آیا روسیه دوست ماست ؟
بخش دوم
مثلث ایران – ارمنستان – روسیه
همانطوریکه میدانید اتحاد
جماهیر شوروی که هفتاد سال سرپا ایستاده و بر توازنات سیاسی
جهان تأثیر گذاشت سرانجام در پایان دهه 1980 از هم پاشیده و
ملل زیر سلطه اش را با سرنوشت جدیدی رودررو رها کرد . در این
چهارچوب منطقه قفقاز نیز شاهد تغییر و تحولات شگرفی شده و دولی
همانند آذربایجان ، گرجستان و ارمنستان ضمن اعلان استقلال خود
، موجودیت خود در صحنه سیاست جهانی را آغاز نمودند . روسیه نیز
در چهارچوب مدل سیاسی جدیدی که دولت فدراسیون روسیه نام گرفت
به راه خود ادامه داد . فدراسیون روسیه بمرکزیت مجدد مسکو که
مرزهایش نسبت به دولت شوروی پیشین محدودتر میباشد ، همچنان
منطقه قفقاز را بعنوان منطقه منافع غیر قابل گذشت قبول دارد .
دشمن دیرینه و دوست جدید
جمهوری اسلامی ایران بیشتر از همه نگران بروز بی ثباتی در
مرزهای جنوبی کشور یعنی منطقه قفقاز میباشد . بدلیل بروز
مسائلی عدیده در مناطق چچنستان ، اوسیت جنوبی ، آبخازی و قره
باغ علیا قفقاز بصورت منطقه ای پرتلاطم درآمد . علی الخصوص
مسئله قره باغ علیا و ارمنستان بیش از همه روسیه را ناراحت و
نگران میساخت .
همچنین تبدیل این منطقه به
یکی از بزرگترین مناطق استخراج و توزیع انرژی نفت و گاز در
جهان نیز روسیه را بیش از پیش متوجه منطقه قفقاز نموده است .
از اینرو روسیه تصمیم گرفت تا در منطقه ای که علاوه بر وجود
منابع نفت و گاز از نظر عبور کریدورهای انرژی نیز اهمیت فوق
العادای یافته کشوری دوست و شریک برای خود بیآبد . تمامی موارد
ذکر شده میتوانست ارمنستان را بصورت دوست و شریکی قابل اعتماد
و قابل تأثیرگذاری در منطقه درآورد . از اینروست که امروزه
میبینیم ارمنستان بهترین و نزدیکترین دوست استراتژیک روسیه در
منطقه قفقاز بحساب میآید .
برخلاف تصور همگان بزرگترین
جمعیت خارج از کشور( دیاسپورا) ارامنه در آمریکا و اتحادیه
اروپا نبوده بلکه در روسیه قرار داشته و فعالیت مینماید .
جمعیت ارامنه ساکن روسیه بالغ بر دو و نیم میلیون نفر بوده و
هر ساله قریب بیست هزار نفر از اهالی ارمنستان به روسیه مهاجرت
مینمایند . با تأسف باید یاد آور گردید که این روابط نزدیک
مابین روسیه و ارمنستان موجب گردید تا در پایان روند فروپاشی
شوروی پیشین واحدهای مکانیزه جنگی روسها برای حمایت از ارامنه
در اشغال قره باغ و کشتار ترکهای خوجالی یاری فراوانی نمایند .
وقتی از عینک خاله خرسه به
این وضعیت بنگریم مطمئنا " نیاز به متفقی در منطقه حساس قفقاز"
او را براحتی درک خواهیم کرد ولی باید قبول کرد که این اقدام
ناجوانمردانه روسها باعث برهم خوردن مرزهای سیاسی منطقه ،
ریختن خون انسانهای معصوم و تداوم اشغال خاکهای آذربایجان توسط
ارامنه را در پی آورده است. قبول نمودن اشغال قریب بیست درصد
از خاکهای آذربایجان توسط ارامنه از خدا بیخبر حداقل از نظر
تثبیت صلح منطقه ای و حفاظت از آن امری غیر قابل قبول است .
