آذربایجان جنوبی ما

English

 

 شمشیری دولبه بنام انقلاب سفید

 

وقتی دهه 1900 میلادی فرا رسید ، ایران گذشته پرفراز و نشیب دو هزار  پانصد ساله خود را با نظامهای دیکته پشت سر گذاشته بود .ایران در روند تاریخی خود علیرغم جنگ و کشمکش با دهها کشور عهد عتیق و مدرن موفق شده بود تا پابرجا بماند ...بعبارتی دیگر ایران لقمه کسی نشده بود .با همه این احوال این ساختار بسته و درونگرا صاحب اهرمهائی که بتواند خود را با مقتضیات زمان متحول سازد، نبود .در اوایل قرن بیستم جمعیت ساکن در شهرها از مرز یک میلیون نفر نگذشته و بقیه جمعیت تقریبا ده میلیون نفری ایران در مناطق روستائی زندگی میکردند .

میلیونها نفر زمینی برای خود نداشته و بخش اعظمی از خاکهای حاصلخیز و قابل کشت در اختیار و مالکیت صاحبان زمین و اربابان قرار داشت . رژیم دیکته شاه نماینده این صاحبان زمین بوده و بخش اعظم درآمد دولت از مالیاتی که این اربابان پرداخت مینمودند تامین میگردید. در شهرها وضعیت از قراری دیگر بود... طبقه ای از تجار که بازاری نامیده شده و بعنوان بورزوازی کوچک با روحانیون نیز ارتباطی تنگاتنگ داشتند اوضاع را در اختیار داشتند. آمیختگی و ارتباط نزدیک و صمیمی بورژوازی بازار با روحانیون و تاثیر مهم امور دینی بر جامعه تاثیر بسیاری بر روند تاریخ کشور گذاشته است .

در ایران آندوران بازرگانان و تجار کوچک ،نقشی مهمی در کارکرد چرخ اقتصادی کشور داشته و این اهمیت خود تمایز و احترامی خاص برای طبقه بازاری به ارمغان میآورد.روحانیون نیز در تاثیر قدرت سیاسی بر بازار ایفای نقش نموده و مساجد بصورت کانونهای این سازماندهی مطرح میشدند. قشر بازاری در واقع تنها بخشی از جامعه بودند که بسرعت قابلیت سازماندهی داشتند .از آخرین ربع قرن نوزدهم برای سرمایه گذاران خارجی برخی امتیازات مطرح شده و در بخشهای تولیدی و خدماتی همانند  خطوط راه آهن ،تلگراف،جاده  سازی،توتون و نساجی پیشرفتهای شگرفی شکل گرفت . در این میان محصولات ارزان وارداتی به کشور، تولیدات داخلی را با ضربه ای سهمگین روبرو ساخته بود . رهبران دینی و قشر بازاری که از سکته بازار داخلی بدلیل این محصولات وارداتی بسیار نگران بودند ،حمایت از تولیدات و شرکتهای داخلی را همانند یک وظیفه دینی بمیان گذاشتند .

انقلاب اکتبر روسیه کم کم تاثیرات خود را در ایران نیز جلوه میداد...انقلاب مشروطه  با فشار بورژوازی تازه بدوران رسیده و بخشی از روحانیون نظامی منارشی را در ایران بوجود آورده بود... کشف و استخراج نفت در ایران بسال 1908 نردبان صعودی کاپیتالیسم و بهبود زندگی اجتماعی ایران را فراهم ساخت . اسناد تاریخی گواه میدهند که درسال 1921  قریب صدهزار نفر کارگر در مؤسسات مختلف مشغول به فعالیت بوده اند. در سال 1925 میلادی امتیازات و انحصارات سرمایه گذاران خارجی محدود گشته و برای بازکردن راه بورژوازی داخلی مدل اقتصادی حمایت کننده قبول و بمورد اجرا گذاشته شد . در همانروزها ارتش نیز مدرنیزه میگشت .هزینه تمامی این باصطلاح اصلاحات باید از درآمد نفتی تامین میگشت.

در سالهای 1940 کاپیتالیزم ایرانی بشکل ملموسی رو به توسعه و رشد نهاد، بطوریکه بسال 1941 ،346 تولیدی مدرن مشغول فعالیت  بوده و بالغ بر پانصد هزار نفر کارگر در کشور مشغول کار بودند .  همه این نهادهای تولیدی تنها در شهرهای بزرگی همانند خوزستان،تهران،تبریزواصفهان رشد کرده و بصورت مؤسساتی کوچک اداره میگشت.

