دین در
آذربایجان جنوبی
برای شناخت هرچه بهتر روانشناسی هر جامعه
ای قبل از هر چیز باید اعتقادات دینی آنرا مورد ارزیابی قرار
داد.از گذشته ای دیرین تا به امروز اعتقادات دینی مردم مشرق
زمین پایه های فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی و زیر بنیه ای جامعه را
تشکیل میدهد.سرزمین آذربایجان همواره از تمدنی بی نظیر و
متعالی برخوردار بوده و همواره نقش اعتقادات دینی را آشکارا
نمایان ساخته است.سرزمین آذربایجان در سیر تاریخی خود قبل از
اسلام با ادیان زرتشتی،مانائیسم و مزدائیسم آشنا شده است.این
اعتقادات علاوه بر آذربایجان در سایر مناطق ایران قدیم نیز
رواج داشته و از طرف خلقهای ساکن این جغرافیا مورد قبول قرار
گرفته بود.در آندوران دین زرتشت تا مرزهای امپراطوری روم پیش
رفته و مانائیسم به چین رسیده بود.دین مانی پایه ای فلسفی
داشته ولی دین مزدا بر اصولی ملی و انقلابی استوار بود .
عصر حجر با کشف آتش تغییر یافته و با آن
طرز زندگی بشر نیز تغییری بسیار پیدا کرد.بشر آندوران که
معمولا از تفسیر وقایع طبیعی عاجز مینمود ،ظهور آتش را همانند
معجزه ای قبول نموده و با آن همانند شیء مقدسی برخورد نمود.از
اینرو آتش و تمامی چیزهائی که بنوعی با آتش مرتبط بودند مقدس
شمرده میشدند.این اعتقادات برای مردم آذربایجان نیز بهمین
منوال بوده ودین در سالهای متمادی علاو بر تاثیر بر روی فرهنگ
و زندگی خلق مایه الهام مهمی بشمار رفته است .بعضی از محققان
معتقدند ک نام آذربایجان با اعتقادات آتش پرستی در این دیار
رابطه دارد.زیرا آذربایجان در طول تاریخ خود همواره بعنوان
سرزمین آتش شناخته شده است .ساسانیان بعد از تصرف این سرزمین
دین زرتشت را بعنوان دین رسمی کشور اعلام کردند.آنها بهمین
دلیل در جای جای این سرزمین کهن اقدام به ساخت آتشکده ها کردند.
با افزایش ظلم و ستم نظام فئودالی در قرون
پنجم و ششم میلادی ،خلق نیز سرانجام بستوه آمده و دست به عصیان
وشورش زد.این قیام همانند سیلی بزرگ در مدتی کوتاه اوج گرفته و
تمامی خلقهای ساکن در محدوده مرزهای ایران را بسوی خود جلب
نمود.رهبری این قیام را مزدا بر عهده گرفت که در نابع تاریخی
غرب وشرق از او بعنوان مزدک یاد شده است .بر اساس اعتقادات مزدک
که خود را رسولی از طرف خداوند معرفی مینمود، خداوند همه را
یکسان آفریده و همه چیز را بطور برابر در اختیارمان گذاشته است
.در این اعتقادات کسی از کس دیگر برتر نبود. سردمداران که
اعتقادات مزدا را به ضرر خود مشاهده میکردند با او به مخالفت پرداخته
و ساسانیان بعد از تثبیت حکمرانی خود قریب هشت هزار هوادار مزدک
قتل عام گشتند.با همه این احوال دیری نپائید که دین مزدک تمامی
کشور را در بر گرفت.
