آذربایجان جنوبی ما

نوشته ها

  هنر قالیبافی در آذربایجان جنوبی

 آشنايی با رقص آذربایجانی

    سفره آذربایجان جنوبی

    مرگ و سوگواری در آذربایجان جنوبی

       پوشاک در آذربایجان جنوبی

نوزادی در آذربایجان جنوبی

  مراسم ازدواج در آذربایجان جنوبی

  فرهنگ  غذائی آذربایجان جنوبی

       نوروز در آذربایجان جنوبی

یک هلو هزار هلو

ضرب المثل های ترکی آذربایجانی

گرامر زبان ترکی آذربايجانی  pdf

يک هزار واژه ترکی در پارسی pdf

طرز تهیه دوغا آشی

طرز تهیه خورش کنگر

 دلمه بادمجان

دلمه برگ مو

آبگوشت ساده

دلمه فلفل

      فرهنگ و هنر

 

  معماری آذربایجان در دوره ایلخانیان  

 

شکل گیری دولت ایلخانیان در قرن سیزدهم میلادی نویدبخش آغاز تغییراتی مهم در تاریخ آذربایجان بوده و صفحه جدیدی در فرهنگ آذربایجان گشود .

ایلخانیان به علوم و دانش علاقه بسیاری داشته و هلاکوخان (1265- 1256 ) مؤسس این سلسله در شهر مراغه اولین رصدخانه کشور را بنا نمود . در ایندوره تاریخی حساس انتقال پایتخت  کشور به شهر تبریز اهمیت و ارزش این شهر را صد افزون نموده و آنرا تبدیل به مرکز هنر ، فرهنگ و هنرمندان نمود . طولی نکشید که در حومه تبریز اماکن مسکونی همانند ارغوانیه ، غزانیه و رشیدیه در اطراف تبریز شکل گرفته و ساخته شد . مجتمع رشیدیه که توسط رشیدالدین وزیر غازان خان حکمران ایلخانی ساخته شده بود از شهرت بسیاری برخوردار گشت .

        ادامه دارد »»

استاد عاشیق حسن اسکندری

             سال1326 شمسی، عاشیق حسن در روستای "اوزوم‌کاللا" از توابع محال اوزومدیل شهرستان ورزقان به دنیا آمده؛ تا 9 سالگی در روستای خودشان زندگی و در روستای همجوار اوشتبین نیز تا کلاس سوم ابتدائی تحصیل می کند.

    سال1335 شمسی خانواده‌شان به شهر تبریز نقل‌مکان می‌کند. عاشیق حسن در کارگاه فرشبافی مشغول به کار  می شود؛ او در عین بافنده‌ی ماهر بودن، بخاطر صدائی دلچسب و شیرینش زبانزد مردم  می‌شود.

            سال1343 شمسی برای جستجوی کار به تهران سفر کرده و در نانوائی مشغول به کار می‌شود. بخاطر داشتن صدای خوش با تشویق و یاری دوستانش در آموزشگاه موسیقی « ایران پویا » به آموختن ردیف‌های موسیقی ایرانی همت می‌گمارد.  

او در سال1347 شمسی ازدواج می‌کند. در سال1348 به تبریز بازگشته و هنر عاسیقی را پیشه خود می‌سازد و بعنوان «قاوالچی» عاشیق مشهور آذربایجان عاشیق عیسی در مجالس عروسی و جشن و سرور شرکت کرده و ترانه‌های آذربایجانی و فارسی را اجرا می‌کند . در همان سالها به یادگیری نواختن «ساز» نیز می‌پردازد و با راهنمائی عاشیق عباس عبادی ساز به دست گرفته و در کسوت عاشیقی در عروسی‌ها شرکت می‌کند. از این رهگذر روز به روز آوازه‌اش به همه جا می‌پیچد.

            در دهه پنجاه با دانشجویان مبارز تبریز آشنا شده که این آشنائی به دوستی و همکاری با آنها می‌انجامد . عاشیق حسن نیز به همراه آنها مشعل مبارزه علیه رژیم شاه و عمالش را فروزان نگاه می‌دارد.