وقتی دهه 1950 فرا رسید طبقه توسعه یافته و رشد نموده بورژوازی در کشور بدنبال این بود که در اقتدار سیاسی کشور نیز نقش شریک را بازی کند . شاه تا آنروزها بعنوان نماینده بورژوازی و صاحبان زمینی شناخته میشد که خود از روحانیون حمایت میکردند. این طبقه سرمایه دار ایرانی دیگر میخواستند منابع نفتی خود را از چنگ سرمایه گذاران خارجی در آورده و خود آنرا اداره نمایند . بدینترتیب بورژوازی تصمیم گرفت تا زیر چتری بنام جبهه ملی فعالیت نموده و برای جلب حمایت مردمی وعده های بسیاری را مطرح سازد .

جبهه ملی بسال 1951 برهبری مصدق و حمایت آیت الله کاشانی به اقتدار رسید . مصدق با انجام اصلاحاتی درجهت ملی کردن منابع و ذخائر کشور سعی نمود تا اختیارات شاه را محدود کرده و برای انجام اصلاحات ارضی قرارنامه ای را به امضا شاه برساند .

با اقدامات کابینه مصدق ،طبقه کارگر نیز مبارزه خود را در سطح کشور گسترش داده و خواسته های خود را در چهارچوب ویژه مطرح ساخت. در میان این خواسته ها تشکیل دولتی مبتنی بر اساسی جمهوری وجود داشت .ولی روحانیون بعنوان نمایندگان طبقه بورژوا و سرمایه دار از حرکت کارگران هراسیده و زمینه ای فراهم ساخت تا حرکت کارگری در ایران سرکوب شود .این اصلاحات موجب شده بود که تناقضات موجود در جامعه ایران خود را نشان دهند .در مقابل ترفیع وضعیت  قشر کارگر طبقه بورژوا مات و مبهوت مانده بود . جبهه ملی در این وضعیت سکان را بسوی نظام منارشی موجود پیچانده و بهمراه سرمایه خارجی حمله ای متقابل انجام داد . با این وجود مصدق در سال 1953 با کودتائی که دست کثیف سیا در آن معلوم بود ، سرنگون شد. در این جریان بورژوازی کشور متشکل از بازاریان و صاحبان زمین که از طرف روحانیون نیز حمایت میشدند هیچ واکنش نشان ندادند.  موضع آیت الله کاشانی بعنوان نماینده طبقه مورد بحث که در آغاز مصدق را مورد حمایت قرار داده و بعدها از او جدا گشت، بنوعی کاراکتر ارتجاعی حرکت را نشان میداد.

شاه بعد از این وقایع سیاستی متوازن در پیش گرفته و او را در این راستا افزایش بهای نفت یاری مینمود . در سال 1963 میلادی شاه تصمیم گرفت تا یکسری اصلاحات تحت عنوان انقلاب سفید را تحقق بخشد . هدف اصلی این باصطلاح انقلاب حذف موانع موجود بر راه اندوخته سرمایه های داخلی بود .این انقلاب تحقق پروژهائی همانند اصلاحات ارضی ، دادن حق استفاده از رأی ب زنان ، افزایش سطح خواندن و نوشتن و تغییر سیستم آموزشی را مورد هدف قرارداده بود . روحانیون که از دیرباز با خوانین و صاحبان زمین روابط بسیار نزدیکی داشتند در مقابل این تصمیم شاه عکس العمل شدیدی از خود نشان دادند . از طرف دیگر اصلاحات ارضی  زمینهای رهبران دین و اوقاف دینی که زمینهای زراعی بسیاری داشتند را نیز شامل میشد . طلبه ها  مدتهای مدیدی با حمایت اربابان و صاحبان زمین در مدارس و مکاتب دینی تحصیل فیض کرده و بعد از اتمام برای پرداختن به امور دینی بروستاها و شهرهای خود بازمیگشتند . یکی دیگر از اقشاری که با انجام اصلاحات ارضی و دیگر رفورمها بشدت مخالفت میکردند طبقه بازاری بودند که روابط تنگاتنگی با روحانیون داشتند .

