English

 

 

تحریک ارامنه توسط قدرتهای بزرگ

 

ارامنه ای که در محدوده مرزهای امپراطوری عثمانی زندگی مینمودند ، همانند امروز سالهای مدید با مسلمانان آمیخته شده و سالهای سال در فضائی دوستانه و مسالمت آمیز به خوشی می زیستند . آنها قریب شش قرن با وجود اینکه در اقلیت کامل بودند ،  با فرهنگ ، آداب و رسوم و سننی مشابه مسلمانان در فضائی سالم و دوستانه به زندگی ادامه میدادند .

لیدی Mary Montaque در کتابی بنام " نامه های شرق" نزدیکی فوق العاده ارامنه به ترکها را بقلم گرفته و در آنجا از قرائت انجیل ارامنه به زبان ترکی یاد مینماید . ابن بطوطه سیاح معروف تاریخ که در دوران سلاجقه به سرزمین آناطولی سفر کرده بود نیز در آثار خود از وجود اقلیت ارمنی در آناطولی که تنها بزبان ترکی تکلم میکرده اند ،سخن میگوید .

تا سال 1827 میلادی وضعیت بدین منوال بود تا اینکه بعد از جنگهای روس- عثمانی ، روسیه چشم طمع به قفقاز دوخته وتصمیم گرفت تا برای تقسیم و تجزیه امپراطوری عثمانی اقلیت ارمنی ساکن در آن را تحریک نماید . آنها نیک میدانستند که مابین ارامنه داخل این محدوده بزرگ و مسلمانان امپراطوری تفاوتی بارز وجود نداشته و نخواهند توانست به مقصود خود برسند ، لذا از ارامنه خارج کشور بهره بردند . بعدها انگلستان و فرانسه نیز پای در این معرکه گذاشته و با دادن وعده های سرخرمن به ارامنه دشمنی با ترکها را در ضمیرشان جای دادند . بیشتر ادعاهای کذائی که با ارامنه در رابطه میباشد در خارج از مرزهای امپراطوری عثمانی طراحی و تنظیم شده و بغیر از بازی که توسط قدرتهای استعمارگر شکل گرفته ، چیز دیگری نیست .

جمال کوتای محقق ترک در ارزیابی جالب و آموزنده خود چنین نتیجه گیری میکند : هینچاک اولین کمیته انقلابی و مخفی ارامنه بسال 1882 و در شهر لوزان سوئیس توسط کمیته چی بنام نیازبیگ که مادرش گرجی و پدرش از ارامنه قفقاز بود پایه گذاری گردید .ارامنه ای که بعدها بسال 1890 از هینچاکها جدا شده و در سال 1892 کمیته های تروشاک و تاشناک را بوجود آوردند ، خود از ارامنه خارج و تحت تأثیر نیروهای بیگانه تشکیل میگردیدند .

 

نیروهای مسلح ارمنی در خلال جنگ جهانی اول

روسیه تزاری که نقشه روس کردن قفقاز را در سر میپرورانید ، با اطلاع از اینکه ارامنه قومی فتنه انگیزو ماجراجو میباشند ، تصمیم گرفتند تا آنها را بسوی مناطق شرقی آناطولی بکوچاند تا هم از شر آنها خلاص شوند و هم برای دولت عثمانیان مسئله آفرینی کنند. روسها از این طریق توانستند تا ارامنه را در راه اهداف شوم خود مورد سؤ استفاده قرار دهند . در حالیکه دولت عثمانی  برای ارامنه هر امکانی را ارزانی داشته و آنها را بر علیه هیچ دولتی تحریک و یا بکار نبرده است . این خود دو دیدگاه متفاوت در مورد ارامنه را آشکار میسازد ....

روسیه تزاری بدین سبب ارامنه قفقاز را بسوی سرزمین آناطولی گسیل داشته و موفق شدند تا در هفتادمین ماده قرارداد برلین عبارتی بدین مضمون که " کسی نمیتواند از اسکان آزادانه ارامنه در آناطولی ممانعت نماید" جای دهند . بدین شکل هدف اصلی آنها کاملا آشکار شده بود . این نقشه میتوانست برای نخستین بار تخم نفاق را از خارج کشور به ترکیه بپاشد .دقیقا همینطور نیز شد و با وقایع هرج و مرج طلبی بعد از سال 1882 با فعالیت ارامنه ای که از خارج بداخل دولت عثمانی رخنه نمده بودند ، مدارس و کلیساهای کشور بصورت انبارهای اسلحه درآمد . در این میان باید اضافه کرد که کنسولگری بعضی از کشورها نیز در این زمینه فعالیت مینمودند .

