آذربایجان جنوبی ما

English

 

 

 آیا روسیه دوست ماست ؟

بخش اول

انتشار خبر بدهی 73 میلیون دلاری ایران به شرکت اتمی استروی اکسپرت در رسانه های گروهی جهان ، ما دستندرکاران وب سایت آذربایجان جنوبی ما را بر آن واداشت تا نگاهی اجمالی به روابط مابین روسیه و ایران بیاندازیم .  

وقتی نگاهی به اعماق تاریخ بیافکنیم ، بوضوح مشاهده خواهیم کرد که ایران همواره با همسایه شمالی خود یعنی روسیه مشکلاتی داشته است . روسیه که راهی به آبهای گرم نداشته ، همواره برای نیل به این آرزوی دیرینه خود راههای مختلفی را بکار برده است.  ولی هر زمانی که جسارت اینکار یعنی دستیابی به آبهای گرم را بدل خود راه داده ابتدا با کوههای سربفلک کشیده آذربایجان و البرز روبرو گردیده و سپس نیز در اینراه با خلقی قهرمان همانند آذربایجان جنوبی دست و پنجه نرم کرده و پوزه اش چندین بار بر خاک مالیده شده است . میزان خاکی که ایران به امپراطوری روسیه واگذار کرده خیلی بیشتر از میزانی است که به دیگر کشورهای استعمارگر داده است .  در این سری مقاله بهتر است کشمکش بین صفحات خاک اندود تاریخ را کنار گذاشته و به کشمکشهای تاریخ نزدیک مابین ایران و روسیه نظری افکنده و انعکاس آنرا بررسی نمائیم.

در اواخر دولت صفوی که ساختاری دینی- مذهبی داشت ، دول استعمارگری همانند انگلستان ، هلند و پرتغال برای تسخیر سواحل جنوبی و جنوبشرقی ایران به رقابت پرداخته و روسیه در شمال بدون رقیب اسب میتاخت . در این میان روسیه بطور مداوم بسمت جنوب پیشروی کرده و در صدد بود تا مناطق حساس را به تسخیر خود درآورد . در دوران افشارها و زندیه این کشمکشها کمتر شده و روسیه در نزدیک شدن به مرزهای ایران آندوران، کمی محتاطانه عمل مینمود . ولی در نتیجه سیاستهای بیمارگونه ایران در دوران قاجارها ، کشور روزبروز بیشتر در مقابل روسیه تزار تضعیف میگشت .

با انجام لشکرکشیهای روسیه تزاری بسوی جنوب ، جنگهای هولناکی مابین ارتشهای ایران و روسیه در گرفت . سیاستهای ضعیف فتحعلیشاه قاجار موجب گردید تا قرارداد گلستان بتاریخ سیزدهم اکتبر سال 1813 مابین ایران و روسیه منعقد شده و سپس با شکست برادرزاده پادشاه بنام عباس میرزا نیز قرادادننگین ترکمانچای بتاریخ دهم فوریه سال 1828 به امضای طرفین رسیده و آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان از کنترل قاجارها خارج گشت .

سیاستهای روسیه تزاری که با بهانه  عدم ثبات و استقرار درمنطقه قفقاز و بدنبال آن پیشروی بسوی جنوب و حاکمیت بر دریاهای گرم را شامل میشد ، امضای این دو قرارداد ، مرگ نابهنگام شاهزاده ترک عباس میرزا و قتل فراهانی وزیر مدبر قاجارها موجب گردید تا ایران موقعیت تأثیر گذار خود بر تحولات منطقه را به روسیه واگذار نماید .

ارتش روسیه بسال 1849 سواحل دریاچه آرال ، در سال 1867 شهر بخارا ،بسال 1868 شهر سمرقند و در سال 1873 نیز آمودریا و خیوه را تصرف نمود . در قرن نوزدهم  استیلای روسیه تزاری بر ایران چنان وضعیتی بخود گرفت که ، تبریز ، قزوین و چند شهر مهم دیگر توسط روسها تسخیر گردیدند . وضعیت بقدری بغرنج و أسف بار شده بود که صدراعظم های دولت قاجار بدون کسب اجازه از سفارتخانه های روسیه و بریتانیا حتی نمیتوانستند وزیر برای خود انتخاب و تعیین نمایند . 

شلیک توپ به مسجد گوهر شاد مشهد و به توپ بسته شدن مجلس ایران توسط ژنرال لیاخوف روسی بسال 1911 نفرت از روسها را در دل ایرانیان برانگیخت . یکی از نتایج این نفرت فوق العاده در دل ایرانیان نسبت به روسها حرکت میرزا کوچک خان جنگلی در منطقه گیلان بود که یکی از شاخه های منتهی به مشروطیت بحساب میآید . این کشمکشها با وقوع انقلاب بلشویکی روسیه بسال 1917 کمی هم که باشد متوقف گردید . سرانجام بلشویکها کنترل دولت مسکو را در اختیار گرفته و بدینترتیب استعمار روسیه چهره خود را تغییر داده و ماسک انقلابی به چهره زد .

