بازی
جهانی انرژی
تانیا کارینا حسو
عرب نیوز عربستان سعودی
– فوریه 2007
جهان در انفعالی شگفت انگیز
و سکوتی عمیق منتظر است ببیند که آمریکا با ایران چه خواهد
کرد .کسی پادرمیانی کرده و طرفین را به پیروی از عقل سلیم دعوت
نمیکند . ایالات متحده آمریکا که در چهارچوب پروژه بزرگ کنترل
انرژی جهان ، سعی دارد تا خاورمیانه و منابع انرژی را به اشغال
خود درآورد ، تهاجم به ایران را همانند سکوئی برای اقدامات آتی
مشاهده مینماید . مسلما جنگ برای مقابله با تولید و استفاده
سلاحهای کشتار جمعی ، تروریسم و یا به ارمغان آوردن دموکراسی
برای کسانیکه با دسته گل به استقبال میآیند شکل نمیگیرد .
ایالات متحده آمریکا نقشه حمله به افغانستان را قبل از حمله
تروریستی یازدهم سپتامبر سال 2001 که " پرل هاربور" جدید نام
گرفته ، آماده ساخته بود .
در سال 2001 ایالات متحده
آمریکا بزرگترین حامی مالی رژیم طالبان بوده و تا ماه مه
همانسال 124 میلیون دلار کمک مالی کرده بود .این کمک که تحت
عنوان یاری زراعی و انسانی مطرح گردیده بود در اصل توسط شرکت
آمریکائی UNOCAL
برای تحقق پروژه احداث خط لوله نفتی که از دریای خزر نفت را از
طریق افغانستان تا دریای عمان و اقیانوس هند انتقال میداد ، پرداخت
میگردید . طالبان این پیشنهاد را رد نمود .
Christina Rocca
یکی از مسئولین وزارت امورخارجه وقت آمریکا در اوت سال 2001
خطاب به طالبان چنین گفت : اگر پیشنهاد دریافت قالی طلائی ما
را قبول ننمائید ، شما را از ترس بمباران زیر قالی کهنه خودتان
دفن میکنیم . طالبان از این پیشنهاد سرتافته و با شرکت آرژانتینی
Bridas به
توافق رسید . درست یکماه بعد در یازدهم سپتامبر نیز پنتاگون و
برجهای دوقلوی آمریکا مورد حمله قرار گرفته و در ماه اکتبر
آمریکا افغانستان را زیر پوشش بمباران قرار داده و حمید کرزائی
یکی از مشاورین شرکت UNOCAL
نیز کنترل و رهبری افغانستان را برعهده گرفت . قرارداد منعقده
با آرژانتین نیز فسخ گردیده و کنترل تمام و کمال در اختیار
آمریکا قرار گرفت .
در سال 2000 صدام حسین پای
فرمان قتل خود را امضاء مینهاد : بدینترتیب که تصمیم گرفت تا
نفت را بجای دلار در ازای یورو بفروش برساند . دیک چینی در چهارچوب
پروژه " قدرت انرژی جهانی " منابع نفتی و کریدورهای خطوط نفتی
را مورد ارزیابی قرار داده و در ماه مه ، الویت حرکت آمریکا را
چنین اعلام داشت : " تولید کنندگان نفت در خاورمیانه از نظر
تأمین امنیت جهانی اهمیت فراوانی دارد . خلیج فارس در کانون
سیاست انرژی جهانی قرار دارد ."
وقتی صدام حسین تصمیم گرفت
تا وارد سیستم یوروپترول گردد ، بنوعی کنترل آمریکا بر ذخایر
نفتی را خدشه دار ساخت . بعد از این تحول طولی نکشید که
سلاحهای کشتار جمعی عراق بعنوان تهدیدی جهانی مطرح گردیده و
لذا آمریکا باید آنرا متوقف میساخت . ایالات متحده آمریکا در
سال 2003 تصمیم گرفت تا برعلیه عراقی که منطقه و جهان را تهدید
مینمود وارد عمل گردیده و بدینترتیب بوق جنگ برعلیه صدام حسین
مسلح و خطرناک بصدا درآمد . وزارت امورخارجه ایالات متحده
آمریکا قبل از حمله و اشغال عراق از اینکشور خواسته بود تا با
شرکت بین المللی نفت در آمریکا همکاری نماید . حکومت جدید در
عراق تمامی قراردادهای نفتی با دیگر شرکتها را فسخ نموده و
اعلام نمود که نفت خود را در قبال یورو بفروش خواهد رسانید
.قانون جدید نفت عراق این ماه به مرحله اجرإ گذاشته شده و شرکتهای
چند ملیتی Exxon
،
Mobil،
Chevron،
Conoco-Phillips
و Royal Dutch Shell
سهم خود را از این سفره گرگ برخواهند گرفت .