وقتی اقدامات ارامنه در ماراش امروزی مشخص و معلوم گردید ، هیئتی به فرماندهی حسین آونی پاشا به منطقه اعزام گشته و بعد از تحقیق و کسب نتیجه دال بر شورش ارامنه وضعیت با نامه ای به اطلاع امین علی پاشا صدراعظم وقت رسانده شد .

حرکت وشورش خونینی که ما مقصر و محرک اصلی آنرا انگلستان و روسیه میدانیم ، سرانجام در سال 1882 با شدت تمام آغاز گشت . با تحریک نیروهای بیگانه هزاران نفر از مردم معصوم ترک کشته شده و روستاهایشان به آتش کشیده شده و به ویرانه تبدیل گشتند .

دکتر Kemernich کنسول اتریش در طرابوزان در گزارشی که به وین ارسال داشته بود ،در مورد اقدامات غیر انسانی کمیته چی های ارمنی چنین مینویسد : " در صفحات تاریخ برای نیل به هدفی مجهول چنین تعصب و کینه توزی خونینی که هیچ گذشتی نشناسد ، وجود ندارد ."

تسخیر بانک عثمانی استانبول در بیست و ششم اوت سال 1896 میلادی توسط گروه مسلحی از ارامنه و اظهار این موضوع از طرف سردمداران این گروه دال بر اینکه منتظر رسیدن کشتیهای انگلیسی به استانبول میباشند نیز بوضوح نشان میدهد که بعضی از ارامنه چگونه طعمه وعده های توخالی نیروهای استعمارگر شده و گول خورده اند . زیرا نه ناوی از انگلستان بمحل میآمد و نه انگلیسها این موضوع رارسما قبول کرده بودند . تحریک نژادپرستی توسط انگلیسیها در امپراطوری عثمانی ، ژست روسیه و فرانسه بعنوان کشورهای حامی  اقلیتهای مختلف و آزادی و فشار بر دولت عثمانی در این راستا بعضی از گروههای ارمنی را تحریک و تشویق نموده و از اینرو اقدامات خونینی در جای جای دولت عثمانی پدید آمد .

مردود شمرده شدن درخواست صدراعظم سعید پاشا برای انجام تحقیقاتی در محل وقایع و حوادث مورد بحث ارامنه ، علی الخصوص از طرف لندن ، پاریس و مسکو نقاط شک و تردید را در ذهن هر کسی معلوم تر مینماید . چرا باید این درخواست و پیشنهاد رد میشد ؟ چرا  این درخواست معصومانه ، انسانی و صادقانه که از طرف رم ، برلین ، مادرید و وین بحق و با خوشنودی استقبال شده بود از طرف کشورهای روسیه ، انگلستان و فرانسه رد گشت ؟ در نتیجه تحقیقات بعمل آمده چه نتایجی میتوانست مشخص گردد که با منافع این سه کشور در تضاد بود ؟ روسیه ، انگلستان و فرانسه تنها به این مورد اکتفا ننموده و ترتیب بسته شدن پرونده مذکور را در قصر یلدیز استانبول دادند. این خود علاوه بر اشاره و اثبات عجز و ناتوانی امپراطوری عثمانی در دوران سقوطش برای کنترل کشور ، کشورهای ذینفع در جریان این سقوط را نیر معلوم میدارد ...

23 ژوئیه سال 1915 دره روستای خضرالیاس وابسته به دیاربکر / قتل مردان ، زنان و کودکانی که توسط گروهی ارمنی به سرکردگی هونو به قتل رسیده اند .