در این رابطه روسیه
میتواند با تحت فشار قرار دادن ارمنستان به ترک خاکهای تحت
اشغالش برای خود در عرصه جهانی و منطقه ای پرستیژ سیاسی بهتری
بوجود آورد . اظهار نظر بعضی از پارلمنترهای ارمنستان در
انتخابات اخیر دال بر اینکه روسیه تنها راه نجات ارمنستان
نبوده و باید با نهادهائی همانند اتحادیه اروپا و پیمان دفاعی
ناتو نزدیکی برقرار نمود ، نیز روسیه را بیش از پیش ناراحت و
نگران ساخته است . در واقع باید اذعان داشت که تعداد کسانیکه
از نفوذ و تأثیر شگرف روسیه بر ارمنستان شاکی هستند کم نیست
.آرام مانوکیان معاون حرکت ملی ارمنستان در آستانه "انقلاب
نارنجی اوکراین " بتاریخ بیست و هفتم نوامبر سال 2004 طی
سخنانی مخالفت خود با وابستگی سیاسی کامل ارمنستان به روسیه را
برزبان آورده و اعلام داشته بود که ارمنستان بخاطر این وابستگی
مطلق به روسیه دیگر ارزش و احترام سابق خود در عرصه سیاسی جهان
را از دست داده است .
وقتی از پرسپکتیفی وسیعتر
به این موضوع بنگریم ؛ خواهیم دید که مثلث شوم روسیه ،
ارمنستان و روسیه در واقع برای کسب منافع بیشتر و دشمنی با
ترکها و جهان ترک شکل گرفته است . در این مثلث شوم کارها چگونه
تقسیم شده و به پیش میروند ؟ تهران از سوئی کریدور راه یابی
روسها و ارمنستان به آبهای گرم را تأمین نموده و از طرف دیگر
برای وابسته ساختن ارمنستان بخود تلاش بسیاری از خود نشان
میدهد . ارمنستان با موقعیت جغرافیائی مختنق خود در میان
همسایگانی همانند ترکیه ، آذربایجان و گرجستان نیک میداند که
برای تداوم اشغال خاکهای قره باغ و باید روابط نمود با ایران
را از تمامی جنبه ها حفظ نماید . با همه این احوال سیاستهای
ضلع دیگر این مثلث یعنی روسیه برای دیگر اعضا کمی سنگین تمام
میشود . بعنوان مثال سرمایه گذاریهای روسیه در ارمنستان بشکلی
روزافزون در حال افزایش است . بسیاری از شرکتها و کارخانجات
ارمنستان بدلیل وجود قروضی سنگین به متفق و دوستش روسیه به بخش
خصوصی واگذار میگردد تا براحتی به روسها واگذار گردند . بیشتر
این کارخانجات و شرکتهای ارمنستان بدون استفاده در اینکشور رها
شده اند . از طرف دیگر اعتراض و واکنش به مهاجرتهای ارامنه از
اینکشور به شهرهای روسیه نیز افزایش یافته و روسها اعلام نموده
اند که با مهاجرتهای غیر قانونی بشدت مقابله خواهند نمود .
همین تصمیمات مقامات روسی در جهت جلوگیری مهاجرت ارامنه به
مناطق داخلی روسیه نیز قلب ارامنه را بشدت جریحه دار کرده است
.
درحالیکه روسها برای کنترل
ارامنه و در اختیار گرفتن آنها تدابیر مهمی اتخاذ مینمایند ،
نزدیکی جمهوری اسلامی ایران به ارمنه و امتیازاتی که به آنها
میدهد در منطقه واکنش همگان را بر انگیخته است . بعنوان مثال
امضای احداث پروژه تأسیس نیروگاه هیدروالکتریک بر روی رودخانه
ارس مابین ایران و ارمنستان نمونه ای از این امتیازات ایران به
این کشور میباشد . نکته جالب اینجاست که تمامی هزینه سانترال
هیدروالکتریک مگرینسکایا که بالغ بر صدو پنجاه میلیون دلار
بوده و از طرف آرمن مؤوسسیان وزیر انرژی ارمنستان بزرگترین و
پربارترین نیروگاه انرژی این کشور قبول میگردد ، توسط جمهوری
اسلامی تأمین خواهد گردید !!
