آذربایجان جنوبی ما

English

 

 

تاثیر لابی اسرائیل بر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا

بخش سوم

پیروزیهائی که اسرائیل بدست میآورد آشکارا وطنپرستی ،سازماندهی عالی و استعدادهای نظامی را نمایان ساخته و دوری اینکشور از ناتوانی را بیان میدارد .امروزه اسرائیل را باید نیرومندترین قدرت نظامی خاورمیانه دانست . اسرائیل دارای نیروهای سیستماتیزه فوق العاده ای در منطقه بوده و همچنین تنها کشور خاورمیانه است که از قدرت اتمی برخوردار میباشد .

مصر و لبنان با اسرائیل قراردادهای صلح و دوستی به امضا رسانده و همچنین عربستان سعودی نیز امضای قرارداد دوستی و همکاری فی مابین را پیشنهاد کرده است . سوریه حمایت از طرف روسیه را از دست داده و عراق بعد از سه جنگ خانمانسوز در نقطه نابودی قرار گرفته است . فلسطینیان بگذریم از عدم توانائی در تشکیل ارتشی مستقل و مؤثر از تشکیل سازمان پلیس نیز ناتوان میباشند . بر اساس  تحقیقات مرکز استراتژیکی یافه دانشگاه تل آویو تفاوت از نظر نظامی مابین اسرائیل و همسایگانش رفته رفته وضعیتی فاحش بخود گرفته و همه چیز بر له اسرائیل موازنه میگردد .

آیا دموکراسی همان دوستی است که بدان کمک میشود ؟

در کنه حمایت و کمک آمریکا به اسرائیل این موضوع میخوابد که اسرائیل کشوری دوست و دموکراتیک میباشد که از طرف دشمنان دیکتاتود محاصره گشته است . شاید این ادعا بگوشمان آوازی قابل قبول بنظر برسد ولی نمیتواند سطح کمکی که آمریکا به این کشور مینماید را مدلل سازد .علاوه براین در جهان کشورهای دموکراتیک و آزاد بسیاری وجود دارند که هیچکدام باندازه اسرائیل حمایت نمیشوند . ایالات متحده آمریکا در گذشته با توجه به منافع خود بسیاری از حکومتهای دموکراتیک را بعناوین مختلف ساقط ساخته و حتی دیکتاتورها را مورد حمایت خود قرار داده است . آمریکا امروز نیز با دیکتاتورهای بسیاری روابط خوبی دارد . خلاصه میتوان نتیجه گرفت که رژیم دموکراتیک اسرائیل نمیتواند دلیلی مستند برای دریافت این حمایت از سوی آمریکا باشد .

دموکراسی مشترک نیز بدلیل تضاد ارزشهای اسرائیل با ارزشهای هسته ای آمریکا روزبروز تضعیف میگردد . ایالات متحده آمریکا صاحب دموکراسی لیبرالی است که در آن تمامی گروههای منسوب به نژاد ،دین و یا اقوام مختلف از حقوقی متساوی برخوردارند . در مقابل اسرائیل بعنوان یک دولت یهودی تاسیس یافته و اصول ساختار دولتی خود را بر اساسی مبتنی بر خویشاوندی و همنژادی استوار ساخته است . بعنوان مثال برخورد با اعراب یهودی در اینکشور به مثابه شهروندان درجه دوم و برخورد بی تفاوت و متمایز کمیسیون حکومت اسرائیل با آنها را نباید شگفت انگیز تلقی نمود . در مثالی مشابه باید گفت که اسرائیل به فلسطینیانی که با شهروندان خودی ازدواج مینمایند حق شهروندی نداده و این زوجها از حق زندگی در شهرهای اسرائیل برخوردار نیستند .سازمان حقوق بشر اسرائیل این محدودیتها را دارای اساسی ژادپرستانه قبول کرده و بعنوان قانونی فاشیست مورد ارزیابی قرار میدهد .وقتی اصول تاسیس اسرائیل را مد نظر قرار دهیم آنگاه خواهیم توانست تا این نوع قوانین را بهتر قبول کنیم ...فقط نباید فراموش نمود که این اصول با مدل دموکراسی موجود در آمریکا بهیچوجه قابل مقایسه نمیباشد .