اقدامات تروریستی ارامنه تا جائی پیش رفت که تصمیم به ترور ناموفق سلطان عبدالحمید دوم گرفته شده و این تصمیم عملی گشت . سلطان عبدالحمید که معتقد بود این ترور را ارامنه انجام نداده اند ، تحریکات خارجیان را در شکل گیری آن مسئول مستقیم دانسته و در این طرز فکر نه تنها احساساتی نبوده بلکه کاملا منطقی میاندیشیده است . در آندوران وزارت خزانه داری بر عهده اوهانس پاشا قرار داشت که با سلطان نیز میانه بسیار خوبی داشته و خود ارمنی بود . در تاریخ عثمانیان هیچگاه ارامنه و یا قومی دیگر تفکیک و یا تجرید نشده و مبارزه تنها با اشغالگران صورت تحقق گرفته است . اگر کسانیکه برای کشتن آمده اند خود مرده باشند کسی حق اعتراض برای آن نمیتواند داشته باشد .

روزنامه آسپارز ارگان انتشاراتی تاشناکها در آمریکا ، در نوشته های خود مرتبا بر اینکه که هدفشان نابودی تمامی دول ترک بر روی کره خاکی مان بوده و در کنار هر کسی خوهند بود که با ترکها میجنگند ، تاکید ورزیده و در واقع از نظر ترکها چیزی بجز رجزخوانی و تهدیدی اغراق آمیز نمیباشد . شکل گیری ارمنستان آنهم در مرزهای ترکیه با حقایق هیچ سنخیتی ندارد . در دوران دولت عثمانی مسلما برای ممانعت از اقدامات غیر انسانی گروههای مسلح ارمنی وممانعت از کشتار هزاران انسان معصوم ترک توسط ارامنه  تلاش بی وقفه بخرج رفت ولی گامی پیشتر برداشته نشده است .

  سر هنری الیوت وقت گزارش کنسول انگلیسی بسال 1917 را میخواند ، در مقابل مظالم ارامنه بر ترکهای معصوم آناطولی شگفت زده شده و چنین میگوید : " نمیخواهم باور کنم ، با مشاهده این اقدامات کثیف از انسان بودنم شرمگین میگردم .

ادعاهای کذائی نسل کشی ارامنه که امروز مرتبا در گوشه و کنار جهان مطرح میگردد ، واقعیات را بهیچوجه منعکس نمیسازد . این مورد را میتوان از منابع مختلف حتی در کشورهاتی استعمارگر بزرگ نیز یافته و مطالعه نمود . بعنوان مثال ایوان مایووسکی در خاطرات خود که بسال 1917 بقلم گرفته چنین مینویسد : "عموماً نوشته هائی که در رابطه با مسئله ارمنی در مطبوعات مشاهده میکنید دروغی بیش نیستند . در واقع هرچه در رابطه با نسل کشی کذائی ارامنه نوشته میشود دروغ هستند . روز ششم ژوئن بهمراه دکتر رنولد مواضعی که شورشیان ساخته بودند را گشتیم . دیده هایم را باور نمیکردم ...بمن گفتند که تا وقتی از ایران نیروئی بدینجا برسد باید صبر کرد. در میان شورشیان ارامنه روس و بلغاری نیز وجود داشتند . حقیقت امر چنین بود که : کمیته های ارمنی  بی انصافانه و گستاخانه کشوری که سالهای سال در آن براحتی زیسته و نان ونمکش را خورده بودند، بسوی هرج و مرج و جنگ داخلی سوق میدادند .

Kleboff سرگرد استحکامات ارتش روسیه که در ارضروم انجام وظیفه میکرده در گزارش روز هجدهم آوریل سال 1918 چنین مینویسد : " مفاد موجود در متارکه نامه مابین روسیه و دولت عثمانی باید بلافاصله به اجرا درآمده و ما با تحویل خاکهای تحت اشغال ترکها به خانه هایمان بازگردیم . فاجعه ای که ارامنه بوجود آورده اند ، لزومی به تشریح و توضیح ندارد . دو روز پیش برای ارائه گزارش در مورد وقایع و حوادث ارضروم به قرارگاه و نزد فرمانده رفتم . فرمانده ژنرال Odichelidze بعد از استماع سخنانم چنین گفت : این رویدادها در خاکهای تحت اشغال ترک بوقوع پیوسته است . من در اینجا تنها از یک گور جمعی جسد بیش از چهارصد زن و کودک ترک را بیرون آوردم . دستهایشان را از پشت بسته و همانند جانوران درنده آنها را حلق آویز کرده بودند . تصاویری که ژنرال Odichelidze از اجساد و ماوقعه تهیه کرده بود در روزنامه مجموعه حیات بچاپ رسیده است .

