انجمن حجتیه

در مورد «انجمن حجتيه» که
از ادبيات سياسی اجتماعی ملت ايران رخت بربسته بود و برای
همين است كه امروز و پس از
انتخابات اخير رياست جمهوری كه
مساله انجمن حجتيه مطرح شده جوانان تا 30
ساله اطلاع درستی از وضعيت اين
جريان مذهبی
ندارند چه میدانیم ؟ منسوبین انجمن حجتیه چه کسانی هستند ؟ آیا
منسوبین این انجمن در حکومت تأثیر گذار هستند ؟ سایت آذربایجان
جنوبی ما در این مقاله با استفاده از منابعی که در اختیار دارد
به این موضوع میپردازد .
درباره زمينههای شكلگيری
انجمن حجتيه ناگزير به توجه به
چند حوزه متفاوت و گاه متناقض
هستيم، اما پر رنگترين زمينه شكلگيری جريانی به نام
حجتيه، وجود فرقهيی به نام «بهائيت» است كه همواره از
سوی مسلمانان طرد شده است.
انجمن بهائيت از دل فرقهيی به نام «بابيه»درآمد. نزديك
به يك قرن قبل، فردی به نام «ميرزا علی محمد» با ادعای
بابيت و نمايندگی امام عصر و سپس ادعای مهدويت، موجب
تاسيس فرقهيی به
نام «بابيه» شد و از دل بابيه
«بهائيت» بيرون آمد. اين فرقهها از همان
آغاز از سوی مسلمانان مطرود بودند،
اما به دلايل سياسی، حكومت وقت و
جريانهای سياسی به حمايت از اين
جريانات پرداختند تا بتوانند در ميان مردم
بخصوص جوانان و مهمتر از همه
روحانيت و حوزههای علميه نفذ كنند و اقدام به
جذب مبلغ نمايند. بهائيت از آنجا
كه با حمايت قدرتهای استعماری دارای يك
تشكيلات منسجم و سازمان يافته
شد توانست به موفقيتهايی دست يابد. در جبهه
مخالف بهائيت هيچ سازمان منسجمی
كه بتواند به مقابله با فعاليتهای بهائيت بپردازد وجود
نداشت. اوج فعاليتهای بهائيت در دهههای 20 و 30 بود
كه علنا به فعاليت میپرداخت.
در چنين شرايطی «شيخ
محمود ذاكرزاده
تولايی» مشهور به «شيخ حلبی» كه
در اصول و فنون سخنوری مهارت داشت انجمن
ضد بهائيت را تاسيس كرد. اين
انجمن از آغاز بنا را بر مبارزه با بهائيت
گذاشت. به دليل نفوذ انجمن
بهائيت در كشور، تاسيس انجمن ضد بهائيت با
استقبال محافل مذهبی، مسلمانان و
جوانان روبرو شد. همچنين به دليل وجود
پتانسيلهای قوی انجمن ضد بهائيت
شيخ حلبی موفقيتهای زيادی به دست
آورد.
در كنار اين مساله برخی
نيز كودتای 28 مرداد كه منجر به حبس و
انزوای نيروهای ملی و مذهبی فعال
در نهضت مقاومت ملی شد را زمينه ديگری برای تاسيس انجمن
حجتيه عنوان میكنند. حكومت برآمده از دل كودتا با ايجاد
جو اختناق از فعاليت گروههای
سياسی چه مذهبی و غيرمذهبی جلوگيری به عمل
آورد و از آنجا كه انجمن حجتيه
از بدو تاسيس پرچم سفيد غير سياسی بودن را در
برابر حكومت وقت برداشته بود با
ممانعت حكومت مواجه نشد و حتی گفته میشود
حكومت از تاسيس چنين گروههايی
حمايت میكرد چراكه نيروهايی كه به دنبال
فعاليت اجتماعی بودند انرژی و
توان خود را به امور اجتماعی مذهبی و
غيرسياسی صرف میكردند. اين فراز
از اساسنامه انجمن مويد اين موضوع است كه
انجمن به منظور فعاليتهای علمی،
آموزشی، خدمات مفيد اجتماعی، با الهام از
تعاليم اسلام و مذهب شيعه
جعفری، جهت پرورش استعداد و تربيت
انسانهايی لايق و كاردان و مقيد
به تقوی و ايمان و اصلاح جهات مادی و
معنوی جامعه تاسيس شده است.به
اضافه اين دو زمينه، برخی درباره زمينه
پيدايش انجمن حجتيه معتقد به
حضور قدرتهای استعمارگر هستند. اين عده بر
اين باورند كه ايجاد يك فرقه و
ضد فرقه از روشهای استعماری برای سرگرم
كردن مبارزان و ملتها است.
