لابی
اسرائیل و تاثیر آن بر سیاست خارجی آمریکا
بخش چهارم
Nahum Goldmann
رئیس کنگره جهانی یهودیان میگوید : اگر من رهبری عرب بودم هیچگاه
با اسرائیل به توافق نمیرسیدم ...این امری طبیعی است ...ما کشورشان
را از آنها گرفتیم .درست است که ما همه از اسرائیل برخاسته ایم
ولی این موضوع به دو هزار سال بازگشته و این امر به خلق فلسطین
هیچ ارتباطی ندارد . چرا باید تاوان آنتی سمیتیزم ،نازیها ،
هیتلر و بازداشتگاه آشوویتس را آنها پرداخت نمایند . ما به
اینجا آمده و کشورشان را غصب نمودیم . چرا آنها باید این موضوع
را قبول کنند ؟ شاید از اینروست که رهبران اسرائیلی مدام به
این فکر هستند تا عمل کثیف خود را بنوعی توجیه نمایند . گلد
مایر نخست وزیر بعدها در سخنرانی که اعتراضات بسیاری را
برانگیخته بود چنین گفته است : چیزی بنام فلسطینی بودن وجود
ندارد ! ...همچنین اسحق رابین یکی دیگر از نخست وزیران اسبق
اسرائیل که پای قرارداد اسل بسال 1993 امضا گذاشته بود با
تاسیس دولت مستقلی بنام فلسطین مخالف میبود .
رهبران اسرائیلی که بعد از
شدت عمل تندروهای افراط گرا و فشار ناشی از افزایش جمعیا
فلسطینیان بر سر کار آمدند ،مجبور شدند تا بعضی از مناطق تحت
اشغال را خالی ساخته و بنبال راهائی برای توافق و تفاهم باشند
.ولی هیچکدام از حکومتهای اسرائیلی به فلسطینیان پیشنهاد تشکیل
دولتی مستقل که بتوانند براحتی در آن زندگی نمایند را ننموده
اند .قتل عامهای یهودیان در اروپا دلیلی مستند بر ای تاسیس
اسرائیل بشمار آمده که تاوان آنرا باید فلسطینیان بینوا بپردازند
.گرچه بعضی از اسلامگرایان افراطی بدنبال حذف اسرائیل از نقشه
جهانی میباشند ولی در واقع باید اذعان دشت که اسرائیل مانعی
جدی در مقابل توسعه نمیبیند .
اسرائیلی های مکار در
مقابل اعراب زیرک
در سالهای اخیر سعی میشود
تا اسرائیل بعنوان کشوری صبور در مقابل تحریکات و صلحجو معرفی
گردد و در مقابل نیز اعراب انسانهائی بدطینت و شیطان صفت نمایش
داده میشوند .
این ادعاها که بکرات از طرف
دولتمردان اسرائیلی و طرفداران آمریکائیشان همانند
Alan Dershowitz
بر زبان آورده میشود ،دیگر وصف افسانه ای غیر قابل انکار را
بخود گرفته است . در اصل باید اذعان داشت که اقدامات و رفتار
اسرائیل با اقدامات مقابل هیچ تفاوتی ندارد . تحقیقات کارشناسان
اسرائیلی نشان میدهد که صهیونیستها در برابر اعراب فلسطینی
نسبت به دیگر اعراب موضعی بهتر اتخاذ میکنند .در مقابل تلاش
شگفت آور صهیونیستها برای تشکیل حکومت خود در خاکهای اعراب ،
خلق عرب نیز مقاوت را کنار نگذاشته و به مبارزه خود ادامه داد
ولی هیچکدام از طرفین نتوانست به موفقیتی شایان توجه دست یابد
.
باز همین تحقیقات نشان
میدهند که در خلال تاسیس اسرائیل بسالهای 1947 و 1948 اعمال
غیرانسانی بیشماری همانند کشتار ، قتل عامها و تجاوزها از طرف
یهودیان بر علیه اعراب صورت گرفت . علاوه بر این موضع یهودیان
در مقابل خلق عرب فلسطین همواره کینه توزانه و بدور از انسانیت
بوده است . بعنوان مثال در سالهای بین 1949 الی 1956 نیروهای
مسلح مرزی اسرائیل 2700 الی 5000 فلسطینی غیرنظامی را که قصد
عبور از مرز و رفتن به خانه و کاشانه خود را داشتند بیرحمانه
بقتل رسانده است .
IDF
سازمان اطلاعاتی نظامی اسرائیل ،در اوایل دهه 1950 بدفعات
عملیات برون مرزی در خاکهای همسایگانش انجام داد . گرچه
اسرائیل هدف این عملیات را حصول امنیت بیشتر ادعا میکند ولی
تمامی این عملیات در راستای هدف توسعه طلبی اسرائیا انجام گردیده
است . در نتیجه سیاستهای توسعه طلبی اسرائیل نیروهای مسلح اینکشور
در سال 1956 بهمراه انگلستان و فرانسه به خاکهای مصر حمله برده
و تنها با وساطت آمریکا حاضر به عقب نشینی گردید .
IDF
علاوه بر این در خلال جنگهای سالهای 1956 و 1967 صدها اسیر
جنگی را سر به نیست کرد . در سال 1967 اسرائیلیها قریب دویست و
شصت هزار فلسطینی را از کرانه باختری رود اردن رانده و هشتاد
هزار سوریه ای را از محل زندگی خود بر تپه های گولان محروم
ساختند . از طرف دیگر در سال 1982 بدنبال اشغال لبنان
IDF در قتل عام 700
فلسطینی معصوم در اردوگاههای صبرا و شتیلا شرکت ورزید . بعد از
این حادثه جانخراش کمیسیون تحقیقات اسرائیل اعلام داشت که آریل
شارون وزیر دفاع وقت اسرائیل شخصا مسئول این قتل عام میباشد .
مامورین اسرائیلی بدفعات فلسطینیان محکوم را شکنجه نموده و
تقیر نموده اند .آنها برای خلق فلسطین موانع بسیاری ایجاد کرده
و آنها را هدف تبعیضات مختلف قرار میدهند .بعنوان مثال در
جریان انتفاضه اول بین سالهای 1987 الی 1991
IDF
بین نیروهای خود باتوهائی خاص توزیع نموده و آنها را به شکستن
دست و پای فلسطینیان تشویق کرد .
IDF
اسرائیل در جریان انتفاضه دوم بین سالهای 2000 الی 2005 رفتاری
بسیار خشن در مقابل فلسطینیان در پیش گرفت بطوریکه هارتز
IDF را
همانند ماشین جنایت و مرگ اسرائیل خوانده است .
IDF
در روز اول این قیام قریب یک میلیون گلوله مورد استفاده قرار
داده و مسلما این نیرو را نمیتوان قابل کنترل و انسانی دانست .
بعد از این تاریخ اسرائیل برای هر کشته خود بطور میانگین 3.4
فلسطینی را بخاک و خون غلتانده است . اسرائیل در این راستا حتی
از کشتن ناظران بین المللی نیز ابائی ندارد .