رقص تواماً و بيواسطه در
درون موسيقي حيات و تحول يافته است.
در سرزمين آذربايجان، ازديرباز رقص با معني و مضمون و در
عين طراوات و دارا بودنجنبه حماسي و قهرماني خوددر مراسم پيش از شكار مبارزه و در
نهايت پيروزي و قدرداني ازخدايان طبيعت و شكستنطلسمها اجرا ميشده است. در دوراني
كه انسانها، آفتاب، ماه،باد، آتش، آب، خاك درختان وحيوانات را مقدس ميشمردندو ستايش
ميكردند به رسم پرستش ونيايش و عبادت طي مراسميدست به انجام حركات موزون ميزدند.
ستايش و حرمت آتش در شرق و بويژه در
آذربايجان اهميت زياديداشت. آتش مظهرروشناييگرما، محو كننده تاريكي
بود. و به اين اعتبار درستايش قدرت آتش با انجام حركاتموزون با موسيقي،جشنهاي خود را انجام ميدادند. براين
اساساست كه نقشهايي ايجاد شده برصخره هاي قوبوستان (نام محلي در
نزديكي شهر باكو در جمهوريآذربايجان) اهميت حركتهايموزون در نزد مردمي كه در حد 0-8
هزار سال پيش ميزيسته اندرا نشان ميدهد.
تكامل تدريجي رقص از گردش
موزون و پريدن از آتش تا انجاممراسمي با فرمهاي بديع،حركات ظريف، پانتوميم و تقليد و
نقل، راه درازي را پيمودهاست. اين سلسله از حركاتبامعنا،مفهوم و مضمون شكار، كمين،
رديابي، رماندن،گرفتنوجنگيدن و با تمثيلهايي چون فرارسيدن بهار،بيداري طبيعت، كاشت،
برداشت، برداشت محصول، باغچيني، صيد ماهي، كومهسازي و در نهايت درحركات موزون پهلواني
و حماسه هاي با شمشيركوراوغلو، با سينه ايفراخ، بانگاهي به دوردست، مغرورو گاه آرام،
گاه تند،پايكوبان، با پرشها و جهشهاي سريع ونشاني از مهارتهاي جنگي، باريتم تند
طبل ها، به اوجميرسد.
زندگي مردم آذربايجان از
ديرباز بارقص عجين بوده است. تاريخ انواع
حركات موزون در آذربايجان ازنظر فرم و نحوه اجرا،بهصورت انفرادي يا دسته جمعي، اعم از
مردانه يا زنانه و تعدادايفاكنندگان بقدري متنوع ومبسوط است كه در فرهنگهاي تركي،
كردي، ارمني، گرجي و … بانامهاي گوناگون تبلوريافته و در بسياري از موارد حركات
موزون فرهنگهاي مختلف درپايه مشترك و در جزئياتباهم تفاوت دارند. با اين حال
ميتوان صدها نوع از حركاتموزون را بنابه نام محل يا فرد
شهير،مفهوم
زباني، نحوه اجرا بصورت حركات موزون غنايي و ليريكپهلواني و حماسي، مراسميكميد و … تقسيم بنديكرد
رقص مراسمي:
كوسا- كوسا، آذربايجان، ميرزهيي، آسماكسمه،آغيرقاراداغي و
….
توضيح درباره فرم و نحوه
اجراي تمامي انچه ذكر شد در اينمقاله نميگنجد و تنها به اشارتيكوتاه و به تفكيك از هر كدام بسندهميشود.
ياللي:
از رقص ريشه دار و باستاني است كه در فرهنگهايآذربايجاني، كردي، ارمني گرجي، وبرخي ديگر از فرهنگهاي آسياي مركزي
بطور گستردهاي رواج دارد. ظاهراً اشعار حكيم نظاميگنجوي
در منظومه خسرو و شيرين، در توصيف حركتهاي پايايفاگر- به مانند گردش زخمهبر چنگ –
به ياللي ميباشد:
ياللي با مشايعت نوازندگان
سورناودهل در صفي طولاني، دست دردست، با دستمال ياچوبي دردست
رهبر صف، بصورت جمعي اجرا ميشده است. تحول ياللي وگستردگي نحوه اجراي آنبه صدها گونه آهنگ و طرح انجاميده
كه از آن ميتوان به انواعزير اشاره كرد:
ياللي در دو نوع بصورت رقص
مستقل و حركات موضوعي بصورتتاترونمايش – هك درحين رقص موتيفهاي قهرماني و روحيات
ايلي، جواني و چابكي خودرا مييابد- اجرا ميشود كهدوزياللي، سيياقوقو، ته نزهره و
عرفاني از اين قسماست.
از ياللي در قسمتي از اپراي
كوراوغلو ساخته ئوزير حاجي بيگوفدر قسمتي از اپراي نرگسساخته مسلم ماقامايف در قسمتي از
باله گلشن ساخته سلطان حاجيبيگوف در اثري به نام يالليساخته جهانگير جهانگيروف، در قسمتي
از باله قوبوستانكولگهلري ساخته قاراقارایف
وآهنگسازان روسي و بعضاً اروپايي استفاده
شدهاست.
لزگي:
رقصهاي قفقاز و ماورا آن بشمار ميرود كه به شكلگستردهاي در آذربايجان متداولاست. لزگي، حماسي، باوقار، پرتحرك و
ريتميك است كه توسطمردان بصورت جمعي و با هنرنمايي تك تك ايفاگران با حركات
پا، پنجه پا، بصورت سريعبا تمثيلي از حالت تاخت و سواربر اسب و غالباً با خنجري در دست يا
دستهاي مشت كرده، باحركاتي بديع و گاه اكروباتيك،چرخش روي زانوها، پرشها اجرا ميشود.
قايتاغي:
نوع ديگري از رقص است كه در آذربايجان با عناويناوج دوست، يئددي قارداش، اوغلانلار
رقصي اجرا ميگردد.از قايتاغي در آثاري از گلينكا، روبنشتين،
برودين، نيازي،قلييف، حاجييف، رستم اوف و برخيديگر از آهنگسازان استفاده شده است.
كور اوغلو:
از رقصهاي قديمي است كه توسط سورنا و دهل اجراميشود. كوراوغلو،پرصلابت،حماسي، رزمي و پهلواني است
كه در ابتدا با سرعتيآرام شروع شده و تدريجاً تندميشود كه به يادبود قهرمان افسانهاي
دوران فئودالي يعنيكوراوغلو ناميده ميشود.كوراوغلو
از قديم در انواع مختلف و با نامهاي گوناگونيمانند: كوراوغلونون قايتارماسي،ميصري،
كوراوغلونون باغيرتيسي و … همچنين در ورزشهاي باستانيو زورخانه توام با حركات موزون رايج
بوده است. در زورخانه گاه در ميان رقصهايورزشكاران نمايشي ازكشتي
و حركتهايي با دست و بدن و مانند زنجيره توتماق وبالاخره به مانند دوست، ياللي را از
نوع زوتي-
زوتي با حركتهاي پهلواني خاصي اجرامينمايند.
ميصري:
(شمشير عربي منسوب به كوراوغلو) غالباً توسط عاشيقها،باريتمي شبيه به مارش و باانجام حركات مشكل و سنگين و غالباً
باشمشير توسط ايفاگران اجراميشود.