تحت فشار قراردادن ملتی
زیر یوغ زبانی رسمی " جرم بشری " است ...
روز جهانی زبان مادری گرامی باد !!
زبان ابزاری برای بازگو
ساختن اندیشه و ایجاد ارتباط مابین ما انسانهاست....و مسلما
هر فردی بهترین ارتباط با دیگران را بوسیله زبان مادریش برقرار
میسازد .انسانها با زبان مادری خود بهتر اندیشیده و بهمین دلیل
باید به زبان مادری تحصیل نمایند ...تحصیل و آموزش به زبان
مادری حق مسلم ومعلوم هر انسانی است .تحقیقات علمی میدهند ؛
افرادی که بزبان مادری آموزش و پرورش یافته اند بیست درصد
بیشتر از کسانیکه بزبان غیر مادری تحصیل نموده اند از هوش و
استعدادهای خود استفاده مینمایند ...
فرآیند فراگرفتن و آموزش
بزبان مادری نقشی مهم در ساختار شخصیتی انسان ایفاء مینماید،
بدین ترتیب که شخصیت را بارور ساخته و امکان بازگو نمودن
اندیشه های فرد را فراهم میکند . کسانیکه بتوانند زبان مادری
خود را به بهترین وجهی بکار ببرند خواهند توانست تا مشکلات ،
شادی ها و نیازمندیهای خود را نیز بهمان فصاحت بر زبان بیاورند
. آموزش زبان مادری قبل از هر چیز بجای آوردن وظیفه ای فرهنگی
تلقی گردیدبا این زبان سنگ زیربنائی و اصلی فرهنگی انسانها
میتوانند فرهنگ خود را زنده نگاه داشته و آنرا توسعه ببخشند .
جامعه شناسان در این رابطه میگویند که " برای شناختن و درک
هرچه بهتر یک ملت باید ابتدا بر زبان آن تسلط یافت . زبان
مادری موجودیتی است که شعور اجتماعی یک جامعه را منعکس میسازد
. زیرا هرزبانی میتواند دنیای درونی متکلمین به آن را آشکار
ساخته و جهان بینی آنها را به انسانهای دیگر معرفی نماید ."
زبان مادری از دیدگاهی
علمی ...
Shomliski
یکی از پیشگامان تعلیم و تربیت چنین میگوید : " یک مدرسه
همواره باید معبد خوشی و شادی باشد . و آموزگاران باید هیچگاه
فراموش نکنند که بعد از دوره رنسانس مدارس برای کودکان و حتی
نوجوانان بین سیزده الی نوزده سال معبد شادی و برآورده شدن
خواسته هایشان بوده است . برای بیدار و هشیار ساختن ذهن بشری
از طریقی احساسی باید اذهان دانش آموزان را صرف عکس العملهای
احساسی بجای فعالیتهای منطقی و خشک نمود. در ابتدا میتوان تصور
نمود ؛ راهی که از خزانه دانسته های آموزگار آغاز گردیده و تا
گنجینه مغز دانش آموز ادامه مییابد ، راهی مستقیم و یکنواخت
است . اگر مکانیسم کنترل این احساس وارد عمل نگردد ، آنوقت
خواهیم دید که راهی که بسیار کوتاه تصور میکردیم بسیار طولانی
خواهد بود. ولی در اصل راه مابین خزانه دانسته های آموزگار تا
احساسات کوتاه و از آنجا نیز به گنجینه حافظه کودک راهی بس
کوتاه میباشد . زیرا دنیای کودکان مملو از احساسات و دریچه
هائی به ضمیر ناخودآگاه آنهاست . از اینرو تحت فشار قراردادن
کودکی با هرگونه زبان بیگانه و واردآوردن فشارهائی مختلف به او
همانند تجاوزبه حریمی مقدس و پاک بوده و احساسات او را جریحه
دار خواهد ساخت ...
مدارس ابتدائی بایداز ارائه
آموزش و پرورشی مبتنی بر پایه ازبر و حفظ کردن دروس اجتناب
نموده و مطالب آموختنی را بوسیله داستانهای مختلف ، بازیها ،
موسیقی و سایر هنرها و با اسلوبی دینامیک و شاد به کودکان
آموخته و استعدادهایشان را شکوفا کنند . مطمئنا بدون کنجکاوی
آموختن نیز نمیتواند مطرح باشد. آموزش و پرورش با زبانی که
بزور بر کودکان تحمیل گردد ، نمیتواند نتایج خوبی ببار بیآورد
. به کودکان نباید فقط اطلاعاتی خشک داده شود بلکه باید به
آنها نحود یادگیری و رسیدن به اهداف و قله های رفیع زندگی
آموخته شود. کودکان ترک بجای یافتن استعدادهای آموزشی مختلف به
فراگرفتن زبانی دیگر مجبور گشته و حتی بیشتر اوقات بخاطر کندی
بحق در فراگیری این زبان مود تمسخر و تحقیر قرار میگیرند .
مسلما دانش آموزی که مرتبا تحقیر گردیده و خود را پائین تر از
دیگران بداند ، نمیتواند اعتماد به نفس داشته و به موفقیت دست
یابد . بدین ترتیب با نشان دادن راههای رسیدن به موفقیت میتوان
به دانش آموزان احساس شادی و اعتماد به نفس را هدیه کنیم . در
اینصورت اگر به او شانسی برای نشان دادن استعدادهای خود داده
شود ، دانش آموز میتواند استعدادهای خود را به نمایش گذاشته و
با علاقه بیشتری راه مدرسه را در پیش بگیرد . از دانش آموزی که
در محیط مدرسه احساس بیگانگی نماید نمیتوان چنین انتظاری داشت
. تحت تأثیر قراردادن دانش آموز با سخنان تحقیرآمیز و آوردن
فشاری هذیان گونه بر آنها امکان تفکری سیستماتیزه را از آنها
گرفته و نتایج خوبی بهمراه نخواهد آورد .
ذوق و هوس آموزش و یادگیری
مسری است ...لذت بردن دانش آموزان از فراگیری اجباری غیرعملی
است .
Suhomliski
که معتقد است کودکان باید در محیطی خاص به فراگیری اطلاعات
بپردازند ، میگوید که در این محیط کودکان میتوانند ارزشهای
اخلاقی را نیز دریابند . تنها همین دلیل میتواند به تنهائی
شکست را در پی بیآورد . از اینرو بیشتر کودکان شوقی برای
یادگیری از خود نشان نمیدهند . فضای آموزشی باید از شرایط
لازمه برخوردار باشد .تناقضات فکری ، اخلاقی ، هنری و فیزیک
نباید دانش آموز را در انتخاب و تشخیص راه صحیح دچار مشکل سازد
. بدون کنترل و هدایت پتانسیل صحیح اندیشه ، نمیتوان انسانی
مستعد ، با اخلاق و پیشگام تربیت نمود . درست همانند دانش
آموزان رژیم جمهوری اسلامی که در سیستم آموزشی متکی بر فشار و
اختناق تمامی استعدادهای خود را قربانی میدهند . دانش آموزانی
که در این سیستم مرتبا رنجیده خاطر شده و در معرض فشارهای
مختلفی قرار میگیرند ، کم کم از موفقیت نیز دور میگردند .
در قرن بیست و یکمی که
تمامی حقوق فردی و اجتماعی در جهان رو به توسعه و گسترش نهاده
فرزندان آذربایجان جنوبی نیز باید از حق آموزش و پرورش بزبان
مادری خود برخوردار باشند ...