یک هلو هزار هلو

ضرب المثل های ترکی آذربایجانی

گرامر زبان ترکی آذربايجانی  pdf

يک هزار واژه ترکی در پارسی pdf

 
 

 

 

 

       ادبیات

    

  

        ماهی سیاه کوچولو 

اثری جاوید از صمد بهرنگی

شب چله بود. ته دريا ماهي پير دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هايش را دور خودش جمع کرده بود و براي آنها قصه مي گفت:
 يکي بود يکي نبود. يک ماهي سياه کوچولو بود كه با مادرش در جويباري زندگي مي کرد. ادامه دارد»»»

 

    

  

               کچل کفترباز

اثر  صمد بهرنگی

در زمانهاي قديم كچلي با ننه ي پيرش زندگي مي كرد. خانه شان حياط كوچكي داشت با يك درخت توت كه بز سياه كچل پاي آن مي خورد و نشخوار مي كرد و ريش مي جنباند و زمين را با ناخنهاش مي كند و بع بع مي كرد. اتاقشان رو به قبله بود با يك پنجره ي كوچك و تنوري در وسط و سكويي در بالا و سوراخي در سقف رو به آسمان براي دود و نور و هوا و اينها. پنجره را كاغذ كاهي چسبانده بودند، به جاي شيشه. ديوارها كاهگل بود، دورادورش تاقچه و رف.            ادامه دارد»»»

 

 

 

 

 

 

 

English

 

خانه
آذربایجان جنوبی
فرهنگ
هنر
تاریخ
ادبیات
زنان
اجتماعی
سیاسی
با شما
بایگانی
درباره ما
 

 

 

 

 

info@oursouthazerbaijan.com
در باره ما بایگانی با شما سیاسی اجتماعی زنان ادبیات تاریخ هنر فرهنگ آذربایجان جنوبی خانه


Our South Azerbaijan © 2006   • Privacy Policy