محوری نامعلوم بنام اکبر
گنجی ...

نویسنده کتاب تاریکخانه
اشباح که محافظه کاران را مسئول قتل پنج روشنفکر در سال 1998
معرفی نموده و نقش مهمی در شکست این گروه در انتخابات مجلس
بتاریخ فوریه سال 2000 ایفا نمود ،کسی بجز اکبر گنجی شناخته
شده ترین زندانی سیاسی ایران نیست ...خب میتوان چنین پرسید این
محقق، نویسنده و باصطلاح دگراندیش و زندانی سیاسی معروف کیست
؟
اکبر گنجی که بدلیل دفاع از
حقوق بشر و دموکراسی در ایران از طرف جمعیت روزنامه نگاران
جهان شایسته دریافت قلم طلائی آزادی سال 2006 ،جایزه آزادی
مطبوعات ،جایزه مدافعین حقوق بشر
Martin Ennals
شناخته شده ، از طرف
فدراسیون حقوق بشر بین المللی و سازمان بین المللی بعنوان سمبل
حرکت در راستای دفاع از حقوق بشر شناخته شده و از طرف روزنامه
وال استریت با قهرمانانی همانند نلسون ماندلا و لخ والنسا
مقایسه گشته و شخصیتی متولد از انقلاب توصیف شده است فرزند کارمند
ساده پمپ بنزینی در تهران چشم بجهان گشود.
گنجی بعنوان یکی از هزاران
تظاهرکننده معترض کوچه و خیابانها در اوایل انقلاب اسلامی
ایران بلافاصله با تشکیل سپاه پاسداران به این نیرو پیوست. او
بعد از مدتی خدمت در سپاه پاسداران در اوایل دهه هشتاد میلادی
بتوسط سفارتخانه فرهنگ بعنوان مستشار فرهنگی در سفارتخانه
ایران در آنکارا منصوب گشت.
علاوه بر این اکبر گنجی با
سعید حجاریان مؤسس واحد اطلاعات و امنیت نخست وزیری ایران در
آندوران نیز روابط بسیار نزدیکی داشت .این روابط نزدیک همه را
در مورد اینکه اکبر گنجی یکی از اعضای بلند پایه و اصلی وزارت
اطلاعات و امنیت باشد قانع میساخت . با پایان یافتن جنگ ایران
و عراق و راهیابی او به دانشگاه طرز تفکر اکبر گنجی نیز تغییر
محسوسی یافت ! بدینترتیب منسوب اسبق سپاه پاسداران و اطلاعات
ایران از دهه 1990 کم کم افکار کهنه خود را بکناری گذاشته و به
گفتاری نه چندان تازه ولی تند و تیز در زمینه های سیاست،حقوق،جامعه
شناسی ودینی پرداخت .
اکبر گنجی بدون فوت وقت
وارد جریان فکری بنام کیان گردید که خاتمی و شمس الواعظین نیز
جزو آن بوده و تمایلات چپ داشتند . عبدالکریم سروش یکی از
تئوریسین های روشن و فرهنگی آندوران نیز این جریان فکری را
تقویت و حمایت مینمودند .با پیروزی محمد خاتمی در انتخابات
ریاست جمهوری،اکبر گنجی که در میان هواداران او قرار داشت
اینبار لوای اصلاحات را برافراشت .گنجی در آنروزها بخاطر دادن
سمیناری تحت عنوان فاشیسم مذهبی دستگیر گردید .
دو سال بعد از آن اکبر گنجی
اینبار نیز با نگارش دو کتاب ینامهای " عالیجنابان سرخ پوش و
خاکستری" و " تاریکخانه اشباح" دوباره مطرح گشت .نویسنده
اینبار راز جنایات زنجیره ای را با استفاده از اطلاعت خود
منتشر نموده و برای یافتن متهمین این جنایتها سرنخهای مهمی
ارائه داده بود ! این رویداد در اصل برای طرفداران اصلاحات که
به انجام رفورمها دلبسته بودند پنجره جدیدی گشوده و بنوعی به پیروزی
اصلاح طلبان کمک نمود . سرانجام اکیر گنجی روزنامه نگار ،نویسنده
،دگراندیش،روشنفکر ،پاسدار قدیمی و خویشاوند دور یکی از مؤسسان
وزارت اطلاعات وامنیت کشور در کنفرانسی که تحت عنوان ایران بعد
از انتخابات در برلن برگزار گردیده بود، شرکت جسته و بهنگام
بازگشت بوطن دستگیر گردید .