وقتی علاوه بر اراضی اربابان ،زمینهای بعضی از روحانیون و اوقاف دینی نیز تابع اصلاحات ارضی گردیدند . قیام روحانیون برهبری آیت الله خمینی بسال 1963 شکل گرفت . شاه و ایادی آن این قیام را سرکوب نموده و آیت الله خمینی را ابتدا به ترکیه و از آنجا نیز به عراق تبعید نمودند.

 

 

 

 

 

 

در دهه 1960 اقتصاد ایران بدلیل افزایش بهای نفت و درآمد هنگفت از اینراه بشکلی فوق العاده رشد و توسعه پیدا کرد .در آندوره سرمایه های خارجی نیز بیش از پیش وارد کشور میشدند . در روزهائیکه بخش سرمایه داخلی روزبروز نیرومییافت بخشی از بازاریان وارد صفوف بورژوازی بزرگ شدند.افزایش طبقه کارگر نیز غیر قابل انتظار بود .روستائیانی که دیگر میلی به کشت و زرع بر روی زمینهای خود را نداشته و در تلاش ثروتمند شدن بودند به شهرها سرازیر میشدند  بطوریکه در سال 1970 این مهاجرت ابعادی غیرقابل قبول پیدا کرد.  جامعه ایران که شاهد تناقضات و تضادهای عمیق اجتماعی بود ،آبستن وقایع و تحولاتی دیگر بنظر میرسید...

بین سالهای 1956 الی 1971 بیش از سه میلیون روستائی به شهرها مهاجرت نموده و در طول دهه 1970 نیز همه ساله بالغ بر سیصد و هشتاد هزار نفر روستاهای خود را به قصد شهرها ترک میگفتند . این روستائیان در شهرهای مختلف ایران و در رأس نیز در تهران حلبی آبادها و محله های حاشیه نشین بوجود آوردند . با بروز بحران نفت در دهه 1970 و اوج گیری بهای آن ،ایران دارای اندوخته سرمایه ای غیر قابل باور بود .در این دهه  زمینه استخدام  افزایش یافته ، حقوقها  بالا برده شده و رفاهی قابل لمس و نسبی در جامعه حکمفرما گشته بود  .

بحرانهای اقتصادی متعدد و افزایش سطح شهرنشینی توده ردم را تحت تاثیر بسیار قرار داده بود .در آنروزها  تناقصات اجتماعی نیز به نقطه اوج نزدیک میشد . جنوب شهر تهران در خانه هائی حلبی زندگی کرده و مردم در فقر مطلق بسر میبردند.

در روندی که میلیونها فرد گرسنه و فقیر با ناامیدی دست و پنجه نرم مینمودند ، نمایندگان بورژازی کوچک یعنی روحانیون برای تغییر موقعیت جامعه وعده هائی در راستای تشکیل حکومت الهی میدادند. در حالیکه مردم جنوب شهر تهران در فقر کامل دست و پا میزدند ، عده ائی کثیر فقط چند کیلومتر آنطرفتر انگار که در جهانی دیگر سکونت دارند .بعد از بحرانهای اقتصادی گرسنگی و فقر نیز به اوج خود رسیده بود . حاشیه نشینهای فقیر تنها راه نجات را در پناه بردن به دین مبین اسلام و وعده هائی بود که روحانیون ابراز میداشتند .مساجد بصورت کانونی برای تجمعات انقلابی شده بود . آنها تنها در مساجد میتوانستند در مقابل نیروهای فشار شاه سازماندهی گردند. در بحران اقتصادی شاه به طبقه بورژوا حمله برده و بازرسانش هزاران بازاری را راهی  زندان وتبعید نمودند. تمامی این تحولات ناخوشایند طبقه بورژوازی و نمایندگان نزدیکشان یعنی روحانیون را بحرکت آورده بود .سرانجام در سال 1978 مردم بپا خواسته و با رهبری روحانیون به پیش رفت. روحانیون و طلبه هائی که زمانی تحت حمایت مسلم اربابان زمین قرار داشتند ،اینبار برای انتقام سالهای سختی که با اصلاحات ارضی آغاز شده و آنها را بدون حامی گذاشت فقیام کرده و نفرت خود از شاه را فریاد زدند ....

 

 
 

خانه
فرهنگ و هنر
اجتماعی
آرشیو
ما و شما
 
 

info@oursouthazerbaijan.com

 ما و شما بایگانی اجتماعی فرهنگ وهنر خانه


Our South Azerbaijan © 2006   • Privacy Policy