ما بعنوان یک ملت نباید فراموش کنیم که چه کسی دوستمان و چه کسی دشمنمان است ! روسها برای منافع خود از هیچ تجاوزی دریغ نکرده و حتی مجلس ایران را به توپ بسته اند . روسها که در طول تاریخ همواره چشم طمع بخاکهای ایران داشته اند ، بعد از توافق با نیروهای بیگانه و قدرتمند دیگر وارد خاکهایمان شده و خانه و کاشانه مان را بخاک و خون کشیده اند . آنها همواره از سادگی ایرانیان سؤ استفاده نموده و حتی بعضا نیز هزینه لشکرکشیهای خود بخاک کشورمان را از خزانه دولت ایران طلب کرده اند . این دوست جدید همان دشمن دیرینه ای است که در ننگین ترین صفحات تاریخمان جای گرفته و قراردادهای ترکمنچای و گلستان را بما تحمیل نموده است . این شریک جدید جمهوری اسلامی که تمامی حرکتهای تجددطلبانه در تاریخ معاصر کشور را در راستای منافع خود سرکوب کرده و یا اینکه به سرکوب آن یاری کرده کسی بجز خاله خرسه یعنی روسیه نیست . روسیه که در برنامه هسته ای شریکمان بنظر رسیده و پز حامی ما را میدهد در تاریخی نزدیک همواره از حکومتهای دیکتاتوری و حکومتهای دست نشانده حمایت کرده است  . بهتر است تا این دوست جدید و شریک غیرقابل اعتمادمان را به گرگی در پوست بره تشبیه نمائیم . زیرا وقتی نگاهی بتاریخ دویست سال اخیر نظری اجمالی داشته باشیم روسیه را بعنوان دشمن هعمیشگی مان مشاهده خواهیم کرد . اشغال شمال کشور در زمان صدراعظمی حاج میرزا آغاسی  و نقش موذیانه و مخفیانه روسها در قتل وزیر اعظم قاجار یعنی امیر کبیر هیچگاه از خاطر مان پاک نخواهد شد .

گرچه بعد از انقلاب اکتبر روسیه و تأسیس نظام سوسیالیستی-کمونیستی در اینکشور شعارهائی همانند مردود دانستن و یا انکار استعمار و سلطه طلبی مطرح گردید ولی  خاله خرسه ما هیچوقت عادات گذشته خود را کنار نگذاشت . بعنوان مثال میتوان در تقسیم ایران به سه منطقه قابل تأثیر ، تحریک مناطق آذربایجان و کردستان به تجزیه طلبی و نقش مهم در سقوط دکتر محمد مصدق اشاره ورزید . در دوران جنگ سرد و علی الخصوص در دوران سلطنت محمد رضا شاه پهلوی شوروی پیشین که روزبروز درحال قوت گیری بود، تصمیم به شکل دادن دیواری مقابل شوری گرفته شد . عنصر اصلی این دیوار سیاسی را ایران تشکیل میداد .

نزدیکی شاه به غرب و موفقفیت او در ایفای نقش ژاندارم منطقه ، روسها را در رسیدن به اهداف همیشگی خود مغمون نموده بود . نظام پهلوی در سالهای واپسین خود با موضوع تقویت گروههای چپ گرا و طرفدار روسها  همانند حزب توده و گروههای چریکهای فدائی مواجه گردیده بود . ترورهای نافرجام شاه توسط گروههای چپی نیز خود گواه تقویت و حمایت این گروهها توسط روسها در آن سالها میبود .از طرف دیگر تمایلات ملکه فرح دیبا به نظام سوسیالیسم نیز خود دست گروههای چپ گرا و طرفدار روسها در ایران را بازگذاشته بود . بدرستی نمیتوان نقش اصلی و تعیین کننده همین گروههای چپ گرا در وقوع انقلا سال 1979 ایران را انکار کرد . ولی با این همه غرب باز از روسها چالاک تر حرکت نموده و با استفاده از احساسات دینی ساده مردم که ریشه در اعماق روحمان دارد و کمی نیز با ناآگاهی آلوده است ، حرکت انقلابی را بدستهای روحانیون هدایت نمود . تقریبا تمامی منسوبین گروههای چپ گرا نیز بیرحامنه از هم پاشیده و بسیاری از آنان نیز بقتل رسیده و یا اعدام گشتند . 

در جنگ بی معنی ایران و عراق نیز باز روسها در صحنه ظاهر گشته و صنایع نطامی خود را رونق بخشیدند .میزان سلاحی که عراق از سال 1983 تا سال 1988 از روسها خریداری کرده بود مبلغی قریب 84 میلیارد دلار میباشد . خب پس از این دوست قدیمی برای ما چه مانده بود ؟  چیزی بجز چند بمب ،تانک ، موشک و پوکه ای که مارک USSR را بر خود داشته چیز دیگر داریم ؟ قریب یک میلیون جوان ایرانی با همین سلاحهای دوست جدید جمهوری اسلامی بخاک و خون کشیده شده و میلیونها نفر نیز بی خانه و کاشانه ماندند . ...فراموش نکنید که این دشمن کهنه کار امروز فقط ناخنهای کثیفش را رنگ دیگری زده تا دوستمان بنظر برسد ..

 

 

 
 

خانه
فرهنگ و هنر
اجتماعی
آرشیو
ما و شما
 
 
 

info@oursouthazerbaijan.com

 ما و شما بایگانی اجتماعی فرهنگ وهنر خانه


Our South Azerbaijan © 2006   • Privacy Policy