با در نظر گرفتن هركدام
از موارد فوق و موافق
يا مخالف بودن آن گروهی با
تابلوی «انجمن خيريه حجتيه مهدويه» پس از
كودتای 28 مرداد تاسيس شد. شيخ
حلبی واعظ سرشناسی در تهران و كل كشور بود و
منبرهای بسيار نافذی داشت. اشعار
زيادی از حفظ داشت بيانش بسيار موؤر بود و
معلم اخلاق و عرفان هم بود.
اما انگيزههای شيخ محمد
حلبی برای تاسيس
انجمن حجتيه چه بود؟ روايتهای
گوناگونی میشود. انجمن حجتيه براين باورند
كه شيخ حلبی رييس انجمن، مدعی
شده است كه در سالهای 32 خوابی ديده
است كه امام زمان به وی
فرمودهاند كه گروهی را برای مبارزه با بهائيت
تشكيل بدهد. البته روايتهای
ديگری نيز نقل میشود از جمله پس از بروز
اختلاف بين آيتالله كاشانی و
دكتر مصدق و شكست نهضت ملی نفت، همزمان
تبليغات بهائيت نضج گرفت و
گروهی كه در بينشان طلبه نيز بود از جمله هم
حجره شيخ حلبی را جذب كردند، لذا
بهائيت در ذهن شيخ حلبی بزرگ جلوهگر شد
و به اين نتيجه رسيد كه بايد
سياست را رها كرد و دست به انجام اقدامهای فرهنگی زد و
به علت شكست نهضت، يك جو ياس برجامعه حاكم شد و عدهيی
كه
به دنبال جريانی میگشتند تا با وصل
شدن به آن، ياس و بريدگی خود را
توجيه ايدئولوژيكی و سياسی كنند،
به اين جريان پيوستند. البته برخی نيز
لغزيدن هم حجرهيی شيخ محمد حلبی
كه برای نفوذ در بهائيت فعاليت میكردند
را يكی ديگر از انگيزههای انجمن
ضد بهائيت توسط شيخ حلبی ذكر
میكنند.
انجمن حجتيه زير
نظر خود شيخ حلبی به عنوان رييس
هيات مديره و 4 نفر كه عضو هيات مديره
بودند اداره میشد. اين افراد
عبارت بودند از حاج سيد رضا رسول، سيد حسين
سجادی، محمد حسين غلامحسين، حاج
محمد تقی تاجر. انجمن به واسطه مبارزه با
بهائيت تلاش كرد از افراد مجرب و
تشكيلاتی منسجم بهره ببرد، پروانه فعاليت
انجمن هرچند وقت يك بار بايد
تجديد میشد. انجمن حجتيه چند كميته داشت كه
زير نظر
هيات مديره فعاليتمیكردند. اين كميتهها عبارت بودند از:
كميته
تدريس :از وظايف اين
گروه جذب نيروهای جوان و تازه نفس و فعال برای تحت
تعليم قرار دادن آنها بود.