موقعیت دموکراتیک اسرائیل همچنین با عدم اجازه به فلسطینیان برای تشکیل دولتی که بتوانند براحتی در آن زندگی نمایند نیز خدشه دار شده است . اسرائیل با محدودسازی و کلنیزه نمودن فلسطینیان به زندگی در نوار غزه و کرانه باختری رود اردن ، زندگی این خلق چهر میلیون نفری و معصوم را تحت کنترل قرار داده است . اسرائیل گرچه بظاهر صاحب دولتی دموکراتیک و آزادیخواه میباشد ولی با کنترل خلق فلسطین تمامی حقوق سیاسی را زیر پا گرفته است . از اینروست که باید گفت اصل دموکراسی مشترک رو به تضعیف گذاشته است .

غرامت برای جرائم گذشته

یکی از دلایل معنوی حمایت از اسرائیل تاریخ پر از درد و رنج یهودیان در غرب مسیحیان و علی الخصوص موضوع قتل عام آنهاست . آنها سالهای سال با خود گفتند که یهودیان سالهای مدیدی رنج کشیده و تنها در یک دولت یهودی میتوانند در آرامش زندگی نمایند . از اینروست که بسیاری معتقدند که اسرائیل باید از طرف آمریک حمایتی ویژه گردد .

جای تردید نیست که یهودیان از میراث بد آنتی سمیتیزم رنجهای بسیاری برده تاسیس دولت اسرائیل پاسخی مناسب به جنایاتی است که در تاریخ میتوان نمونه های آنرا بسیار دید . این تاریخ که همگان آنرا نیک میدانند خود برای تشکیل و ادامه موجودیت اسرائیل زمینه مناسبی فراهم ساخته است . با این تفاوت که تاسیس اسرائیل موجب گردید که جنایات بیشماری متوجه طرفی ثالث گردد . در قرن نوزدهم تنها پانزده هزار نفر یهودی در فلسطین زندگی میکردند . بعنوان مثال در سال 1893 اعراب 95 درصد جمعیت فلسطین را تشکیل داده و باوجود حاکمیت عثمانیان ، اعراب تمامی امور را در کنترل داشتند . وقتی اسرائیل تاسیس یافت جمعیت یهودیان 35 درصد بوده و این جمعیت تنها صاحب 7 درصد اراضی کشور بودند .

دیدگاه اصلی رهبران صهیونیست رابطه ای با تاسیس دولتی چند ملیتی و ماندگار شدن در بخشی از فلسطین نبود .رهبران صهیونیست بعضا اولین گام را تقسیم این منطقه میدانستند . ولی نباید فراموش کرد که این موضوع تنها یک مانور تاکتیکی بوده و هدف اصلی آنها چیز دیگری بوده است .دیوید بن گوریون در اواخر دهه 1930 چنین گفته بود : ما بعد از تاسیس و تشکیل دولت اسرائیل میخواهیم ارتشی قدرتمند و بزرک تشکیل داده و تمامی فلسطین را از آن خود سازیم !... صهیونیستها برای نیل به این هدف باید خیل عظیمی از خلق عرب فلسطین را از منطقه اخراج میکردند . بن گوریون این مشکل را بوضوح مشاهده نموده و در سال 1941 چنین مینویسد : نمیتوان بدون استفاده از قوه قهریه خالی ساختن کشور از اعراب را متصور گشت . ...ویا  بنی موریس یکی از مورخان اسرائیلی چنین مینویسد : فکر اخراج ساکنین فلشطین از منطقه به اندازه صهیونیزم مدرن دیدگاهی بسیار قدیمی میباشد .

وقتی نیروهای یهودیان در سالهای 1947 و 1948 هفتصد هزار فلسطینی را از کشورشان تبعید نمودند ،این فرصت مهم بمیان آمد .مقامات اسرائیلی مدتهای مدید ادعا نمودند که این خیل عظیم فلسطینی بدستور رهبران خود کشور را ترک گقته اند ولی محققانی همانند موریس بعدها این ادعا را افسانه ای بیش ندانستند . در اصل رهبران عرب از خلق فلسطین میخواستند تا کشورشان را ترک نگویند ولی ترس از کشتار بدست صهیونیستها موجب شدتا خلق مظلوم فلسطین صحنه را ترک گویند . بعد از جنگ اسرائیل مانع بازگشت فلسطینیان به کشورشان شد.

 
 
 

خانه
فرهنگ و هنر
اجتماعی
آرشیو
ما و شما
 
 

info@oursouthazerbaijan.com

 ما و شما بایگانی اجتماعی فرهنگ وهنر خانه


Our South Azerbaijan © 2006   • Privacy Policy