وقتی از بعد اقتصادی به این
موضوع بنگریم ، اهمیت بررسی این پروژه را که به توصیه دوست
جدیدمان یعنی روسیه در دسامبر سال 2005 آغاز شده است را بهتر
درک خواهیم کرد . ایران در چهارچوب توسعه اقتصادی منطقه مغری
ارمنستان به احداث این نیروگاه الویت داده و در این چهارچوب
نیز تصمیم دارد تا در منطقه ای که از مغری آغاز گردیده و تا
پارس آباد در مرز ایران ادامه مییآبد برای اسکان ارامنه ایران
امکاناتی فراهم سازد . در چهارچوب این پروژه عظیم واحدهای
آپارتمانی که کارشان به پایان رسیده است به شهرواندان ارمنی
واگذار میگردد .
یکی دیگر از نمونه های
همکاری ایران و ارمنستان که تماما جنبه سیاسی دارد قراداد
پنهانی بهره برداری از معدن مس منطقه سونگون شهرستان اهر
آذربایجان جنوبی است که ایران آنرا در ماهیت کمک اقتصادی به
ارمنستان واگذار نموده است . مهندسین ارمنی برای بهره براداری
از این معدن غنی مس مخفیانه و بدون استفاده از روادید وگذرنامه
وارد کشور شده و در این معدن فعالیت مینمایند .
محدودکردن
روابط سالهای اخیر مابین ایران و ارمنستان به فعالیتهای سیاسی
و اقتصادی امری اشتباه است زیرا این روابط در سالهای اخیر در
زمینه های فرهنگی ، نظامی ، دیپلماتیک و اجتماعی نیز ابعاد
ویژه ای بخود گرفته است . امروزه در دانشگاههای ارمنستان تعداد
زیادی از دانشجویان ایرانی مشغول تحصیل بوده و دو کشور با چشم
پوشی از مسئله ای بنام " اشغال خاکهای آذربایجان " روابط نزدیک
خود را ادامه میدهند . یکی از نمونه های نزدیکی روابط فرهنگی و
تحصیلی مابین ارمنستان و ایران تهیه کتب تاریخ و جغرافیا به
سفارش وزارت آموزش و پرورش ارمنستان و هزینه ایران برای دانش
آموزان ارمنی ساکن ایران میباشد . در این کتب منطقه ای که از
غرب آذربایجان تا شرق آناطولی وسعت دارد بعنوان کشور "
ارمنستان بزرگ " تصویر شده است . امروزه در شهرهای مختلف ایران
25 مدرسه ارمنی وجود دارد که بالغ بر بیست و پنج هزار دانش
آموز ارمنی را در بنیه خود جای میدهد .
نمونه هائی که در اینجا
اجمالا بدانها اشاره رفت در واقع سیاست نرم و حامیانه جمهوری
اسلامی به توصیه روسیه در قبال ارمنستان را بوضوح به تصویر
میکشد . حال باید پرسید نظام جمهوری اسلامی ایران که خود را
دین مدار میداند چگونه منافع کشور مسلمان و برادری همانند
آذربایجان که خاکهایش تحت اشغال قرار دارند را نادیده گرفته و
با ارمنستان بدینگونه نزدیک میگردد ؟ حکومت ایران با استناد
به کدامین اصول در امضای قرار داد عدم تعرض متقابل با
آذربایجان بسال 2005 ارمنستان را نیز در صف خود بحساب میآورد ؟
ناظران سیاسی بر این عقیده
اند که حکومت ایران در اینروزها بدقت تمام متوجه فعالیتهای غرب
و علی الخصوص آمریکا در ارمنستان و شیرینکاریهای لابی ارامنه
در آمریکا میباشد زیرا این لابی در مکانیسم تصمیم گیری سیاسی
آمریکا نقش تعیین کننده ای دارد .