استاد و دانشجو
فریاد دانشجویان کشور همیشه
بدلایل گوناگون بلند است . هر سال هزاران دانشجوی ایرانی در
راه مبارزه با استبداد ، دستیابی به آزادی و نیل به حقوق فردی
و اجتماعی دست به تظاهرات زده و فریاد خود را بگوش اداره
کنندگان مملکت و جهانیان میرساند . با نهادینه شدن و رسمیت
یافتن استبداد پدیده های جالبی در دانشگاههای کشور مشاهده
میشود . بعنوان مثال همین چند هفته قبل بود که یکی از مدیران
دانشگاه زنجان از موقعیت خود سؤ استفاده کرده و دوشیزه ای را
تهدید و مورد آزار جنسی قرار داد . تصاویر و صدای ضبط شده در
خلال این آزار جنسی با توجه به پیشرفت فوق العاده تکنولوژی در
سالهای اخیر و معجزه ای بنام اینترنت بسرعت در اختیار عموم
قرار گرفته و باری دیگر ماسکی از صورت افتاد ...دانشجویان دست
به تحصنی بحق زدند و مطمئن بدانید که اگر بحق نبودند ، دانشگاه
زنجان زیر توپ و تفنگ و تانک له و لورده میشد ...با این وصف
متاسفانه در حرکتهای دانشجوئی کمتر بتوان استادی را دید که پا
به صحنه گذاشته و از خواسته های دانشجویان حمایت کند . در همین
مسئله دانشگاه زنجان نیز هیچ استادی از دوشیزه آزار دیده دفاع
و حمایت نکرد . در حالیکه وقتی استادی به بهانه های مختلف از
دانشگاه اخراج میگردد هزاران دانشجو در مخالفت از این تصمیم
دست به اعتراض میزنند .

استادان محترم و دوست
داشتنی مان نباید فراموش کنند که دانشگاه از آن ما دانشجویان و
استادان است در گذشته مابین استادان و دانشجویان رابطه ای
دوستانه و تنگاتنگ وجود داشت که امروزه نمیتوان از آن سخنی
بمیان آورد . خب بر سر استادان عزیزمان چه آمده ؟ چرا آنها
اینهمه از دانشجویان فاصله گرفته اند؟
در پاسخ بصراحت میتوان گفت
که دانشگاههای کشور کاملا در اختیار نیروهای اطلاعاتی قرار
دادند . نیروهای بسیجی که آینده صدها جوان دانشجو را تیره و
تار کردند ، در دانشگاههای مختلف و حتی با پرداخت بورس های
هنگفت در خارج از کشور تحصیل نموده و بدرجه استادی دانشگاه دست
یافته اند . حتما نمونه و مثال هم میخواهید مگه نه ؟ بفرمائید
همین آقای احمدی نژاد خودمان ...ایشان با اسلوب خاص ، اقدامات
فضائی ، سیاستهای عجیب و غریب و انتظار ظهور امام زمانش تاهمین
چهار سال پیش در دانشگاه استاد دانشگاه بوده است !