آلرژی ایران به کلمه "
ترک "
علیرضا حسینیان
دول حاکم بر ایران قریب صد
سالست که بدون وقفه ، فرهنگ ، زبان و ... ترکها که یکی از
عناصر اصیل این کشور کهن میباشند را مورد هدف قرار داده اند .
فارسها که در این روند بنوعی بر کشور حاکمیت داشته اند از این
سیاست ضد ترک و تحقیر ملت بزرگ ترک هیچگاه صرفنظر ننمودند .
این دشمنی و عقده فارسها همواره ترکهای آذربایجان را درابعادی
جدی ناراحت ساخته است . بحران کاریکاتور ماه مه سال 2006 در
واقع قدرت سیل گونه ترکهای آذربایجان را به حکومت شوونیستی
اینکشور نشان داد. حکومت ایران که از وقایع مورد بحث درس عبرت
نگرفته و بشکلی بدتر از گذشته فشار خود را افزایش داده و بدین
ترتیب مسئله ترس و لوگوفوبی حکومت ایران از ترکهای آذربایجان
شکلی مزمن بخود گرفته است .
بعنوان مثال تمامی تصاویر و
سمبلهائی که برای نشان دادن ترکها بکار میرود نیز ممنوع اعلام
گردیده و استفاده از آنها مجاز نیست . در انجمن موسیقی تبریز
که محل گردهمائی هنرمندان آذربایجانی محسوب میگردد ،تصویر دده
قورقوت از جای خود کنده شده است . سپس دستندرکاران این انجمن
مقامات مسئول را در مورد اینکه دده قورقوت یک شاعر مردمی بوده
و یکی از شخصیت های ادبی ترک میباشد ، مطلع ساخته ! و این
ممنوعیت حذف گردیده است .
سیاست تغییر اسامی ترکی
اماکن با اسامی ساختگی فارسی که در زمان رژیم منحوس پهلوی
آغاز گردیده بود بدون هیچ تغییری همچنان ادامه دارد . هدف همه
این سیاست های کثیف نیز همانند دیگر انواع مشابه نابودسازی "
زبان ترکی " میباشد . حکومت ایران در اقدامی واقعا مسخره نام
کوچه " آغاچ " در تبریز را به کوچه درخت ! و پل " قاری" را نیز
به نام پیرزن !! تغییر داده است . در حالیکه مقامات مسئول در
این راستا گفته اندکه در تغییر اسامی مورد بحث معنا و مفهوم
آنها را تغییر نداده اند ، معمولا این تغییرات در فواصل زمانی
که افکار عمومی مشغول نکته دیگری میباشد ، انجام میگیرد . یکی
دیگر از این نمونه ها شهر قدیمی ترک یعنی " سولدوز " است .
سولدوز یکی از شهرهای اصیل
ترک بوده و از صدها سال بدینطرف با همین نام خوانده میشده ولی
حکومت های شوونیستی ایران نام این شهر را به کلمه فارسی و بی
معنی " نقده " تغییر داده اند . گرچه مردم با فرهنگ و آگاه شهر
برای تغییر این نام به " سولدوز " بارها به جمع آوری امضاء
پرداخته و آنرا تقدیم حکومتهای کشور نمودند ولی نتیجه ای بدست
نیآورده اند . ترکهای ایران نیز در مقابل این اقدامات شوونیستی
فارسها تصمیم گرفته اند تا در نقشه ها ، کتب ، روزنامه ها و
مجلات خود در مقابل نام فارسی این شهرها نام ترکی آنرا نیز قید
نمایند .
حکومت ایران تنها با اسامی
شهر ، روستا ، خیابان و کوچه کاری نداشته همچنین به تابلوهای
ترکی نیز کار دارد . تابلوهای اماکن کاری در آذربایجانشرقی که
بنام قهرمانانی همانند ستارخان ، باقر خان و یا محمد خیابانی
مزین میباشند ، از طرف نیروهای وزارت اطلاعات امنیت کشور
توقیف میگردند . یکی دیگر از اقدامات دیگر و مضحک رژیم در این
زمینه از طرف وزارت صنایع و بازرگانی صورت گرفته و کلمات ترکی
در اتیکت های اجناسی که در آذربایجان شرقی تولید شده و بفروش
میرسند ، حذف گردیده اند .
آخرین سیاست آسیمیلاسیون
مورد بحث حکومت ایران در مراسم سالگرد درگذشت شهریار شاعر بزرگ
آذربایجانی اتفاق افتاد . تلویزیون ایران بجای اینکه از هویت
ترک و خدمات این شاعر بزرگ به زبان ترکی سخن بمیان آورد ،
سرودن اشعار فارسی او را آگراندیسمان کرده و مطرح نمود .
حکومت تهران که نسبت به
زبان ، ادبیات و خود ترکها به این اندازه حساسیت داشته و آنها
را بعنوان تابلوی هدف خود درآورده است ، اقدامات منفی خود بر
علیه آنها را ادامه میدهد . فشار بی امان بر گروههای ملی گرای
ترک و فعالان این راه مقدس توسط وزارت اطلاعات و امنیت کشور در
استانهای آذربایجان غربی ، شرقی و اردبیل که بعلت سالگرد بحران
کاریکاتور سال گذشته آغاز گردیده بود همچنان ادامه دارد .
در این راستا فعالان حرکت
ملی آذربایجان با تلفن به قرارگاههای نیروهای انتظامی دعوت
گردیده و به آنها در راستای متوقف نمودن فعالیت های خود هشدار
داده شده و حتی از بعضی از آنها در راستای عدم تکرار فعالیت
های خود تعهد گرفته شده است . کسانیکه وقعی به این تهدیدها
نگذاشته و یا تعهدنامه ها را امضاء نکرده اند بمدت بیست روز در
بازداشتگاهها تحت بازجوئی قرار گرفته اند . مطمئنا در این بیست
روز بسیاری از فرزندان غیور آذربایجان تحت شکنجه های بدنی و
روحی قرار گرفته و مجبور به امضای تعهدنامه کثیف مذکورگردیده
اند .