آیا در این مورد که تحریکات مورد اجرا برای سقوط این دولت چه عواقبی پیش خواهد آورد ، بفکرتان خطور کرده بود ؟ آیا دیدگاهی که بتواند هزاران انسان معصوم و بیگناه را بخاک و خون بغلتاند ، در هر صورت باید حفظ گردد ؟  در مقابل کسانیکه زندگی خود را نیز تباه نموده و برای کشتن شما بسیج میگردند چه پاسخی میتوانید بدهید ؟ البته بیشتر این جنایات نیز بدون پاسخ مانده است ... ترکهائی که در کشورهای خارجی کشته شده اند نیز با ترکیه رابطه ای نداشته اند ...بعنوان مثال Soghomon Tehlirian قاتل بیرحم طلعت پاشا با ترکیه هیچ ارتباطی نداشته و ایرانی بوده و در شهر سلماس زندگی میکرده است .  قتل بدری رئیس پلیس عثمانیان در برلین ، قتل جمال عظمی رئیس کل شهربانی و استاندار بیروت در زمان عثمانیان ، قتل دکتر بهاءالدین شاکر معاون مدیر مرکز جمعیت اتحاد و ترقی و قتل جمال پاشا وزیر بحرّیه در زمان عثمانیان نیز توسط ارامنه خارجی صورت گرفته است .

 

 

 

 

 

25 آوریل سال 1918 تصویر کودکان ، و زنان ترک که توسط ارامنه از خدا بیخبر به قتل رسیده اند

در حالیکه داخل مرزهای دولت عثمانی چیزی بنام مسئله کذائی ارمنی وجود نداشته ، با سفارش نیروهای خارجی ادعای به اصطلاح نسل کشی ارامنه تنظیم گردیده است . در مورد اینکه بسیاری از ارامنه از خارج کشور ترکیه بداخل نفوذ یافته و در شکل گیری این دروغ بزرگ نقش داشته اند اسناد فراوانی وجود دارد . تاریخ و آئین دولت عثمانیان آشکارا در میان است ...ترکهای عثمانی نیز همانند دیگر ترکهای جهان کینه توزی نکرده اند . در دورانی که این امپراطوری بر سه قاره بزرگ جهان تفوق داشت ، اگر خواسته میشد کسی نمیتوانست حتی بزبان دیگری  سخن بگوید ...حقوقی که سلطان محمد قاتح بعد از فتح و تسخیر استانبول بسال 1453 میلادی برای مغلوبین شناخته ، هیچ غالب جنگی در آندوران عملی نساخته است . جالب است بدانید که اولین پاتریک خانه ارمنی در استانبول نیز بفرمان سلطان محمد فاتح در استانبول  احداث گردیده است .

حقوقی که بیزانسیون برای ارامنه ممنوع کرده بودند از طرف عثمانیان فاتح برای آنها مرعیت یافت بطوریکه حت در استانبول آندوران مجلسی برای ارامنه دائر گشته بود . تمام مسئله این بود که ارامنه به حقوق خود دست یافته و در فضائی آرام و شاد به زندگی خود در مرزهای امپراطوری عثمانی ادامه دهند . مسامحه و گذشت دولت عثمانی در قبال ارامنه و آزادی کامل برای اداره مدارس و کلیساها برای آنان سرانجام به تبدیل این اماکن مقدس به انبارهای سلاح گردید . آیا سؤ استفاده  از دین در راه سیاست و دیدگاه سیاسی با جهان بینی مسیحیان مغایرت ندارد ؟ هینچاک و تاشناک ، کمیته های شورشیان ارمنی در برابر تمامی این علاقه و دوستی کینه و نفرت را دامن میزدند ...تنها نمیتوانستند به انجام تبلیغات منفی اکتفا نمایند...آنها باید خون انسانهای معصوم را بر خاک اناطولی جاری میساختند ... گروهی هشتاد الی نود نفری متشکل از دانشجویان ارمنی دانشگاه پطرزبورگ روسیه و ارامنه ساکن جنوب قفقاز برهبری دانشجوی ارمنی پطرزبورگ بنام سرکیس Gogoneon برای کشتاری خونین روانه کاغیزمان در خاکهای سرزمین آناطولی شدند . دربین افراد این گروه حتی یکنفر ترکیه را نمیشناخت . این ماجرای کثیف مشتی ارمنی پاپتی هدفی به جز قتل عام ترکهای معصوم در پی نیآورد ...

