعتماد کم هم نیست ولی
اداره کنندگان مجبور به انتخاب همراهان و همکارانی از خیل اندک
و محدودی هستند . از اینرو معمولا خویشاوندان نزدیک ترجیح داده
میشوند . بدین ترتیب دیگر معیارهائی همانند " شرکت در انقلاب "
، " معلول شدن در جنگ تحمیلی " ، " انتساب به خانواده شهداء "
و " ایثار در راه مردم " متأسفانه از مد افتاده است .
دوره ریاست جمهوری احمدی
نژاد نیز متأسفانه دوره حضور بی سابقه خویشاوندان در صحنه
سیاست ایران میباشد . شرکت این خویشاوندان در عرصه سیاست بدون
داشتن سابقه کاری و تصمیمات اشتباه و نتایج اسفناکی که در
مراتب مختلف دولتی ببار میآورند را همه با هم شاهد هستیم .
..در ایندوره تمامی یافته های بیماری روحی و روانی همانند توهم
و هالوسیناسیون ، شک و تردید به دیگران ، فوبیا و...را در
ساختار دولت میتوان مشاهده نمود ....ولی باید قبول داشت که
دولتی همانند نوع احمدی نژادی که از سایه خود نیز میترسد چاره
دیگری ندارد ...

در مراتب مختلف دولتی چه
اتفاقی روی داد ؟ آقای رئیس جمهور برادرش داوود احمدي نژاد را
به پست رييس بازرسي رياست جمهوري ، شوهر خواهرش حسين شبيريرا
به پست رييس صندوق مهر رضا ، خواهر ش پروين احمدي نژاد را به
پست معاون مركز امور زنان رياست جمهوري و خواهرزاده اش علي
اکبر محرابيان را به پست وزیر صنایع گمارده است . آیا نپوتیسم
دولت ایران به این اندازه محدود مانده ؟ مسلما که خیر ...آقای
منوچهر متکی وزیر امور خارجه در روزهای اخیر برادر زن محترمشان
که دندانپزشک نیز میباشند را بعنوان مستشار تجاری سفارت ایران
در بحرین منصوب نمودند .
آقای
هاشمی ثمره مشاور رئیس جمهور و آچار فرانسه دولت نیز برادرشان
مهندس مهدي هاشمي ثمره را به پست مديركل وزارتي وزير نيرو و
همسر ایشان خانم قندفروشان را به مقام مشاور وزارت کشور از
مسائل خانواده و دیگر برادرشان آقای عبدالحمید هاشمی ثمره را
نیز به سمت معاون وزیر صنایع منصوب نموده اند .
در ایران امروز طولانی کردن
لیست اقوام و خویشاوندان دولتمردان که هرکدام پستی را از آن
خود کرده اند بقدری آسان است که نگو و نپرس...مردم ایران با
حیرت و تعجب بسیار این اقوام وخویشاوندانی که بدون انجام
هیچگونه نقشی در انقلاب و جنگ تحمیلی پست های حساس مملکتی را
از آن خود نموده اند دنبال میکند ... ولی کسانی همانند اکبر
اعلمی که سالهای سال در جبهه های جنگ حضور یافته ، چهل و پنج
درصد از تن خود را در راه آرمانهای جمهوری اسلامی و خاک وطن
قربانی داده و در هر فرصتی از حقوق آذربایجان دفاع نموده است
دیگر صلاحیت حضوریابی در مجلس شورای اسلامی را نیز ندارند ...