راه حل بحران هاي
خاورميانه
همبستگی
به دور از هر گونه تعارفي بايد بگوئيم كه اگر آمريكا واقعا
خواستار حل بحرانهاي منطقه و كشورهاي اسلامي است بايد قبل از
هر چيز مهرههاي تسبيح اسرائيلي را از هم بگسلد و به دور از
راهكارهاي مقطعي براي آرامتر كردن اوضاع و ارايه وعده و
وعيدهاي خيالي، راهكار و راهحل جدي را براي حل اين معضل ارايه
دهد. روزنامه الرياض -چاپ عربستان- با ارايه تحليلي تحت عنوان
راه حل تمامي بحرانهاي منطقه، فلسطين است مينويسد: تمامي
جنگها، درگيريها، ظهور گروههاي تندرو و گسترش فعاليتهاي
تروريستي در منطقه بيارتباط با قضيه فلسطين نيست و هيچ كشوري
در جهان نميتواند اين واقعيت را انكار كند. متاسفانه جهان غرب
و در راس آن آمريكا هميشه براي حل بحران منطقه از نقطه نادرست
كار خود را آغاز ميكند و در تمامي راهحلها و راهكارهاي
ارايه شده خود قضيه فلسطين را به عنوان محور اصلي تمامي قضاياي
ديگر در منطقه قرار نميدهد. سالهاست كه طلسم صلح در منطقه
شكسته نميشود و تمام تلاشهاي جهاني براي شكست اين طلسم تا به
امروز ناموفق بوده است. آمريكا كه هميشه به دنبال آن است كه در
محوريت حل قضاياي بينالمللي قرار گيرد حل اين بحران يعني
بحران فلسطين را از اختصاصات خود دانسته و از همان آغاز تا به
امروز براي حل اين بحران راهكارها و راهحلهائي را ارايه داده
است كه بايد بگويم تمامي اين راهكارها و راهحلها خيالي و به
دور از واقع بودهاند و تا به امروز هيچ از اين وعده و وعيدهاي
ارايه شده توسط آمريكا براي حل قضيه فلسطيني محقق نشده است.
در ادامه اين تحليل آمده است: سياست آمريكا در قبال قضيه
فلسطين از بدو آغاز تا به امروز مسير جدي را طي نكرده است و
بيشتر بر سياست وعده و وعيدهاي خيالي متمركز بوده است.
وعدههائي كه از
زمانهاي دور تا به امروز بر زبان مقامات مسوول آمريكائي چون
كالين پاول، مادلين آلبرايت و بالاخره امروز بر زبان رايس جاري
است. هيچ كس نميتواند منكر اين واقعيت باشد كه مانع اصلي از
مطرح شدن جدي قضيه فلسطين توسط آمريكا و ديگر كشورهاي غربي
اسرائيل است. اين مانع باعث شده است كه در طول اين دوران قضيه
فلسطين به سود منافع تلآويو از سوي جهان غرب به حل و فصل گذاشته
شود. امروز بار ديگر آمريكا براي ارايه طرحي ديگر در جهت حل
بحرانهاي منطقه و در راس آن قضيه فلسطين وارد عمل شده و
نماينده خود يعني رايس را به منطقه اعزام كرده است و نيز بار
ديگر نماينده آمريكا دست از پا درازتر اين سفر را بدون هيچ گونه
نتيجهي به پايان رساند. رايس در ديدار اخير خود از منطقه بار
ديگرسياستهاي هميشگي آمريكا را تكرار كرد و با ارايه طرحهاي
از پيش تعئين شده نسبت به قضيه فلسطين تمام اميدهاي موجود براي
حل اين بحران را از ميان برد. واشنگتن كاملا بر اين حقيقت واقف
است كه تمامي ملتهاي منطقه از افراد عامه تا افراد خبره در
امور سياسي بر اين اعتقاد و نظرند كه آمريكا در حل قضيه فلسطين
و ارايه راهكارهاي واقعي در زمينه برقراري صلح جدي عمل نكرده
است و تمام اقدامات اين كشور در اين زمينه در راستاي حفظ منافع
اسرائيل و كسب رضايت تل آويو انجام گرفته است.