ارامنه ساکن در آناطولی در واقع آنهائی بودند که از حاکمیت و فشار پارسیان ، بیزانسیون و مصریان نجات یافته بودند . این تعداد ارمنی را مهاجران فراری از کشورهای دیگر و تعدادی که برای تشکیل دسته جات مسلح در دوره افول عثمانیان بکشور آمده بودند ، همراهی میکردند . در دوران افول و سقوط عثمانیان وقایع مورد بحث به تشویق و تحریک همین گروههای ارمنی مهاجر از خارج صورت میگرفت .

در سال 1875 ارمنی بنام میگردیچ هریمیان در شهر وان نشریه ای بر علیه ترکها منتشر ساخته وبدینترتیب کشمکش مابین ترکها و ارامنه آغاز گردید .در سال 1874 قرارداد ایاستفانوس به امضاء رسیده و روسها تا دروازه های استانبول پیش آمده بودند . نرسک پاتریک ارامنه استانبول بعد از دیدار با نیکلای از او خواست تا دولتی بنام ارمنستان در شرق آناطولی تشکیل دهد . در خلال جنگهای بالکان و همچنین جنگ جهانی اول وقایع شورشها و خواسته های ارامنه رفته رفته افزایش یافت .مصادف شدن این درگیریها و خواسته های تمام نشدنی ارامنه با دوره هائی که دولت عثمانی وارد صحنه جنگ شده بود ، نقش مهم نیروهای بیگانه در تحریک و تشویق ارامنه را آشکارا نشان میدهد .

دکتر سیروس هاملین مدیر کالج آمریکائی استانبول بسال 1893 در مقاله ای که مجله بوستونی Congregationalist بچاپ رسانده بود ، خالق و اداره کننده مسئله کذائی ارامنه را روسها دانسته است .

تزار نیکلای دوم در بیست و یکم آوریل سال 1915 بمناسبت قتل ترکها توسط ارامنه ، منسوبین این به اصطلاح قوم را تبریگ گفت . Edgar Granville در نوشته های خود همواره تزار روسیه را عامل مستقیم شورشهای ارمنی دانسته است .

در دوران عثمانیان ، ارامنه بسیاری بدلیل عدم ملاحظه تفاوت نژادی در ساختار نظام به مراتب بسیار حساسی رسیده بودند . خارجیان استعمار طلبی که نمیتوانستند ، این اتحاد و همیاری را تحمل نمایند ، مرتبا ارامنه را تحریک نموده و در جریان جنگ دولت عثمانی با روسیه ، جنگ بالکان و جنگ جهانی اول به اقدامات تروریستی ارامنه دامن زدند . در میان دول خارجی دارای نقش ، ابتدا روسیه ، سپس انگلستان و بعدها نیز فرانسه در این میدان وظایفی را بر عهده گرفته اند . جاسوسان و مامورین خارجی با استفاده از اماکن بدور از کنترلی همانند مدارس و کلیساها ، امکان فعالیتی تنگاتنگ را دریافته بودند .

با تحریک انجمنهائی همانند هینچاک و تاشناک در خارج از کشور ،گروههای مسلح ارمنی به اقداماتی دست زده و در این میان نیز مسلمانان بسیاری جان باخته اند . در خلال جنگ جهانی اول ، ارامنه از خلاء اتوریته سؤ استفاده کرده و در شرق آناطولی صدها هزار نفر زن ، کودک و سالمند را بقتل رسانیدند . گونسوک روزنامه ارمنی زبانی که در ماه مه سال 1915 در آمریکا منتشر گشته بود ، مینویسد که " در شهر وان ترکیه تنها پانزده هزار ترک را زنده رها کردیم" . با توجه به این نکته که در آن دوران استان وان دارای دویست و هفتاد هزار نفر جمعیت بوده ، این جمله بخوبی ابعاد فاجعه انسانی ارامنه در وان راثابت میسازد . . علت اصلی انتقال و کوچاندن ارامنه و خانواده هایشان که گروههای مختلف آنها قصد از پشت خنجر زدن به ارتش عثمانی  را داشتند ، بی شباهت به تدابیری که آمریکا در جنگ جهانی دوم بر علیه شهروندان ژاپنی الاصلش بمورد اجراء گذاشت ، نیست .

