نيمه پنهان مشاور
آمريکايي احمدي نژاد
مازيار رادمنش
سيد حميد مولانا، از جمله
پديده هايي است که احمدي نژاد را به عنوان "معجزه" کشف کرده،
البته بالعکس آن نيز صادق است. مولاناي 72 ساله تا پيش از
دولت احمدي نژاد، آنچنان در ميان عموم ايرانيان و محافل سياسي
مشهور نبود، اما با آغاز فعاليت هاي دولت نهم و پس از انتصاب
به عنوان "مشاور رئيس جمهور" در 29 مرداد ماه سالجاري، ديگر
اکثريت ايرانيان او را شناختند. البته بيشتر به دليل نظرات
عجيب و غريب و حمايت بدون چون و چرايش از احمدي نژاد.
حميد
مولانا در ششم اسفند 1315
در تبريز در خانوادهاي روحاني و علمي متولد شد. ده سال نخست
زندگي اش را در تبريز گذرانيد . چهارم و پنجم ابتدايي را در
دبستان "تعليمات اسلامي رضوي" که نزديک خيابان شاپور قديم-
کوچه قوام السلطنه بود، گذراند و دوره متوسطه را ابتدا در
دبيرستان "تعليمات جعفري" و از کلاس دهم تا دوازدهم که ديپلم
گرفت، در دبيرستان "مروي" تحصيل کرد. مولانا فعاليت مطبوعاتي
اش را در نشريه "دانشآموز" آغاز کرد و پس از پايان تحصيلات
متوسطه به دانشگاه تهران براي تحصيل در رشته اقتصاد راه يافت.
درسال "1335"، در كيهان روزانه، مسئوليت صفحه اقتصادي را
پذيرفت. آغاز فعاليت خبرنگاري او در روزنامه كيهان، مصادف با
زماني بود كه دكتر مصباح زاده مدير روزنامه مي خواست موسسه
"روابط عمومي کيهان" را راه بيندازد. مصباح زاده تصميم گرفت
عده اي از همكاران مستعد و جوانش در روزنامه كيهان را با بورس
موسسه، براي تحصيل به خارج از كشور بفرستد. از قضا، قرعه فال
به نام دو نفر؛ حميد مولانا و کاظم معتمد نژاد افتاد.
وي پس از بازگشت به آمريکا، با تأسيس و اداره رشته ارتباطات
بينالملل در دانشگاه امريکن واشنگتن سهم مهمي در ارتقاي اين
دانش داشت. مولانا همچنين بنيانگذار و مؤسس اولين و قديمي ترين
برنامه آموزشي و پژوهشي ارتباطات جهاني "در سال 1968" در
دانشگاه هاي آمريكاست. مولانا درباره اين دوران مي گويد "در
مدت چهل سال اقامت در آمريکا ضمن کار تحقيقي و پژوهشي
همواره هويت بومي خود را حفظ و نخستين کسي است که وقوع انقلاب
اسلامي را در ايران پيشبيني کرده است."
وي
بعد
از وقوع انقلاب اسلامي در سال 1365 به ايران آمد و آنچنان که
خود مي گويد "از آن پس همواره از خط اصيل انقلاب دفاع کرده
است".
پايگاه رئيس جمهوري درباره او مي نويسد: "پروفسور حميد مولانا
از پيشكسوتان دانش روابط بين الملل و ارتباطات در سطح جهان است
كه به مدت پنجاه سال در آمريكا، اروپا و بسياري از دانشگاه
هاي مهم دنيا به تدريس و تحقيق مشغول بوده است. مولانا مشاور
چندين سازمان بين المللي از جمله سازمان ملل و يونسكو بوده
است.
از مولانا در ارديبهشت ماه سال 87 به خاطر حضور علمي اش در سطح
جهاني و ايران تقدير به عمل آمد و در مردادماه رئيس جمهوري وي
را "با توجه به تعهد، سوابق و تجارب ارزشمندش، به موجب حكمي،
به سمت "مشاور رئيس جمهور" برگزيد. فکر بازگشت به ايران [به
رغم مخالفتهاي پيش از آن] از سال 83 و پس از بازنشستگي اش در
آمريکا مطرح شد و با حمايت رئيسجمهور، رئيس مجلس، وزير ارشاد
و سازمان صدا و سيما و البته پيگيريهاي مستمر ايشان بنياد
فرهنگي مولانا به ثبت رسيد، منزل مسکوني و مکان مناسبي در ونک
براي بنياد فراهم شد. حقوق ثابت و پروژههاي پژوهشي دستمايه
اوليه اقامت در ايران نيز فراهم شد. مولانا همکاري نزديکي را
با نهادهايي چون دانشگاه امام صادق، وزارت خارجه، مجمع اهل
بيت، روزنامه کيهان، خبرگزاري جمهوري اسلامي، وزارت ارشاد،
مرکز پژوهشهاي مجلس و از همه بيشتر صدا و سيما داشته است.
ارتباطات شخصي دکتر مولانا نيز به ويژه با گروههاي سياسي و
رسانه اي منتسب به جناح راست و اصولگرا بسيار وسيع و عميق است.
مولانا در دو کتاب "سفير صداقت، زندگي، افکار و انديشههاي
پروفسور سيد حميد مولانا" و "پروفسور مولانا طنين تعهد" هر دو
اثر طلبه اي به نام آقاي "کريم فيضي تبريزي" و ويژه نامه
"کيهان فرهنگي"، بيست سال اوليه زندگي خود را با جزييات روايت
کرده، اما سخن چنداني درباره پيوستن به انجمن ايران و
آمريکا، علاقهمندي به تحصيل در آمريکا، چگونگي و منشأ
دريافت بورس وزارت خارجه آمريکا و کيفيت تحصيل، اشتغالات،
مفهوم و کاربرد تأسيس رشته ارتباطات بينالمللي در دانشکده
خدمات بينالمللي و دوران بسيار طولاني رياست خود بر آن
نميگويد.
در زندگي نامه مولانا موارد متعددي وجود دارد که تنها ادعا
است و شاهد خارجي و قابل استنادي براي آن ارائه نمي شود. حادثه
30 تير سال 1331 [او تعريف مي کند که در ميان جمعيت بوده که
فرد کناري اش به در خيابان بهارستان به ضرب گلوله کشته شده.]
خانه کاشاني [او مي گويد حضور مستمري در آن زمان در خانه
کاشاني داشته و در نقش يكي از محافظان منزل آية الله كاشاني
در سرچشمه ظاهر شده ] درس مطهري [مي گويد در زمان دبيرستان در
کلاس هاي استاد مطهري شرکت کرده ] ديدار جلال آل احمد [اين
مورد را تنها در کتاب به آن اشاره کرده که به ايشان گفته، شما
روزي ممكن است از اين سو به سوي ديگر بياييد ] ديدار امام
خميني و آيت الله بروجردي و استفاده از محضر ايشان [هيچ يک
از شاگردان زنده هر دو نفر وي را به ياد نمي آورند ] ترک ايران
به خاطر مخالفت با تبعيد امام [آنچنان که بارها خود گفته ولي
سندي براي آن ارائه نکرده.] از جمله اين موارد است.