دادگاه نخست برای گنجی 10
سال حبس رقم زده بود ولی دو سال بعد پروند متهم دوباره بازنگری
گردیده و مدت حبس به شش ماه تقلیل یافت. بخشی قاضی این دادگاه
چند روز بعد زودتر از موعد درخواست بازنشستگی نموده و بنوعی
تصویر استعفای دسته جمعی قاضیان پرونده های سران مافیا در
ایتالیا را در اذهان تداعی نمود .قاضی جدید دادگاه برای اکبر
گنجی خواستار 6 سال زندان گردید . روشنفکر بزرگمان در زندان
نیز دست از ادعاهای خود برنداشته و در آن مدت مانیفست خود تحت
عنوان جمهوری خواهی را بقلم گرفت . بعد از این اثر او دومین
جلد از مانیفست خود را بشکلی عجیب و بدور از کنترل مامورین
انتظامی زندان ! بقلم گرفته و باز بعد از خارج نمودن شگفت انگیز
آن از زندانی همانند اوین و جالبتر از همه بعد از تائید و
فیلتریگ وزارت ارشاد اسلامی بچاپ رساند.او در این جلد از
مانیفست خود برای اولین بار بشکل مستقیم رهبر جمهوری اسلامی را
هدف قرار داده و او را مسبب تمامی مشکلات جامعه ایران قلمداد
نموده است .
این روزنامه نگار سمج در
انتخابات مجلس نهم نیز ساکت نمانده و با اعتصاب غذا در داخل
زندان از همگان خواست تا این انتخابات را بایکوت نمایند.در این
میان گنجی که ناراحتیهای جسمانی داشت برای چند روز مرخصی به
خانه آمده و در خانه اش طی سخنانی با منسوبین مطبوعاتی خواست
خود در جهت تاسیس دولتی لائیک ( برای اینهمه تغییر طرز تفکر
باید دست مریزاد گفت !) هم بجای نظام جمهوری اسلامی را مطرح
ساخت . بعد از این سخنان گنجی دوباره بزندان بازگشته و اینبار
دست به اعتصابی زد که قریب 70 روز بطول میانجامید .گنجی که از
حمایت شخصیتهای سیاسی همانند جرج بوش و کوفی عنان نیز برخوردار
بود، در ماههای ژوئیه و اوت سال 2005 به اعتصاب غذای خود پایان
بخشید .
گنجی در طول زندان نامه
هائی به آیت الله منتظری عبداکریم سروش نوشته و کناره گیری
آیت الله خامنه ای از مقام رهبری را خواستار شده و لزوم انتخاب
رهبر از طرف ملت را مطرح ساخت . گنجی در این نامه ها سخنان
آیت الله مصباح یزدی دال بر اینکه مخالفان با نظام اسلامی محکوم
بمرگ هستند را هیچ می انگاشت . حال ما نیز همانند خیلی ها کنجکاو
هستیم بدانیم که این سخنان به نظام و دستندرکارانش چگونه بهمین
راحتی ابراز میگردند ؟ شاید برای شما نیز جای تعجب باشد که در
کشوری که حتی مخالفین معمولی و زندان دیده ها در آن حداقل دو
سال از گرفتن پاسپورت و خروج محروم هستند ،جناب گنجی چگونه
بهمین راحتی به خارج از کشور سفر مینماید تا جوایزش را جمع
آوری کرده و پز روشنفکری بدهد . آیا آقای گنجی استثنا است ؟
گنجی این نمایشگر کهنه کار
نظام امروز باز در ایفای نقش خود کوتاهی نکرده و رل خود را پیش
میبرد . بله اکبر گنجی دگراندیش!! ایرانی پاسپورت خود را
براحتی بدست گرفته و بعد از جمع آوری یکسری جوایز قلمبه سلمبه
دوباه در نمایشنامه ای بنام اعتصاب غذا مقابل سازمان ملل شرکت
میجوید .