رمز کمیته هینچاک بدین شکل که : "اگر شکل گیری ارمنستان را میخواهی همسایه ترکت را بکش " خود از طرف حزب لیبرال انگلستان نیز حمایت گردیده بود که این موضوع نشان میدهد که منشاء این رمز هینچاکها کشور و نیروی خارجی است . ارامنه که ادعای کذائی نسل کشی ارامنه را مطرح میسازند با شنیدن این رمز هینچاکها چه جوابی میتوانند داشته باشند ؟

 تصاویری از ترکهای مسلمانی که توسط ارامنه در روستای کوللار ازمیت بوسیله تبر بقتل رسیده اند .

در فرانسه نیز محافلی وجود دارند که از دیرباز تاکنون ارامنه را حمایت مینمایند . در این میان مسیو Toucher طی سخنانی در کلوپ Oeuvre D'orient بتاریخ فوریه سال 1915 ضمن اشاره به اینکه ادعای قتل عام ارامنه از طرف دولت عثمانی کاملا اشتباه بوده و در اینمورد نباید به مطبوعات ارمنی اعتماد نمود چنین گفت که در خلال جنگ ترکها و روسها شورشیان ارمنی تعداد بسیاری از ترکهای معصوم را به قتل رسانیده و مسلح بودن ارامنه نیز به اثبات رسیده است .

نوبار پاشا رئیس هیئت ملی ارامنه اعتراف کرده بود که در خلال جنگ جهانی اول بخش بزرگی از فرانسویانی که با نیروهای ترک میجنگیدند درواقع ارمنی بوده اند . پذیرش ارامنه در ارتش های  دول بیگانه در اصل بجز فریب دادن ارامنه ساده لوح چیز دیگری نبوده و برای این دول نیز تلفات کمی را رقم زده است .

خلاصه کلام اینکه بنظر ما طرفی که سالها همزیستی برادرانه ارامنه و ترکها در محدوده مرزهای عثمانی را برهم زده ، دولت عثمانی نبوده است . احترام گذاردن ترکهای عثمانی بسایر ادیان نیز حقیقتی غیر قابل کتمان میباشد . بعنوان مثال : ژنرال آلمانی Brozat Shellendorf که بمدت سه سال و نیم در ارتش عثمانی انجام وظیفه کرده بود ، در مجله Deutsche Algemeine Zeitung بتاریخ بیست و چهارم ژوئیه چنین مینویسد : ترکها در قبال ادیان و پیروانشان از نظر احترام گذاشتن ، خوشبین ترین جامعه جهانی میباشند . ارامنه بارها از پشت به ارتش ترک حمله نموده و حتی یکبار نیز در روستائی چشمان تمامی اهالی را از حدقه درآورده بودند .

بعضی از ارامنه ، این موضوع که از طرف نیروهای بیگانه و استعمارگر تحریک شده اند را انکار نمی نمایند . پاپریدیان در اثری بنام " بحران ارمنی و تولدی دیگر" که بسال 1905 در بوستون بچاپ رسیده چنین مینویسد : ما در رابطه با وعده های شورش و تبلیغات برعلیه ترکها مدیون ارامنه روسیه هستیم .

Edgar Gronville نیز معتقد است که اختلافات نژادی و قومی در امپراطوری عثمانی توسط نیروهای بیگانه مطرح و شعله ور شده است .

 

 

 
 

خانه
آذربایجان جنوبی
فرهنگ
هنر
تاریخ
ادبیات
زنان
اجتماعی
سیاسی
با شما
بایگانی
درباره ما

تصاویری از مظالم ارامنه در آناطولی

 

 

 

info@oursouthazerbaijan.com

در باره ما بایگانی با شما سیاسی اجتماعی زنان ادبیات تاریخ هنر فرهنگ آذربایجان جنوبی خانه


Our South Azerbaijan © 2006   • Privacy Policy