بعد از قرن هشتم اقتدار ساسانیان در
آذربایجان به اتمام رسیده ونظامی جدید حاکم گشت .این دوره
بعنوان درخشانترین دوره دین مزدک بشمار میآید .وقتی دین اسلام
ظهور و توسعه یافت بالطبع سرزمین آذربایجان را نیز تحت تاثیر
خود قرار داد. بعد از ایندوره تمامی ادیان سقوط نموده و اسلام
دین مشترک ملت آذربایجان گشت.ترکها بدلیل وابستگی دیرینه به
طبیعت همواره در کنار جنگلها ،دامنه کوهها و صخره های ستبر
زندگی مینمودند.ترکها همه چیز را در دامان طبیعت یافته و بهمین
دلیل نیز تمام زیبائیها را در طبیعت مییافتند. از اینرو نقطه
تولد و مرگ ترکها را طبیعت تشکیل داده وبرای حفظ آن از جان
ومال خود در راه آن گذشته اند.آنها مقاومت در برابر هرگونه
سختی سرزمین مادری خود را ترک نگفته و این سرزمین را مایه
الهام خود قرار دادند.این تاثیر را میتوان در حماسه ها و
افسانه ها بوضوح مشاهده کرد.بعنوان مثال اوغوز خاقان به ملت
خود چنین میگوید: ما با سپاهی هماند جنگل با پیکانهائی طلائی
بسوی پیروزی خواهیم رفت.ما به رودخانه ها و دریاهای بزرگی
رسیده و سرزمینمان را وسعت خواهیم بخشید.سقف خانه مان عرش
آسمان بوده و پرچممان بر تارک آن به اهتزاز در خواهد آمد .
در تاریخ آمده است که ترکها در ایام قدیم
موجوداتی
همانند گرگ و یا پرندگان را پرستش مینموده اند .با یافته های
جدید بسیاری از تئوریهای اخیر پیرامون اعتقادات ترکها پوچ
شمرده شده و بعضی از آنها نیز ارزش بیشتری یافته اند.بر اساس
این یافته ها ترکها هیچگاه جانداران و بتها را نپرستیده و
برایشان معبد نساخته است.ترکها از هر طایفه و یا قبیله ای که
بوده باشند همواره به خداوند یکتا اعتقاد داشته و او را خالق
زمین و آسمان دانسته است .ترکها قدیم موجودات متافیزیک را قبول
ننموده هر تغییری در طبیعت را نشانه ای از قدرت لایزال خداوند
دانسته اند.آنها به موجودات و انسانها همانند منظر خداوند نگریسته
و به طبیعت همواره احترام گذسته اند. اگر تاریخ را ورق بزنیم
خواهیم دید که تا قرن نهم هیچ مبارزه ای مابین طوایف ترک صورت
نگرفته است .با بسط دین اسلام اعتقادات دینی زیر ورو شده و
بخاطر بعضی وابستگیهای افراطی جنگهائی صورت گرفت. سرانجام
ترکها این دین را پذیرفته و علاوه بر رواج آن مساجد زیبائی
برایش احداث نمودند.باید پرسید آیا ترکها اصلا بت نداشتند؟
ترکها قبل از قبول دین اسلام دارای اعتقاداتی سیستماتیک بودند.در
تاریخ خلقی که بتواند بدون این بتواند تمدنی را شکل دهد وجود
ندارد.بهمین دلیل باید گفت که ترکها از اصولی دینی پیروی
مینمودند. بعضی از محققان معتقدند که ترکها در گذشته های بسیار
دور بتهائی که به گرگها ،پرندگان و بعضی حیوانات دیگر شباهت
داشتند ،پرستش مینودند . احترام و علاقه مفرط ترکها به
جانداران و علی الخصوص جانوران موجب شده بود تا به آنها وابسته
باشند.بعنوان مثال ترکها همواره بر روی اسبها به سفر و شکار
میرفتند.این محققان پا را کمی فراتر گذاشته ادعا کرده اند که
ترکها در گذشته دیرین برای اسب معابدی ساخته و حتی این چهارپای
نجیب را بهنگام مرگ طی مراسمی بخاک میسپردند.اعتقادات ترکهای
قدیم را میتوان از جمله ای در کتیبه کهن اورهون دریافت که
میگوید:
" با قدرت لایزا الهی سربازان خاقان همانند
گرگ و دشمنان همانند گوسفند شده بودند."