الرياض در ادامه اين
تحليل ميآورد: تا به امروز اعراب و در راس آنها فلسطينيها
از بسياري از امتيازات و حقوق مشروع خود جهت حل بحران فلسطين
چشم پوشي كردند كه آمريكا بتواند برخي از وعده و وعيدهاي خود
در زمينه برقراري صلح و بازستاندن حقوق مشروع ملت فلسطين از
اسرائيل را جامه عمل بپوشاند اما متاسفانه واشنگتن براساس
خواستهها و سياستهاي اسرائيل عمل كرد و در قبال هيچ يك از
امتيازاتي كه كشورهاي منطقه براي حل بحران فلسطين ارايه دادند،
امتيازي در زمينه قضيه فلسطين به آنها اختصاص نداد. در طول
تاريخ بحران فلسطين و اسرائيل تاكنون تل آويو در هيچ يك از
قضاياي مطرح شده و در هيچ يك ازتوافقنامهها و قطعنامههاي
صادره چيزي از دست نداده است و همين موضوع يعني دوگانگي سياستهاي
آمريكا نسبت به قضيه فلسطين و كشورهاي منطقه باعث شده است كه
چهره سياستهاي آمريكا به عنوان يك چهره بسيار متغير وغير قابل
اعتماد در نزد تمامي كشورهاي منطقه عنوان شود. تا به امروز
آمريكا تئاترها و نمايشنامههاي بسياري را در زمينه حل بحران
فلسطين ارايه كرده است اما ديگر ارائه اين گونه تئاترها و
نمايشها در منطقه از سوي آمريكا بيفايده خواهد بود زيرا
اعتماد تمامي ملتها و دولتهاي منطقه نسبت به بيطرفي آمريكا
در قضيه فلسطين سلب شده است. در ادامه اين تحليل آمده است:
اين واقعيت غير قابل انكار است كه تمامي بحرانهاي منطقه از
عراق،افغانستان، سودان تا ديگربحرانهاي پيچيده موجود در
منطقه بيارتباط با حل بحران فلسطين نيستند و نيز بايد اعتراف
كنيم تا زماني كه آمريكا همچنان به سياست خود در قبال اسرائيل
اصرار كند اميدي به حل عادلانه قضيه فلسطين نيست. تا زماني كه
آمريكا از حق وتوي خود براي حمايت از اسرائيل و عدم محكوميت
جنايتهاي اين دولت استفاده ميكند و تا زماني كه پيشرفتهترين
سلاحهاي آمريكا كه حتي در نزد نزديكترين همپيمانان اروپائي
آمريكا نيز موجود نيست در اختيار تلآويو گذاشته ميشود نبايد
از برقراري صلح و حل بحران فلسطين سخن بگوئيم. آمريكا با اعزام
رايس به منطقه درصدد آن بود كه بار ديگر خود را به عنوان
ميانجيگر اصلي حل بحران فلسطين در عرصه بينالمللي مطرح سازد
اما آيا اين كشور با توجه به فشارهاي سياسي و اقتصادي كه با آن
مواجه است و با توجه به بحرانهائي كه در عراق و افغانستان با
آن روبرو است ميتواند راه كارهاي جدي تري نسبت به گذشته در
قضيه فلسطين مطرح كند يا اينكه بايد بار ديگر نظاره گر راه
كارها وراه حلهاي تكراري اين كشور در قضيه فلسطين باشيم كه
اين راه حلها چيزي جز سياست اعمال فشار بر كشورهاي عربي جهت
به رسميت شناختن اسرائيل در منطقه نيست.
در پايان اين تحليل
آمده است: اگر آمريكا ميخواهد حل قضيه فلسطين را منوط به
مشروعيت شناخته شدن اسرائيل از سوي كشورهاي منطقه و عادي سازي
روابط اين كشورها با اسرائيل كند و انتظار داشته باشد كه
كشورهاي منطقه پيش از حل بحران فلسطين بسياري از روابط تجاري و
اقتصادي خود با تلآويو را آغاز كنند بايد بگوئيم اين انتظار
نابجائي است وغير قابل تحقق. اگر آمريكا در ارايه راه حل
عادلانهاي در قضيه فلسطين بيش از اين دير عمل كند تمامي برگههاي
بازيش در منطقه خواهد سوخت و اين كشور ديگر در نزد هيچ يك از
كشورهاي منطقه اعتبار لازم جهت ميانجيگري نسبت به بحرانهاي ديگر
منطقه را نخواهد داشت. تا به امروز آمريكا سياستهاي دو گانه و
متعارضي در قبال كشورهاي منطقه و اسرائيل دنبال كرده است. اما
ديگر شرايط فرق كرده است. آمريكا نيازمند اعتماد و همكاري
سياسي و اقتصادي كشورهاي منطقه است زيرا وضعيت نيروهاي اين
كشور در عراق و افغانستان به گونهاي است كه تنها ميانجيگريهاي
كشورهاي منطقه خواهد توانست كه اين كشور را از باتلاق بحرانهايي
كه در آن بسر ميبرد، خارج سازد.