بعد از بحث و مشاجرات
فراوانی که از یکسال پیش بدینطرف جریان دارد ،سرانجام ایران شش
هفته قبل تصمیم گرفت تا بازار بورس نفت خود را از پترودلار به
پترویورو تغییر داده و نفت خود را درقبال یورو بفروش برساند .
اگر دقت کنید ، مشاهده خواهید نمود که موضع آمریکا در قبال
ایران نیز از اواخر سال 2006 خشن تر و شدید تر شده است . ابتدا
دعوت احمدی نژاد رئیس جمهور ایران برای زدودن موجودیت صهیونیزم
از صفحات تاریخ بعنوان " محو کردن اسرائیل از نقشه جهانی"
تعبیر گشته و خمیر انجام یک پاکسازی قومی جدید در تنور چسبانده
شد . سپس فعالیتهای هسته ای ایران بعنوان تهدیدی جهانی نشان
داده شد ولی غافل از اینکه اینبار ماهی بآسانی گول قلاب ماهیگیر
را بدهان نمیگیرد . آمریکائیها یکبار دیگر آستین ها را بالا
زده و اینبار مسئله کمک ایران به مقاومت کنندگان عراقی مطرح گردید
. در اینجا لازم به تاکید است که تنها یک درصد از حملات
عراقیان بر علیه آمریکا را شیعیان انجام میدهند .
این موضوع خود داستان
افتضاح و جنجال آمریکا و ایران را در اذهان زنده ساخت : آمریکا
در دهه 1980 بهرگروه و کشوری که لباس جنگ را بر تن داشت سلاح
فروخته و در این راستا از عراق و ایران نیز مبالغ متنابهی
دریافت کرده بود . در آنروزها سنی و یا شیعه بودن چیزی را عوض
نکرده و همه مسلمان شناخته میشدند و در واقع کسی به اختلاف
مذهب توجهی نمینمود . وقتی در سال 1987 کم کم مشخص میگردید که
ایران پیروز این جنگ خواهد بود آنگاه آمریکا کمک خود به صدام
حسین را افزایش داده و از طرفی برای اطلاع یافتن ایران از
انجام حمله ای بزرگ تدارکات لازمه را مهیا نمود .
آمریکا این جنگ بی معنی را
همانند مبارزه ای مابین شیعیان و سنی ها نمایان ساخته و به آن
ماهیتی دینی میبخشد ....عراق در مقابل ایران ...سنی در مقابل
شیعه ...دیک چینی ، کوندولیزا رایس و دیگر مقامات حکومت آمریکا
بکرات از منطقه بازدید نموده و به کشورهای حوضه خلیج در رابطه
با خطر توسعه مذهب شیعه هشدار دادند . آمریکائیان در سال 1990
با نشان دادن عکسهای ماهواره ای که تجمع ارتش عراق در مرزهای
عربستان سعودی را اثبات میساخت ، " خطر متوجه از طرف صدام حسین
" را ارزانی داشتند .
رهبران خاورمیانه میتوانند
بر این عقیده باشند که تمامی این تحولات در مقابل هلال رو به
توسعه شیعه در منطقه شکل میگیرد . از نظر تاریخی نیز میتواند
نوعی دشمنی طبیعی احساساتی را در ریشه آن جستجو کرد .آمریکا
میخواهد به رهبران سنی بفهماند که تمامی این حوادث از اختلافات
مذهبی ریشه میگیرد . آمریکا در این راستا همانند سال 1990 برای
قبولاندن این مقوله هرچه در توان دارد انجام خواهد داد ....و
دوباره همه چیز از نو آغاز خواهد شد . وقتی ما ذخایر نفتی جهان
را تحت ضمانت ود قرار میدهیم ، سنی ها و شیعیان نیز جانانه
باهم بجنگند.
امروز دیگر ناوهای آمریکائی
وارد خلیج شده و لنگر انداخته اند . موشکهای پشتیبانی پاتریوت
مستقر شده و کشتیهای مین یاب نیز در شرف نزدیک شدن به خلیج
میباشند .جرج بوش رئیس جمهور آمریکا دستور داده تا نفت مورد
نیاز را ذخیره کنند . در یکی از مانورهائی که سال گذشته در
باهاما ترتیب یافت ، این کشور در معرض حمله ای غافلگیرکننده
قرا گرفته و سپس یکی از کشورهای آسیائی را با بمب اتمی مورد
هدف قرار میداد .
بله عزیزان ایران با اقدامی
جسورانه وارد سیستم ممنوعه فروش نفت در قبال یورو گردیده و
بازی خطرناکی را آغاز کرده است . در پایان باید پرسید که آیا
بالاخره خط لوله نفتی افغانستان احداث گردید یا نه ؟ مسلما خیر
زیرا آمریکا در نظر دارد تا برای انتقال نفت از حوضه خزر به
اقیانوس هند لوله های ایران را بکار ببندد . زیرا سرعت انتقال
از این طریق بیشتر و مطمئن تر بنظر میرسد ...