بطور خلاصه باید گفت که ترکها برای ادامه
قدرت و موجدیت خود از طبیعت الهام و نیرو گرفته و این موضوع
نزدیکی آنها با طبیعت را تصدیق نموده و توتم گرائی را آشکارا
رد مینماید.اسناد موثق تاریخی نشان میدهند که قبل از ترکها در
سرزمین آذربایجان اعتقادات رسمی و استواری وجود داشته است.در
این سرزمین قبل از ترکها سومریان ، عکاها،کاسها،حوریها
،یهودیان، قوتتیها،لولوبیها و مانناها و اقوام دیگری زندگی
نموده اند.تمام این اقوام در سرزمینمان تمدنهای بزرگی بنا کرده
وفرهنگهای بزرگی را شکل داده اند. آخرین تحقیقات بعمل آمده
نشان میدهد که قدمت تمدن ترکها به هزاره ای سوم و چهارم قبل از
میلاد مسیح بازمیگردد.یکی از اقوامی که سرزمین آذربایجان را
بعنوان مسکن انتخاب کرده بودند مانناها نام داشتند.در مورد
اعتقادات این قوم تاریخ شامانیسم را مطرح میسازد
.بعضی نقاشیهائی که از آندوران بیادگار
مانده است این احتمل را قوت میبخشد.
آنها
نیز همانند قوتتی ها ،لولوبیها و اورارتوها در نقاشیهای خود از
موتیفهای نیمه انسان و نیمه حیوان استفاده نموده اند .. محققان
با دیدن این تصاویر اعتقاد به دین زرتشت مانناها را تخمین زده
اند .ولی نباید فراموش کرد که اعتقاد به دین زرتشت در سده ها
اول و دوم میلادی در سرزمین آذربایجان رواج یافته است .
بعد از استیلای اعراب آذربایجان کم کم با
دین اسلام آشنا گشته و در قرن اول هجری نیز این دین مبین را پذیرفت.
در دوران حاکمیت خاندان صفوی مذهب شیعه بصرت اعتقادات دینی
رسمی درآمد.امروزه نیز دین رسمی سرزمین آذربایجان اسلام بوده و
مذهب آن نیز شیعه میباشد.براساس ارقام رسمی نود و هشت درصد
مردم آذربایجان شیعه جعفری میباشند. 0.7 درصد از جمعیت
آذربایجان را مسیحیان،0.3 درصد آنرا یهودیان و 0.1 درصد این
نفوس را پیروان سایر ادیان تشکیل میدهند. بر اساس ارقام موجود
قریب به 8.7 درصد از مردم آذربایجان جنوبی را مسلمانان اهل
تسنن تشکیل میدهند.اکثریت اهل تسنن اذربایجان جنوبی در استان
آذربایجانغربی سکونت دارند.اهل تسنن آزادانه عبادات دینی خود
را بجا آورده و مساجد مخصوص خود دارند. بقیه جمعیت را شیعیان
تشکیل میدهند.مسیحیان آذربایجان جنوبی از آشوریها،ارتدکسها،ارامنه
گریگوریان و ارامنه کاتولیک تشکیل شده اند.در آذربایجان جنوبی
همچنین بهائیان نیز زندگی مینمایند که جمعیتشان بسیار اندک
میباشد.بر اساس ارقام رسمی شمار بهائیان در آذربایجان جنوبی
کمتر از 0.1 درصد است. بهائیان بر این باورند که خداوند در
قالب پیامبران تجلی نموده و تمامی پیامبران مژده آمدن بها
رسولشان را داده اند.بعبارتی دیگر میتوان گفت که بهائیگری بر
فرهنگ دین اسلام تکیه داشته ولی از حیطه آن خارج شده است . عید
قربان،فطر،غدیرخم و نیمه شعبان بعنوان اعیاد دینی ترکهای
مسلمان این سرزمین کهن بشمار میآیند. ماه محرم و دو روز مهم
آن یعنی تاسوعا و عاشورا نیز در آذربایجان جنوبی از اهمیت دینی
بسیاری برخوردار بوده و بعنوان ستونهای مذهب شیعه بشمار میآیند.روزهای
جمعه خود در آذربیجان جنوبی تعطیل بوده و خود بعنوان یک عید
بشمار میرود .در آذربایجان جنوبی دین با سایر ممالک وسرزمینهای
مسلمان تفاوت دارد .در این سرزمین همانند تمامی ایران دین در
تمامی سطوح جامعه نقشی مهم و غیرقابل تفکیک دارد.بعنوان مثال
میتوان از نمازهای جمعه نام برد که بعنوان تریبونی سیاسی مورد
استفاده قرار میگیرد.