مهمترين مركز برای اين منظور مدارس بود. معلمانی كه عضو
انجمن بودند بايد اين ماموريت را انجام میدادند. سياست
جذب
دانشآموزان باهوش و درس خوان ساده
زيست نشان دهنده دقت نظر گردانندگان
انجمن در توجه به كيفيت افراد
جذب شده است. كميته تحقيق كه در واقع كميته جاسوسی بود
به
اين شيوه عمل میكرد كه سه نوع محقق
يا جاسوس تربيت میكرد. محقق يا
جاسوس نوع اول، نوع دوم و نوع
سوم. وظيفه جاسوس يا محقق نوع اول اين
بود كه با استفاده از شيوههای
خاص تعليم داده شده نزد بهائيان میرفت و
ادعا میكرده كه میخواهد بهايی
شود و به اين ترتيب وارد آنها میشده است.
محقق نوع دوم كه معمولا تيمی
عمل میكردند افراد ناشناختهيی بودند كه
وظيفه گزارش جلسات بهائيان را
به عهده داشتند. افراد انجمن كه عضو اين
گروه میشدند اسم مستعار داشتند و
همديگر را نمیشناختند و ممكن بود دو نفر
گزارش همديگر را به مسوول خود
میدادند. محقق نوع سوم افرادی بودند كه از
حيث رفتار و گفتار بهايی میشدند و
علنا انجمن را میكوبيدند.
كميته نگارش:
افراد اين كميته نويسندگانی بودند
كه میبايست تازهترين تحقيقات خود را در
نفی بهائيت و ستايش امام در
جزوات مختلف بنويسند.
كميته
ارشاد : اين كميته از
دو قسمت تشكيل شده بود، كميته بحث و مناظره، كميته
تعقيب و مراقبت كه همانگونه كه
از عناوينشان پيداست افراد عضو اين كميتهها
از يك سو از افراد تازهوارد
انجمن مراقبت میكردند. از سوی ديگر افراد مبتدی و تازهوارد
بهايی را رصد میكردند تا آنان را از بهايیبودن منصرف و
به
انجمن وارد كنند.
كميته وزارت خارجه
: اين كميته بيشتر خارج از كشور
فعاليت میكرد و حوزه فعاليت
آنان كشورهای هند، استراليا، انگليس، امريكا و
اتريش بود. انجمن در اين كشورها
و برخی كشورهای ديگر اقدام به تاسيس دفتر
كرده بود. شايد جنجالیترين
مساله مواضع انجمن نسبت به انقلاب و فعاليت
سياسی بود. هاشمی رفسنجانی درباره
مواضع انجمن حجتيه پيرامون
مبارزه میگويد: «قبل از پيروزی
انقلاب اسلامی اينها داعيههای خاص اسلامی نداشتند.
اختلافاتی كه با ما داشتند اين بود كه مبارزه را بد
میدانستند،
معتقد بودند كه حكومت اسلامی حالا در
زمان امام زمان میتواند شكل پيدا كند
و چون حالا نمیشود، پس نتيجه
میگرفتند خوب است مبارزه نكنيم و با رژيم و
با آنها بسازيم. يكی از سران
سابق انجمن حجتيه به نقل مواضع شيخ حلبی عليه امام
خمينی بنيانگذار مبارزه مذهبی با رژيم شاه اشاره میكند
كه «كسانی كه در اين راه
(مبارزه عليه رژيم شاه) كشته میشوند، خونشان
را هدر میدهند و كسانی كه افراد
را به اين راه میكشانند مسوول اين خونها
هستند.»وی
ادامه میدهد كه «شيخ حلبی معتقد بود كه كار صحيح،
فعاليتهای فرهنگی و ايدئولوژيك است و نه مبارزه .
در این میان بعضی از اسناد
بجای مانده از دوران سلطنت پهلوی نشان میدهند که بعضی از اصناف
و روحانیون نیز با ساواک شاه در ارتباط مستقیم بوده اند . علی
الخصوص اسناد بدست آمده از بایگانی ساواک سلطنت آباد نشان
میدهد که در بنیه ساواک واحدی بنام روحانیون تشکیل شده بوده
است . این وضعیت بوضوح نشان میدهد که فعالیت های بعضی از
روحانیون در راستای اهداف سیستم پهلوی و سازمان اطلاعات آن
یعنی ساواک به پیش برده میشده است . یکی از واحدهای مورد بحث
نیز انجمن حجتیه بوده است ...تمامی این تحولات دیدگاهها و نایج
تحقیقات محققان را زیر و رو مینماید زیرا رژیم شاه از یک طرف
حرکت بهائیت را حمایت مینمود و از طرف دیگر نیز به انجمن حجتیه
که دشمن سرسخت بهائیان محسوب میگردید کمک نموده و از آن بوسیله
ساواک حمایت میکرد .