        ادامه دارد »»

 

   

دلمه بادمجان و بورانی

یکی از خوراکیهائی دیگر ترکها که درگذشت زمان هیچگاه اهمیت آن کاسته نشده و همواره تاج و تخت خود را حفظ کرده است " دلمه " میباشد . دلمه ها بعنوان لعل خوش طعم مطبخ و سفره  ترکها مسلما تنها به سبزیجان و صیفی جات محدود نبودند . در مطبخ آذربایجان میتوان خوراکیهائی همانند دلمه گوسفند ، دلمه مرغ ، دلمه بوقلمون و حتی دلمه های ماهی را مشاهده نمود . ولی باید قبول داشت که در این میان دلمه هائی که در مطبخ  با صیفی جات و سبزیجات تهیه میگردیدند از جایگاه مهمی برخوردارند . یکی از خوراکیهای مهم مطبخ ترکهای آذربایجان جنوبی که همه دوستش دارند دلمه بادمجان است.قدمت پخت این غذا درآذربایجان بقرون نوزدهم بازمیگردد ...

  ادامه دارد»»»

 

   

فرهنگ بازی در آذربایجان جنوبی

 بازی رفتاری است خلاق  که با استعداد حرکت و اراده بشری انجام گرفته و خود اساسی متکی بر تقلید دارد . بعبارتی دیگر بازی نسیمی است که از بدو تولد تا مرگ در روح آدمی وزیدن میگیرد . نوزاد در گهواره با بازی و بازیچه هایش تسکین مییابد و وقتی پا بگام مینهد آنگاه همه چیز و همه کس را به بازی میگیرد . با کمی دقت میتوان به این نتیجه رسید که در کنه تمامی این بازیها نوعی تقلیدکاری وجود دارد . دختربچه مادرش را تقلید نموده و با هرچه دم دستش باشد عروسکی درست کرده و در گهواره ای میخواباند. او این عروسک را در آغوش خود خوابانده و به او شیر میدهد ...همه این انواع میتواند نوعی تقلید از رفتارهای بزرگترها را برایمان نمایان سازد . پسر بچه نیز پدر و یا دیگر خویشاوندان مذکر را تقلید کرده و تکه چوبی را لای پاهای خود گذاشته و همانند اسبی میراند .خلاصه کلام اینکه کودک در بازیهای خود از محیط اطرافش کاملا تأثیر میپذیرد . این احساس تقلید بمرور زمان موجب میگردد که فرد بعضی از وقایع اجتماعی را دراماتیزه نماید . آیا تئاتر خود انعکاسی از وقایع و حوادث اطرافمان نیست ؟

  ادامه دارد»»»

 

        ماهی سیاه کوچولو 

اثری جاوید از صمد بهرنگی

شب چله بود. ته دريا ماهي پير دوازده هزار تا از بچه ها و نوه هايش را دور خودش جمع کرده بود و براي آنها قصه مي گفت:
 يکي بود يکي نبود. يک ماهي سياه کوچولو بود كه با مادرش در جويباري زندگي مي کرد. ادامه دارد»»»

 

 

 

 

 

 

 

English

خانه
فرهنگ و هنر
اجتماعی
آرشیو
ما و شما
 

  سرود آذربایجان جنوبی

یا قره باغ یا اؤلوم

گرامر زبان ترکی آذربایجانی  pdf

یکهزار واژه ترکی در پارسی pdf

حیدربابا یا سلام

ضرب المثل های ترکی آذربایجانی

سرودهای آذربایجان جنوبی

 

ترانه هائی برای رقص آذربایجانی

ماهنی های آذربایجان

موسیقی کلاسیک آذربایجان

موسیقی حماسی آذربایجان

سرودهای آذربایجان جنوبی

سرود آذربایجان  4

 

ترانه هائی برای رقص

ترانه شماره (1)  (2)  (3)      (4)

 

زندگی و آثار هنرمندان موسیقی آذربایجان
 
info@oursouthazerbaijan.com
 ما و شما بایگانی اجتماعی فرهنگ وهنر خانه


Our South Azerbaijan © 2006   • Privacy Policy