در سند ديگری كه
به امضای تيمسار نصيری رييس
ساواك رسيده و برای تمام روسای ساواك استانها
ارسال گرديده، آمده بود مشاوران
امريكايی اعتقاد دارند خط فكری ارشاد
)حسينيه ارشاد) و شخص دكتر شريعتی
و سازمان مجاهدين خلق و راديكاليسم اسلامی مشكل اساسی
رژيم تلقی گرديده و بايد روحانيون تحت پوشش (اداره
مروجين
انجمن حجتيه) از بالای منابر عليه
جريانهای فكری فوق و توهين و طرد به دکتر علی شریعتی امام
خمينی و طرفدارانش طبق برنامه عمل نمايند. برنامه هم
مجموعهيی از توهين و تكفير و
تفسيق و اتهاماتی بود كه به جريانهای مبارزه
وارد میآمد.
بعد از انقلاب انجمن حجتیه
سیاست موذیانه خود را بصورت ایجاد کشمکش و درگیری مابین
نیروهای به اصطلاح انقلابی ادامه داد . البته انجمن حجتيه
پس از پيروزی انقلاب اعلام كرد كه
همراه با مردم در جهت اهداف
انقلاب اسلامی فعاليت خواهد كرد. طبق آنچه از
خاطرات رييس دادگاه انقلاب يكی
از استانهای مركزی كشور برآمد اين كار
عملا هيچگاه اتفاق نيفتاد تا
اينكه روز سهشنبه 21 تيرماه 1362 امام خمينی در سخنانی
فرمودند: يك دسته ديگر هم كه تزشان اين است بگذاريد كه
معصيت زياد شود تا حضرت صاحب بيايد. حضرت صاحب مگر برای
چی میآيد؟ حضرت صاحب
میآيد معصيت را بردارد. ما معصيت
میكنيم كه او بيايد؟ اين اعوجات را
برداريد. امام خمينی همچنین وقتی
ابعاد گسترده نفوذ ساواك را متوجه میشود چنین میگوید : "به
ما
گفته بودند ساواك در مساجد نفوذ كرده
است اما نمیدانستم فاجعه تا اين
اندازه
عميق است ."
بتدريج و بعد از نفوذ
به ارگانهای مهم ايجاد درگيری،
بدبينی، تشنج بين انقلابيون و ارگانها در
دستور كار انجمن حجتيه قرار گرفت
در بسياری از درگيریها و خرابكاریها از
نحوه عمل قدرت تشكيلاتی انجمن
حجتيه هويدا بود. آنها كار را تا جايی پيش
بردند كه در دفاتر انجمن و
سازمانهای انقلابی، اسلحه، مشروب، مواد مخدر و...
جاسازی كرده يا در خيابان به
نمايش میگذاشتند، به نام آن گروهها به
مردم حمله كرده و خرمنها را به
آتش میكشيدند تا مردم و سران انقلاب با
هم درگير شوند.

پس از سخنان امام خمینی
سرانجام در روز اول مردادماه 1362 انجمن حجتیه با صدور
اطلاعيهيی كليه جلسات و
فعاليتها و برنامههای علنی خود را تعطيل كرد و از
آن روز به بعد به فعاليتهای
مخفيانه و زيرزمينی روی آورد.
مسلما فعالیت حداقل 30 ساله این انجمن نمیتوانست در عرض یک شب
از میان رفته باشد ...در مورد فعالیت این حرکت که تماما
زیرزمینی ادامه مییابد کسی اطلاع درستی ندارد ولی با توجه به
بیانات بعضی از سران حکومت میتواند به موجودیت آنها پی برد .